تبليغاتX
::: عالمی دیگر >> >>>>
   

صفحه نخست

http://alamydigar.blogfa.com/page/salamatshop.aspx فروشگاه سلامت

پست الکترونیک

آرشیو وبلاگ

 

**********
آرشیو موضوعی

سلامت سرا
اسلام و مطالعات راهبردی (الگونامه ی زندگی)
شیعه شناسی و نهضت انتظار
تاملی در بنیان خانواده
سرویس خبر و اجتماع
شیطان شناسی
امام شناسی
تعلیم و تربیت
شخصیت ها
آیات منتخب
الهی نامه
نامه ها
حب دنیا
نامه ها
یادداشت
اشعار
یهود

**********
بایگانی نوشته های قبلی

بهمن 1390
شهریور 1390
آذر 1389
آبان 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
مهر 1388
شهریور 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
آرشيو

**********

همراهان

 

سخنرانی های دکتر حسن عباسی
درباره ی دکتر حسن عباسی
صهيونيسم و جهان اسلام
وبلاگ دکتر حسن عباسی
ايپك/فرهاد باغ شمال
اندیشکده ی یقین
باشگاه اندیشه
lord of love
عصر ظهور
بت ها
ابتدا
زورنا
حلقه
بارانانه
آذر پیام
نسل آسمان
چشمه ی پنهان
یک خبرگزاری زورکی
فیلم های طب سنتی
ایستگاه تحقیقات نهال زیتون
موسسه پژوهشی حجامت ایران
استاد خیر اندیش-پدر طب سنتی ایران
موسسه پژوهشی طب قرآني - استاد خدادادی
سارای

.

.

.

.

.

web designer
برای درخشش دوباره اش
با همدیگر دعا میکنیم
..............

 

 

designer

.

.

.

.

 

آنچه مدرنیته برسرمان آورده

++++++++++++++++++++ سرویس خبر و اجتماع +++++++++++++++++++++


امروزه خانه هامان بزرگتر و خانواده هامان کوچکترشده است. ثروتهامان زیاد اما ارزشهامان کم شده است. راحتی بيشتر اما زمان کمتر، مدارک تحصيلی بالاتراما درک عمومی پايين تر، آگاهی بيشتر اما قدرت تشخيص کمتر، متخصصان بيشتراما مشکلات بيشتر، داروهای بيشتر اما سلامتی کمتر داریم.

 بدون ملاحظه ايام را می گذرانيم؛ خيلی کم می خنديم، خيلی تند رانندگی می کنيم، خيلی زودعصبانی می شويم، تا ديروقت بيدار می مانيم، خيلی خسته از خواب برمی خيزيم، خيلی کم مطالعه می کنيم، اغلب اوقات تلويزيون نگاه می کنيم و خيلی بندرت تفکریا دعا می کنيم و خيلی زياد دروغ می گوييم.

 ساختن زندگی را فرا گرفته ايم اما زندگی کردن را نه، تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ايم و نه زندگی را به سالهای عمر. ساختمانها بلندتر شده اما طبع ها کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما ديدگاه ها باريکتر، بيشتر خرج می کنيم اما کمتر بدست می آوریم، بيشتر می خريم اما کمتر لذت می بريم.

انسان به ماه رفته و برگشته اما قادر نيست برای ملاقات همسايه اش از يک سوی خيابان به سوی دیگر برود. فضای بيرون را فتح کرده اما عالم درون را ازدست داده، اتم را شکافته اما درون خود را فراموش کرده است. بيشتر مي نويسيد اما کمتر ياد مي گيرد، بيشتر برنامه مي ريزد اما کمتر انجام می دهد.

عجله کردن را آموخته و صبر کردن فراموشش شده، درآمدهای بالاتری کسب کرده اما اصول اخلاقی را گم کرده است. کامپيوترهای بيشتری مي سازد تا اطلاعات بيشتری نگهداری کند، اما ارتباط با نزدیکانش را فراموش کرده است. کميت بيشتر اما کيفيت کمتری دارد.

اکنون زمان غذاهای آماده اما دير هضم است، زمان مردان بلند قامت اما شخصيت های پست، سودهای کلان اما روابط سطحی، فرصت بيشتر اما تفريح کمتر، تنوع غذای بيشتر اما تغذيه ناسالم تر، رفاه بیشتر و طلاق بيشتر، منازل رويايی اما خانواده های از هم پاشيده.

 بیاییم زمان بيشتری را با خانواده بگذرانيم، غذای مورد علاقه مان را بخوريم و جاهايی را که دوست داريم ببينيم. زندگی فقط حفظ بقاء نيست، بلکه زنجيره ای ازلحظه های لذتبخش است. از بهترین هایمان استفاده کنيم، بهترين عطر و بهترین لباسمان را برای روز مبادا نگه نداريم و هر لحظه که دوست داريم از آن استفاده کنيم. بياييد به خانواده و دوستانمان بگوييم که چقدردوستشان داريم. هيچ چيزی را که مي تواند به خنده و شادی بيفزايد به تاُخير نيندازيم .

هر روز،هر ساعت و هر دقيقه خاص است وما نميدانيم، شايد آخرين لحظه باشد.

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 15:31

...... |     |......

 

 

 

 

ازدواج امری عقلانی نه تقلیدی

++++++++++++++++++++ تاملی در بنیان خانواده +++++++++++++++++++++


انتخاب همسر

تبیین اهمیت موضوع:

اهمیت امر ازدواج بدلیل تولید نسلی که ای بسا ممکن است هزاران سال امتداد داشته باشد، بسیار است. ازدواج يك مسئوليت است و مسئوليت را باید به بهترين وجه انجام داد.
امام صادق عليه السلام فرمودند: هنگامى كه يوسف صديق عليه السلام برادرش ، بنيامين را ديدار كرد، پرسيد: اى برادر، چگونه  ازدواج كردی؟ بنيامين جواب داد: پدرم به من دستور داد و گفت كه اگر مى توانم نسلى داشته باشم كه زمين را با تسبيح الهى زنده كند، چنان نمايم.
 اهمیت ازدواج تا اندازه ای است که مطابق روایات اسلامی هرکس اقدام به ازدواج کند نصف دینش را حفظ کرده است.

إذا تَزَوَّجَ العبدُ فَقَد استَکمَلَ نِصفَ الدّین، فَلیَتّقِ الله فی النّصفِ الباقی.     کنز العمال/44403

«آشنایی با ازدواج»

مراتبِ هدفِ ازدواج:

1-      یافتن جوابی برای غرایز

2-      کنترل غرایز

3-      رسیدن به آرامش درونی

4-      ندای فطرت و میل به جاودانگی

انواع ازدواج از نظر مدت:

1-      ازدواج موقت

2-      ازدواج دائم

انواع ازدواج ار نظر مدل:

1-      بدون شرط: در این نوع از ازدواج شرطی برای برقراری ارتباط جنسی توسط هیچکدام از طرفین ذکر نمی گردد و محدودیت برقراری ارتباط توسط مرد تنظیم می شود به شرط آنکه از چهار ماه تجاوز نکند.

2-      مشروط به ارتباط محدود: معمولاً در ازدواج موقت و گاه در ازدواج دائم یکی از طرفین شرط به ارتباط محدود می کند.

ازدواج های سنتی:

در دهه ها و سده های گذشته چنین معمول بود که والدین برای جوانانی که به سن ازدواج می رسیدند، تصمیم می گرفتند و با توجه به تجربیاتی که در طول زندگی به دست آورده بودند برای جوان خود به اصطلاح آستین بالا می زدند. البته گاه با توجه به شرایط فرهنگی و اجتماعی جایگاهی هم برای پسند دختر یا پسر قایل می شدند. ولی تصمیم گیرنده ی اصلی پدرِ دختر و مادرِ پسر بود.

مادرِ داماد با توجه به ملاک هایی که داشت باید تشخیص می داد که این دختر از جهات مختلف آمادگیِ ایفای نقش یک زن در این خانواده یا طایفه را دارد یا خیر؟ و پدر عروس طرف دیگر ماجرا را برمی تافت و آمادگی ها و لیاقت داماد آینده اش را می سنجید و نظر رد یا قبول می داد. به دلیل گستردگی خانواده های سنتی و روابط بین اعضای آن، کارکرد این مدل قابل قبول بود.

ازدواج های امروزی(مدرن):

با بالا گرفتن سرعت سیر تحولات اجتماعی و نفوذ فرهنگ وارداتی، ازدواج های ما نیز به عنوان یک پدیده ی اجتماعی دستخوش تغییرات فراوانی از جهت محتوا و مدل شد. امروز به ندرت می توان کسی را یافت که هدفش از ازدواج، تعالی و رشد باشد. امروزه عموماً ازدواج بدون هدف و فقط در پی یافتن جوابی برای نیاز های جنسی صورت می گیرد و حداکثرِ هدفِ ازدواج نوعاً رسیدن به استقلال اندیشه، رفاه اقتصادی، فرار از پاسخ گویی به امر و نهی های والدین و جامعه و یک سری خواستهای به اصطلاح معقول دیگر است که هیچکدام نمی تواند در غایت جزء اهداف اصولی ازدواج قرارگیرد. این محتوا نیز با مدل های سنتی قابل دسترس نمی نماید. لذا نسل امروز بیکار ننشسته و در تکاپوی مدلی است تا بتواند پاسخگوی به اصطلاح نیازِ امروز باشد. لذا جوانان چه دختر چه پسر به دنبال گزینه ی مناسبی برای ازدواج هستند و نقش والدین تا حد واسطه ای برای یک معامله تنزل یافته است. اینجا دیگر پدر یا مادر نه تنها اجازه ی انتخاب ندارند، حتی هرگونه اظهار نظرِ منفی در مورد یک گزینه به مداخله تعبیر خواهد شد و ناچار والدین باید انتخاب همراه با منیّت های فرزندشان را برتابند.

جوانان امروز چه دختر و چه پسر، انتخاب همسر را حقّ بی بُروبَرگرد خویش تلقّی می کنند و معمولاً آمادگی هیچگونه بحث خارج از این میدان را ندارند. جالب اینجاست که این خواسته میان جوانان لائیک و مذهبی هم مشترک است و هرکدام به دنبال کشف گمشده ی خویش به مطالعه ی شخصیت دیگران پرداخته و این اجازه را به دیگران هم می دهند که خود نیز مورد مطالعه قرار گیرند.

لیکن آنچه غرض اصلیِ این مطالعه کردن هاست، در اصل ارتباطی به ازدواج ندارد و شانس یک ازدواج موفق را اگر پایین نیاورد، بالا نیز نخواهد برد. اندک توجهی به آمار طلاق در گذشته و حال روشنگر این مدّعاست.

وقتی صحبت از ازدواج و طی مراحل انتخاب در مدل امروزین است، حداکثر شانس یک پسر (و شاید دختر!) در موفقیت انتخابش معادل زمانی خواهد بود که بدون هیچ مطالعه و تحقیقی دست به این اقدام می زند و این نظری بدون اغراق، بل با تخفیف است. حداقل در هر انتخاب چشم بسته جنبه های توفیق احتمالیی وجود دارند که با انتخاب آگاهانه در مدلی نادرست با توجه فراوان به وجوه کم اهمّیت قضیه، از میان خواهند رفت. لذا شاهد یک ازدواج کاملاً منحط خواهیم بود.

در انتخاب های امروزین معمولاً اشتباه بزرگ دیگری هم اتّفاق می افتد و آن اینست که جوان امروز بجای انتخاب همسر بدنبال انتخاب همکار است. هرکدام از طرفین، در گزینش طرف دیگر تفاوتِ استعدادهای زن و مرد و ساختار جسمی و روحیِ آن دو را ملاحظه نمی کنند و مهمّتر از آن نقش و غایت مشترکی برای هر دو قائلند. این نگرش به معنی هم عرض دانستن زن و مرد است که در نهایت به درگیری و کنتاکت خواهد انجامید.(چینی ها می گویند: اگر دو ببر زیر یک سقف باشند، حتماً یکی آن دیگری را از پای درخواهد آورد.)

ازدواج دو پزشک، دو معلم، دو محقق و دو تحصیل کرده، لزوماً ازدواج موفقی نخواهد بود. و ای بسا دانشمند که زنی کم سواد ولی فرزانه داشته اند. در حالیکه اگر زن و مرد را در طول هم قراردهیم، معادله ای اتفاق می افتد که بسیار جالب می نماید؛ مردِ قهرمانِ عرصه های نبرد برخوردهای فیزیکیِ بیرون خانه را مدیریت می کند و تدارک روزی می بیند و زن با نیرویِ خدادادِ عاطفی، برای اعضای خانواده آرامش فراهم کرده و به تربیتِ فرزندان همّت می گمارد. آن یکی در سنگر و این یکی در پشت جبهه ایفای نقش می کنند.

«ملاک نظرِ من است؟!!!»

اینکه «در انتخاب همسر ملاک را نظر پسر یا دختر بدانیم» نقطه ی فساد انتخاب همسر شایسته است. ملاک همواره باید بر «حق» استوار باشد، نه اینکه نظرِ من هرچه باشد «حق» همان است. زیرا «حق» متبوع است نه تابع. دلیل ساده ی این موضوع کاملاً روشن است؛ بُرد محاسبات آینده شناسیِ یک انسان که نهایتاً 80 سال عمر می کند و هر روز به نسبت دیروز دارای مشغله و معضله ی بیشتری است، تا چه اندازه ای است؟! قدّ و قواره ی منِ نوعی برای انتخابی که تأثیرِ آن شاید تا هزاران سال باقی باشد، تا چه اندازه متناسب است؟!! کاملاً روشن است که مبسوط الیدِمطلق و لا قید دانستنِ خویش در انتخابی راهبردی با تأثیری کلان و ابدی اشتباهی بزرگ و جبران نشدنی است.

«بَل جائَهمْ بِالْحقِّ وَ اَكثَرُهُمْ لِلْحقِّ كارِهون. وَلَوِ اتَّبَعَ الْحقُّ اًهْوائَهُم لَفَسَدَت السّمواتِ والْاَرض و مَنْ فیهنَّ بَلْ آتَیناهُم بِذِكْرِهِمْ فَهُم عَنْ ذِكْرِهِمْ مُعرِضونَ»      70 و71/مؤمنون

 ( بلكه حقّ را بر آنها آورده ولیكن اكثر آنها از حقّ متنفرند(نظر دین را برنمی تابند) و اگر حقّ تابع هواى نفس آنان شود، همانا آسمان ها و زمین و هرچه در آنهاست فاسد خواهد شد. بلكه ما براى تذكّر آنها (قرآن) را آوردیم و آنان از او اعراض كردند).

آیا بهتر نیست که در این معادله «خدا» بجای «من» انتخاب کند؟ و مگر ممکن است خدا این نیاز مرا ندیده و برنامه ای برای آن نداشته باشد؟؟

«منطق عقل» و «منطق حواس»:

قوس  صعود و نزول انسان از «خلیفة اللهی» تا«اولئک کالانعام بل هم اضلّ» است. او در انتخاب مسیر درست یا نادرست مختار است. «ونفسٍ و ما سوّاها فَألهَمَها فُجورَها و تقویها»     شمس/7و8

هرکس با تبعیت از منطق حواس و غرایز، عقل را واگذارد در فجور است، چرا كه(وجود حیوانى) «عاجله» را برتافته و «آخرة» را رها می کند. «عاجله» را نقد مى‏پندارد و «آخرة» را نسیه: «بَلْ تُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ وَتَذَرونَ الْآخِرةَ»     قیامت/20و21

«مكر شب و روز» آدمی را فریفته و او آخرت را دور می پندارد. شیطان نیز همسو با مقتضاى شهواتِ انسان، دنیا را مى‏آراید و او را درجهت تبعیّت از نفسانیّات مسیر می دهد. لذا آدمی خدا را فراموش می کند و خود وارد عرصه ی تعیین سرنوشت می شود. عقلِ عاقبت نگر را مبدّل به عقل حسابگر می کند و با ابزار عقلی که می باید امورش را با برنامه های الهی تطبیق دهد، به جمع بندیِ دریافت های حسّیِ خود می پردازد و به این ترتیب بدبختیِ خویش را رقم می زند.

«نمونه ی قرآنی ازدواج»:

هنگامی که حضرت موسی(ع) پس از درگیری با قبطیِ فرعون که منجر به قتل قبطی می شود از مصر فرار می کند، در نزدیکی مَدیَن در سایه ی درختی آرام می گیرد. ماجرایی اتفاق می افتد که در قرآن به عنوان تنها نمونه ی مفصل ازدواج  نقل شده است:‏

«وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاءَ مَدْيَنَ قَالَ عَسَى رَبِّي أَن يَهْدِيَنِي سَوَاءَ السَّبِيلِ

وَلَمَّا وَرَدَ مَاءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِّنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِن دُونِهِمُ امْرَأتَيْنِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُكُمَا قَالَتَا لَا نَسْقِي حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعَاءُ وَأَبُونَا شَيْخٌ كَبِيرٌ

فَسَقَى لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ

فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاءٍ قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءَهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ

قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ

قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَن تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِندِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ

قَالَ ذَلِكَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ أَيَّمَا الْأَجَلَيْنِ قَضَيْتُ فَلَاعُدْوَانَ عَلَيَّ وَاللَّهُ عَلَى مَا نَقُولُ وَكِيلٌ»     قصص/22-28
(و هنگامى که متوجّه جانب مدين شد گفت: «اميدوارم پروردگارم مرا به راه راست هدايت کند!»

و هنگامى که به (چاه) آب مدين رسيد، گروهى از مردم را در آنجا ديد که چهارپايان خود را سيراب مى‏کنند؛ و در کنار آنان دو زن را ديد که مراقب گوسفندان خويشند (و به چاه نزديک نمى‏شوند؛ موسى) به آن دو گفت: «کار شما چيست؟ (چرا گوسفندان خود را آب نمى‏دهيد؟!)» گفتند: «ما آنها را آب نمى‏دهيم تا چوپانها همگى خارج شوند؛ و پدر ما پيرمرد کهنسالى است (و قادر بر اين کارها نيست.)!»

موسى براى (گوسفندان) آن دو آب کشيد؛ سپس رو به سايه آورد و عرض کرد: «پروردگارا! هر خير و نيکى بر من فرستى، به آن نيازمندم!»

پس يکى از آن دو (زن) به سراغ او آمد در حالى که با حيا گام برمى‏داشت، گفت: «پدرم از تو دعوت مى‏کند تا مزد آب دادن (به گوسفندان) را که براى ما انجام دادى به تو بپردازد.» هنگامى که موسى نزد او [= شعيب‏] آمد و سرگذشت خود را شرح داد، گفت: «نترس، از قوم ظالم نجات يافتى!»

يکى از آن دو (دختر) گفت: «پدرم! او را استخدام کن، زيرا بهترين کسى را که مى‏توانى استخدام کنى او آن کسى است که قوىّ و امين باشد!»

(شعيب) گفت: «من مى‏خواهم يکى از اين دو دخترم را به همسرى تو درآورم به اين شرط که هشت سال براى من کار کنى؛ و اگر آن را تا ده سال افزايش دهى، محبّتى از ناحيه توست؛ من نمى‏خواهم کار سنگينى بر دوش تو بگذارم؛ و ان شاء الله مرا از صالحان خواهى يافت»

(موسى) گفت: «(مانعى ندارد،) اين قراردادى ميان من و تو باشد؛ البته هر کدام از اين دو مدّت را انجام دهم ستمى بر من نخواهد بود (و من در انتخاب آن آزادم)! و خدا بر آنچه مى‏گوييم وکیل است!»)

توجه به نکاتی در ازدواج حضرت موسی(ع):

1- امید به رحمتِ هدایتِ خدا هنگام ورود به مدین (توکّل)

2- توجه به وظیفه ی انسانی در آب دادن به گوسفندان آن دو دختر که برای موسی ناشناسند، و تصور هیچ خیری از آن ها در ذهن موسی(ع) نیست و این عمل موسی(ع) فقط قربتاً الی الله است.

3- دعا ی« رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ» آن هم پس از خیر رساندن به نیازمند.

4-  اجابتِ بلافاصلة دعای موسی(ع)، در شرایطی که اندک خطایی از موسی (ع) سرنزده.

5- موسی(ع) زور بازو و استعدادهای خدادادی و فیس و افاده ی خانواده ی سلطنتیِ فرعون را(که در این خانواده بزرگ شده و هنوز به نبوّت هم نرسیده) به رخِ یک خانواده ی چوپان نمی کشد! و پیشنهاد شعیب را بدون مذاکره با دخترشعیب و حتی سنجیدن به اصطلاح منطقی میان خود و دختر شعیب، می پذیرد و خدا را بر آن وکیل می گیرد.

تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافری است                   راه رو گر صد هنر دارد توکل بایدش

قواعدی از قرآن و روایات برای ازدواج:

إن یَکونوا فُقراءَ یُغنِهِمُ اللهُ مِن فَضلِهِ    32/ نور

از نظر قرآن ثروت یا فقر مادّی ارتباطی به اصل ازدواج ندارد. بنا براين اگر ترس از فقر مانع ازدواج شود، در واقع بدگمانى نسبت به شأن خداوند خواهد بود. آنچه در اسلام از نظر اقتصادی دارای اهمیت می باشد غِنایِ کفافی است:

«رسولُ الله(ص): اللهمَّ ارزُق محمداً وآلَ محمدٍ ومَن أحبَّ محمداً وآلَ محمدٍ، العِفافَ والکفافَ. وارزُق مَن أبغَضَ محمداً وآلَ محمدٍ المالَ والبَنونَ.»        کافی/ج2/ص140/ح3 

راهبردِ قرآنی ازدواج بسیار فراتر از آنچیزی است که در تصور ابتدایی ماست. چنانچه در سوره ی فرقان هنگامی که باریتعالی صفاتِ (عِبادُ الرَّحمان) را برمی شمرد، زبان حالشان را چنین یادآور می شود که:

وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا     74/ فرقان 

توجّه به این نکته در آیه ی فوق مهمّ است که نِیل به مقام امامت متقین در مرتبه ی پس از رسیدن به قرّةُ العینی است که قرار است خدا از راه ازواج و ذُرّیّات هِبِه شان کند. لذا بدون یک خانواده ی موفّق نمی توان به مقامِ امامُ المُتّقین رسید.

ولایتِ «الله» نیز در گرو یک هدف در نکاح است: «الله»

رسول الله(ص): مَن نَکَحَ ِلله وَ أنکَحَ ِلله إستَحَقَّ وِلایَة الله     محجة البیضاء/ ج3 /ص54

سفارشی که به دقت در دین زن و مرد در یک ازدواج شده تا اندازه ای است که نمی توان به سادگی از آن گذشت.

رسول الله(ص): لایَختار حسنُ وجهِ المرأةِ علی حسنِ دینِها     کنز العمال/44590

                   زیبا رویی زن بر حسن دینش ترجیح ندارد.

امام حسن نیز به مردی که در ازدواج دخترش مشورت خواست می فرماید که دخترش با مردی متقی پیمان ازدواج بندد، چراکه اگر مرد متقی زنش را دوست بدارد گرامیش دارد و چون از او ناخرسند گردد به او ظلم نکند.

جاءَ رجلٌ الی الحسنِ(ع) یَستَشیرهُ فی تزویجِ إبنَتِه، فَقال:

زَوِّجها مِن رَجُلٍ تَقیٍّ، فَإنَّّهُ إن أحبّها أکرَمَها و إن أبغَضَها لَم یَظلَمَها      مکارم الاخلاق/ج1/ص446/ح1534

***

و اَعجبِ احادیث در مدل ازدواج از امام رضا(ع) که می تواند خلاصه ای بر کل این مبحث باشد:

 لَو لَم تکُن فی المُناکِحةِ والمصاهرةِ آیةٌ مُحکَمةٌ و لاسنّةٌ متّبِعةٌ، لَکانَ فیما جَعَلَ اللهُ فیها مِن بِرّ القریبِ و تَألّفِ البَعیدِ، ما رغبَ فیهِ العاقلُ اللبیب،و سارعٌ الیهِ الموفّقُ المصیب.        مکارم الاخلاق/ج1/ص449/ح1541

اگر ازدواج بر سنت متبوع و نشانه ی محکمی استوار نباشد، آنچه خدا در آن قرارش داده خوشی های نزدیکی است که به اُلفت انجامیدنشان بعید است. انسان عاقل رغبتی در این ازدواج نمی کند و آنکه بسوی این ازدواج رود، همراهِ مصیبت هاست.

احکام معطّل و مسائل ناگفته:

احکام تعطیل مانده و مسائل نگفته ی فراوانی در موضوع ازدواج باقی است که تحقیق و اندیشه ی صاحبنظران را می طلبد. آیا با وجود لایه های فلاکت بار فقر، شرایط احیاء (ملک یمین) فراهم نیست تا با عمل به 14 آیه ی قرآن فصلی نو در روابط اجتماعیمان تعریف شود؟ و آیا با وجود آمار چند برابریِ دخترانِ دَمِ بخت نسبت به پسرانِ آماده ی ازدواج، هنوز باید از طرحِ تعددِ زوجات خجالت کشید و به آیاتِ قرآنی در این مورد هم بی توجه بود؟

  نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 12:30

...... |     |......

 

 

 

 

تأملی بر بنیاد خانواده«1»:

++++++++++++++++++++ تاملی در بنیان خانواده +++++++++++++++++++++


 

انتظار خدا از یک دختر و یک زن چیست؟ و آیا اینان امروز چه اندازه به این موضوع می اندیشند؟؟؟

کدامیک اسلوب حقیقی یک دختر را تعیین می کند؟سنت یا مدرنیته؟ و دیدگاه اسلام در این مورد چیست؟

دیدگاه اسلام زن و مرد را یکسان نمیداند، لاکن آن دو را دارای  ارزش برابر از حیث انسانیت میداند.(علی الخصوص از نظر تقوی) اسلام زن ومرد را نه تنها از نظر جسمی ارزشمند می داند، بلکه به کردار آنان دقت نظر دارد: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِير».

در این آیه ملاک ارزشمندی زن و مرد تقوی بیان شده و همچنین بصورت ضمنی تفاوت های کم اهمیت، به عنوان دستمایه ای برای شناخت، مطرح گردیده است.

در اسلام جایگاه زن نه در برابر که در کنار مرد است. و هیچ کدام از زن یا مرد به تنهایی کامل نیستند. این هر دو سرباز یک سنگرند.

هنرمندی خدا هنگامی ثابت می شود که می تواند عواطفی میان دو جنس زن و مرد برقرار نماید و آن دو را درکنار هم به آرامش برساند.

دنیای مدرن، تمامی توان خود را برای رو در رو قرار دادن زن و مرد به کار گرفته و از هیچ عمل ناشایستی در این مسیر ابا ندارد. حتی با سیاست بازی و حیله گری تمام، از رسانه ها علی الخصوص تلوزیون، برای به سربازی گرفتن به اصطلاح طبقه ی زنان بر علیه مردان، آن هم بدون مزد، استفاده می کند. تا جایی که با ایجاد بیگانگی در درون خانواده ها تخم تفرقه را در تمام سطح اجتماع پاشیده و بنیان و ریشه ی تمامی روابط را در کنترل خود در می آورد. و با این کار به نوعی اجتماع را مدیریت کرده و به مسیر دلخواهش می اندازد.

 

نباید فراموش کرد که برای آغاز یک جریان جامعه ساز، تربیت صحیح زن قدم اول است و تمدن غرب این را به خوبی دریافته و به اجرا گذاشته است. لاکن تلاش امروز ما در تدارک مسیر مناسبی برای تربیت زنانی چون حضرت زهرا و حضرت زینب تکلیفی است که به آسانی قابل صرف نظر نیست.

 

  نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 12:16

...... |     |......

 

 

 

 

گذری بر حجاب در قرآن

++++++++++++++++++++ تاملی در بنیان خانواده +++++++++++++++++++++


 

چندي پيش طي مباحثه اي كه با يكي از شخصيتهاي قرآني در تهران داشتم، ايشان اشاره اي به موضوع عدم الزام عموم به حجاب در قرآن نمودند. لكن توضيح خاصي در اين مورد ندادند، به اين ترتيب بود كه انگيزه تحقيق و پرس و جوي بيشتر براي اينجانب در مورد اين موضوع جنجالي بوجود آمد.

در آيه 59 سوره احزاب ميخوانيم: (يا ايها النبي قل لازواجك و بناتك و ازواج المومنين...) كه دايره شمول آيه شامل سه دسته است يا بعبارت ديگر حكم صادره در ادامه اين آيه سه گروه را شامل ميشود:

1-ازواج رسول الله(ص)

 2-دختران رسول الله(ص)

 3-نساء مومنين

«البته توجه به اين نكته لازم است كه در مورد اخير "مومنين" همان شوهران "نساء" هستند فلذا نبايد "مومنين" را صفت "نساء" دانست كه در اين صورت بايستي از كلمه "مومنات" استفاده مي شد».

نكته مهم در اين قسمت از آيه همراهي خاصي است كه در بيان اين سه گروه وجود دارد و به همراه هر جنس مونث اشاره اي بصورت مضاف اليه به يك جنس مذكر شده است. و از اين قرينه ميتوان دريافت كه حجاب براي زنان بخاطر مردان «شوهران» و تحت نظر و فرمان آنها بوده و با ايمان آنها رابطه مستقيم دارد. و در موضوع حجاب مردان مومن مستقيماً ذينفعند. اين موضوع لااقل قسمتي از فلسفه حجاب است كه توضيح آن در ادامه مطلب آمده است.در ادامه آيه ميخوانيم: (...يدنين عليهن من جلابيبهن...) كه شامل يك بحث لغوي و يك بحث عقلي است.

بحث لغوي: ريشه كلمه "يدنين" از "يدي" به معني "دست" ميباشد. و "يدنين" يعني "باز كردن و گستردن" {با توجه به اين نكته كه "دست = باز" است و "مشت = بسته"}.

بحث عقلاني: غالب مفسرين بحث لغوي را در مورد "جلباب" انجام داده اند در حاليكه پس از مشخص شدن مفهوم "يدنين" ديگر نيازي به اين مباحث وجود ندارد و روشن است كه منظور آيه "باز كردن و گستردن" جلباب بر روي آن گروههاي زنان است. نه "پيچيدن و پوشيدن" و امثال آن. و مشخص است كه جلباب چه بايد باشد؛ چيزي كه بتوان آنرا باز كرد و گسترد مثل چادر.

از ادامه آيه اين مفهوم بدست مي آيد كه اين نوع حجاب باعث شناخته شدن (شخصيت) استفاده كننده اش مي شود كه نبايد مورد آزار ديگران قرار بگيرد. پس خداوند آمرزنده و مهربان بوده كه راه خطا را بسته است. اما چرا زنان مومنين ،نه زناني كه مومنند؟ و تكليف زنان مومن چيست؟

از بررسي آيات ديگر در مورد حجاب، نكات بسيار ديگري هويدا خواهد گشت. ضمنا ناگفته پيداست كه غير مومن الزامي به حجاب ندارد زيرا اعتقاد به حجاب ندارد و مثل الزام فراتر از اعتقاد «كاسه داغتر از آش» است.  حجاب حق مردان مومن است بر ذمه زنانشان، همچنانكه كسب حلال و اعطاي نفقه بر ذمه مردان است.

گوهري در وجود زن به وديعه نهاده شده كه وظيفه زن حراست از آن در برابر ديگران و اهداء آن به مرد است همچنانكه تلاش روزمره و كسب حلال و كنترل خود در برابر زنان نامحرم وظيفه مردان مومن است.خلاصه اينكه درجه ي حجاب زن با ايمان و غيرت مرد رابطه مستقيم دارد. استاد شهيد مرتضي مطهري در كتاب مساله حجاب در خصوص حجاب (ملك يمين _ كنيز و غلام) چنين آورده است:  در روايت است كه مردی از مردم عراق - كه به واسطه ي مجاورت با ايران معمولا در اين مسائل سختگيرتر بودند - حضور امام صادق عليه السلام مشرف شد . به مناسبتی سخن از مردم مدينه به ميان آمد و آن مرد اعتراض كرد و
گفت اينها زنان خود را همراه غلامان میفرستند و احيانا زنان هنگامی كه میخواهند سوار شوند به كمك غلامان سوار میشوند، مثلا دست روی شانه غلامان میگذارند و سوار میشوند. امام صادق فرمود اين كار مانعی ندارد، و
آنگاه آيه 56 از سوره احزاب را كه مفيد همين معنی است قرائت فرمود : "« لا جناح عليهن فی آبائهن و لا ابنائهن ولا اخوانهن ولا ابناء اخوانهن و لا ابناء اخواتهن و لا نسائهن و لا ماملكت ايمانهن »"به طور كلی بردگان اعم از
جنس زن يا مرد از نظر اسلام در بسياري از احكام استثناهايي دارند.

مثلا از نظر پوشش و حرمت نظر، كنيزان با زنان آزاد فرق مي كنند و بر كنيزان واجب نيست كه سرهاي خود را بپوشانند. علي هذا بعيد نيست كه غلامان نيز چنين استثنايي داشته باشند. استاد در ادامه بحث از قول برخي صاحبنظران چنين نقل مي كند كه فاصله طبقاطي نيز در بحث حجاب تاثير دارد و كسي كه بدنبال لقمه ناني مي دود و شكمش به پشت چسبيده به فكر چنين مسائلي نيست كه بدنبال ديدن موي سر نامحرم باشد. همچنين است بحث خواجگان و طفيلياني كه نيازي به زن ندارند.

حضرت صادق عليه السلام فرمود نگاه كردن به سر زنان تهامه -باديه نشينان- مانعی ندارد ، زيرا ايشان را هر گاه نهی كنند ، فائده ندارد. از آيت الله آقا سيد عبد الهادي شيرازي نقل شده است كه ايشان اين حكم را در مورد آن عده از زنان شهري كه همچون زنان دهاتي نهي كردن ايشان مفيد واقع نمي شود ، تعميم ميدادند.

بسترهاي پاك مهمترين عامل در تربيت نوع انساني است و رعايت حريم بين زن و مرد براي جلوگيري ازبوجود آمدن احتمال خطر، مقدمه ايجاد اين عامل است.

حجاب اختياري عامل رشد و باعث شناخته شدن ايدئولوژي صاحب حجاب است. اصل بر اين است كه انسان مختار است و تمام ارزش انساني او (خليفة اللهي) در گرو همين انتخاب آگاهانه است. اينجاست كه ارزش انسان از ملائك هم بيشتر ميشود زيرا اگر فرشتگان مرتكب گناه نمي شوند و همواره در اطاعت الهي هستند، اين امر مربوط به نوع آفرينش آنهاست و البته اگر اين كارها از روي انتخاب باشد ارزشش بيشتر است. لذا انسان خليفة الله است.

در اين ميان و با توجه به مطالبي كه گذشت ميتوان چنين گفت كه دختران و زنان به حجاب سفارش شده اند (حجاب واجب است ولي جبري نيست)، لاكن وقتي در نكاح مومنين در آيند، به اختيار خود در انحصار آنها در آمده اند، و همچنانكه مردان مومن خود را در برابر اميال نفساني كنترل ميكنند و در اين موضوع از محدوده خانواده خارج نمي شوند بايستي زنان خود را نيز كنترل نموده و ملزم به رعايت حجاب نمايند «يا ايهاالذين آمنوا قوا انفسكم و اهليكم نارا». و اين همان غيرتمندي است. در تاييد اين مسئله و متمم كلام، روايات زير قابل تامل است:
اميرالمؤمنين علی عليه السلام به فرزندش امام مجتبی چنين توصيه مي فرمايد: تا میتوانی كاری كن كه زن تو با مردان بيگانه معاشرت نداشته باشد. هيچ چيز بهتر از خانه ، زن را حفظ نمیكند . همانطور كه بيرون رفتن آنان از خانه و معاشرت با مردان بيگانه در خارج خانه برايشان مضر و خطرناك است ، وارد كردن تو مرد بيگانه را بر او در داخل خانه و اجازه معاشرت در داخل خانه نيز مضر و خطرناك است . اگر بتوانی كاری كنی كه جز تو مرد ديگری را نشناسند چنين كن. 

روزی رسول خدا از مردم پرسيدند : چه چيز برای زن از هر چيز بهتر است ؟ كسی نتوانست پاسخ بگويد . حسن بن علی عليه السلام كه در آن زمان كودك و در مجلس حاضر بود . قصه را برای مادرش حضرت زهرا سلام الله عليها نقل كرد. فرمودند : از همه چيز بهتر برای زن اينست كه مرد بيگانه ای را نبيند و مرد بيگانه ای هم او را نبيند.

  نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 12:6

...... |     |......

 

 

 

 

افتتاح سلامت سرا

++++++++++++++++++++ سلامت سرا +++++++++++++++++++++


بسم الله الرحمان الرحیم

با امید به رحمت خاصه خداوند متعال فروشگاه سلامت سرا بعنوان بزرگترین مرکز عرضه مواد غذایی سالم و ارگانیک در تمام کشور، با ویژگی های خاص در تبریز افتتاح شد

این مجموعه، بزرگترین مرکز تخصصی عرضه عسل طبیعی با آنالیز آزمایشگاهی است. همچنین در این مرکز کلیه مواد غذایی پس از تعیین درجه سلامتی با برچسب سلامت عرضه می گردد. ضمنا بزودی فروشگاه اینترنتی این مرکز نیز دایر خواهد شد.

منتظر دیدار شما در این مرکز هستیم

نشانی: تبریز- خیابان آزادی - مابین سه راهی گلگشت و گلباد - سلامت سرا

تلفن: 04113344041   -   فروش تلفنی دایر است

rezarasoli1001@yahoo.com

این متن را جهت اشاعه تغذیه سالم به تمام دوستان خود ایمیل کنید

. با تشکر

. مدیر عامل شرکت کیمیا سلامت کالا

. رضا رسولی

  نوشته شده در  جمعه چهارم شهریور 1390ساعت 10:28

...... |     |......

 

 

 

 

سفری از میان دریاچه ارومیه

++++++++++++++++++++ +++++++++++++++++++++


 

یک آشنا فاصله دو بندر در دو سوی دریاچه را با پای پیاده در مدت 5/4 ساعت با پای پیاده طی کرد. این نمک نوردی با چشمانی اشک آلود در وداع با دریاچه صورت گرفت .

احداث چند سد بزرگ در مسیر رودهایی که به دریاچه می ریزند، عامل اساسی کم آبی دریاچه ارومیه است. البته خشک سالی های چند سال اخیر هم در خشک شدن این دریاچه ی زیبا بی تاثیر نبوده است.

بنظر کارشناسان این دریاچه در سه تا پنج سال آینده بطور کامل خشک خواهد شد و عواقب ناشی از این فاجعه ی زیست محیطی بسیار فراتر از حد انتظار خواهد بود. هشت میلیارد تن نمک اولین دستاورد این فاجعه است که زمین های کشاورزی را تا استان قزوین تحت تاثیر قرار می دهد. هفتصد میلیون هکتار کویر دستاورد دوم این فاجعه است. افزایش مبتلایان به سرطان پوست و کوری که از هم اکنون مقدمات آن در روستاهای اطراف آذرشهر قابل مشاهده است، احتمالا کلانشهر تبریز را تا حد یک شهر متروکه پیش خواهد برد مگر اینکه با شکستن سد های اطراف دریاچه یا انتقال آب از دریای خزر آنرا نجات دهیم. (خود را نجات دهیم)

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آذر 1389ساعت 23:39

...... |     |......

 

 

 

 

چمران(2)

++++++++++++++++++++ +++++++++++++++++++++


مصطفی چمران به سال ۱۳۱۱ شمسی در خیابان پانزده خرداد تهران، بازار آهنگرها، محله سرپولک متولد شد.

وی تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه انتصاریه، نزدیک پامنار، گذراند و دوران متوسطه را در دارالفنون و البرز طی کرد. در رشته الکترومکانیک دانشکده فنی دانشگاه تهران پذیرفته شد. و پس از فارغ التحصیلی یک سال به تدریس در دانشکدهٔ فنی پرداخت.

شاگرد اول دانشگاه تهران بود و در درس ترمو دینامیک از استادش مهدی بازرگان نمره 22 را دریافت کرد.

چمران با بورس شاگرد اولی در دانشگاه تهران برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت در دانشگاه تگزاس و برکلی با بهترین نمره ممکن دو دکترا گرفت سپس در یک شرکت بزرگ آمریکایی به نام بل که روی پروژه‌های علمی قمر مصنوعی فعالیت داشت استخدام و تا تیرماه ۱۳۴۴ که به همراه دوستانش به خاور میانه رفت، در این شرکت فعالیت داشت.

در سال 1341، پس از فارغ التحصیل شدن با خانواده خود به نیوجرسی منتقل شد و ضمن عضویت در شورای مرکزی جبهه ملی به عنوان عضو هیئت اجرایی و مسئول مالی به فعالیت پرداخت. تدارک اعتراضات و بسیج دانشجویان در جلوی سازمان ملل در نیویورک ـ در جلوی کاخ سفید در واشینگتن و همچنین سفارت ایران در شهر واشینگتن و سایر کنسولگری‌ها در شهرهای شیکاگو ـ نیویورک ـ سانفرانسیسکـو در جهت اعتراض به وضعیت سیاسی ـ اجتماعی ایران بخش عمده‌ای از تلاش و فعالیت‌هایش در این سال‌ها است.

ماجرای بست نشستن او در عبادتگاه سازمان ملل بدین قرار است: در سازمان ملل، محلی به عنوان معبد وجود دارد که نه مسجد است نه کلیسا؛ صرفاً عبادتگاه است. اتاقی است بزرگ و ساده که به صورت یک اتاق آرام و فضایی روحانی طراحی شده و بازدیدکنندگان بعضاً در این محل لحظاتی توقف کرده و با خود خلوت و به نیایش درونی می‌پردازند. دوازده نفر از ایرانیان طبق قرار قبلی در این محل حاضر شده و اصطلاحاً بست می‌نشینند. پس از چند دقیقه توجه مأمورین به این نفرات که بیش از حد معمول در محل عبادتگاه توقف کرده‌اند جلب می‌شود. مامورین خواستار خروج این نفرات از عبادتگاه می‌شوند. جمع متحصن خواستار ملاقات با دبیر کل سازمان ملل می‌شوند که با مخالفت مأمورین روبرو می‌شوند. از طرفی دیگر، عده‌ای از اعضاء جبهه ملی و دانشجویان هم در خارج از ساختمان تجمع کرده و پلاکاردها و بیانیه‌هایی به زبان انگلیسی در اعتراض به شاه و هیئت حاکمه ایران بین توریست‌ها و مردم توزیع می‌کنند.

 خبر تحصن ایرانیان در محل سازمان ملل خبرنگاران را به آنجا می‌کشاند. مأمورین که از خروج متحصنین ناامید می‌شوند گارد مخصوص را آورده و دست و پای آنها را گرفته، کشان کشان از سازمان ملل بیرون می‌برند و خبرنگاران خارجی و تلویزیون‌های سراسری آمریکـا از این صحنه فیلمبرداری می‌کنند. روی زمین کشیده شدن چمران با سری بی مو به روی پله‌های سازمان ملل صحنه فجیعی را در اخبار کانال‌های مختلف تلویزیون آمریکا به وجود می‌آورد. این فیلم برای چمران بسیار گران تمام شد؛ زیرا این نوع حرکت‌ها برای یک محقق در یک شرکت بزرگ علمی نمی‌توانست قابل قبول باشد.

مصطفی چمران دو بار ازدواج کرد او از همسر اول خود، پروانه، سه فرزند دارد؛ که دو دختر و یک پسر می‌باشند. فرزند پسر او، بعدها در سواحل آمریکا غرق می‌شود. وی پس از سفر به لبنان، از همسر آمریکایی خود جدا شد و با یک زن لبنانی به نام «غاده» ازدواج کرد.

و در 31 خرداد 1360 به شهادت رسید.

  نوشته شده در  جمعه هفتم آبان 1389ساعت 21:1

...... |     |......

 

 

 

 

مرغ سحر ناله سر مکن:

++++++++++++++++++++ اشعار +++++++++++++++++++++


مرغ سحر ناله سر مکن
ديد گان خسته تر مکن
ما ز اه و ناله خسته ايم
ما غمين و دل شکسته ايم
گوشمان ز ناله کر مکن
ناله سر مکن ناله سر مکن

نغمه هاي شادمان خوان
صد سرود جاودان خوان
با نواي عاشقانه خوان
عمر مانده را چنين هدر مکن
ناله سر مکن ناله سر مکن
ظلم ظالمان هميشه هست
جرم مجرمان هميشه هست
مکر روبهان هميشه هست
بر دهان ظالمان بزن
از گناهشان گذر مکن
ناله سر مکن ناله سر مکن

صورت ار به سيلي چو خون کنم
به که راز خود ز دل برون کنم
پيش دشمنان را گلايه چون کني
دشمنان خويش را خبر مکن
ناله سر مکن ناله سر مکن

مرغ سحر ناله سرمکن
ديد گان خسته تر مکن

همای

  نوشته شده در  سه شنبه سی ام شهریور 1389ساعت 8:44

...... |     |......

 

 

 

 

قانون جاذبه

++++++++++++++++++++ +++++++++++++++++++++


به من بگو به چه می اندیشی تا به تو بگویم خدا سرنوشت تو را چگونه رقم خواهد زد.

هرکس مرکز جهان خویشتن است. اعتقاد به اینکه ما پدید آورندگان شرایط هستیم نه پدیده ای برآمده از شرایط نقطه ی آغاز این  موضوع است. ما تصویر و شمایلی از خدا هستیم. ما راه دیگری هستیم برای جهان هستی تا خود را درک کند.

 انسان به شکل منبع آفرینش خلق شده است. پس انسان قدرت خداگونه ای برای عینیت بخشیدن به خواسته هایش دارد. چه از آن استفاده کند یا نکند.  قدرت تماماً از درون  ماست و به همین دلیل است که تحت کنترل ماست.

اگر تفکر بصورت آگاهانه صورت بگیرد و افکار بصورت هدفمند هدایت شود، آفرینشی نو در زندگی اتفاق می افتد. زیرا شما مدیر افکار  و در نتیجه مدیر زندگی خود هستید.

«چه فکر کنید که می توانید و چه نمی توانید در هرصورت حق با شماست.»(هنری فورد)

 ماموریت انسان در زندگی  به او گوشزد نشده است. هرکس خود باید نقشه ی خدا برای خلق خویش را کشف کند. ماموریت و مقصد انسان در زندگی آن چیزی است که خود برای خویش انتخاب می کند.

شادی درونی جوهره ی موفقیت است. خودتان را همراه آن چیزی که آرزو دارید تصور کنید. تصمیم بگیرید چه چیزی می خواهید و روی آن تمرکز کنید، تا آن را جذب کنید. یادتان نرود که انسان موجودی نامحدود است.

  نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مرداد 1389ساعت 18:50

...... |     |......

 

 

 

 

روغن فندق

++++++++++++++++++++ سلامت سرا +++++++++++++++++++++


 

فندق غنی از روغن است. در واقع 60 تا 70 درصد فندق از روغن تشکیل شده است.

روغن فندق از مغز فندق تهیه مى شود و روغنى است به رنگ زرد روشن با طعمى ملایم و مطبوع که در آشپزى کاربرد دارد و اثرات درمانى آن شبیه روغن بادام است. برخى نقاشان، آنرا در رنگ نقاشى داخل مى کنند تا تابلوهاى رنگ روغنى زودتر خشک شوند.

با الهام از روش های قدیمی طب سنتی ایران روغن فندق با روش کلدپرس یا فشردن دانه بدون حرارت تهیه شده و روغن حاصله عاری از هر گونه افزودنی و یا نگهدارنده های شیمیایی است. در قدیم و کتب طب سنتی به روش عصّاری معروف بوده است. کلد پرس بهترین روش روغن گیری است به گونه ای که می توان بیشترین مواد موثر همچون ویتامین ها و اسید های چرب غیر اشباع یگانه و چند گانه را به همراه روغن از دانه استخراج نمود. برای طعم خوب روغن، انتخاب دانه های روغنی مناسب و حرارت کم در حین تولید ضروری است که در این روش حرارتی کمتر از 40 درجه سانتیگراد به دانه های روغنی می رسد این ساختار و ترکیب روغنی دارای فواید بسیار برای بدن است.

تامین انرژی، تنظیم حرارت، محفاظت در برابر عوامل بیرونی و کمک به گردش ویتامین‌های محلول در چربی.

در روغن فندق، برخی اسیدهای چرب وجود دارند که اعمال مهمی را برای بدن انجام می‌ دهند؛ به عنوان مثال "اسید اولئیک" موجود در روغن فندق از افزایش کلسترول خون پیشگیری می‌کند (کلسترول را به میزان 2/26درصد کاهش می ‌دهد)، قند خون را تنظیم می ‌کند و آپوپروتئین A-1 را که برای پیشگیری از بروز بیماری ‌های عروق سیاهرگ مفید است،(به میزان 25 درصد) افزایش می ‌دهدو آپوپروتئین B که مضر می ‌باشد را(به میزان 5/7درصد) کاهش می ‌دهد.

دیگر اسید چرب مفید در روغن فندق، "اسید لینولئیک" است که به مقدار زیادی در روغن فندق یافت می ‌شود. لینولئیک اسید نقش خیلی مهمی در رشد و سلامت اندام‌ ها دارد.

ویتامین های فندق:

 فندق یک منبع خوب از ویتامین‌های B1، B2 و B6 است. این ویتامین ‌ها برای حفظ سلامت مغز و خون‌سازی مخصوصا برای کودکان در حال رشد ضروری هستند. ثابت شده است که مصرف 25 تا 30 گرم فندق در روز، تمامی ویتامین E مورد نیاز در روز را تامین می کند و برای پیشگیری از بیماری‌ های عروق سیاهرگ قلبی و سرطان کافی است.

روغن فندق بهترین منبع شناخته شده ویتامین E است که برای سلامت ماهیچه ‌های قلب و دیگر ماهیچه‌ های بدن ضروری است.

این ویتامین همچنین برای عملکرد طبیعی سیستم تولید مثل ضروری می ‌باشد.

ویتامین E از تجزیه و همولیز گلبول ‌های قرمز خون جلوگیری می ‌کند، بنابراین به عنوان نوعی محافظ در برابر کم‌ خونی یا آنمی عمل می کند.

از دیگر فواید ویتامین E که در فندق به وفور یافت می ‌شود، پیشگیری و ممانعت از عوامل ایجاد کننده سرطان می ‌باشد. اگر سرطان قبلا در بدن شکل گرفته باشد، ویتامین E  با سلول‌ های سرطانی می‌ جنگد.

املاح و مواد معدنی فندق:

فندق دارای مواد معدنی بسیار از جمله: کلسیم ،آهن، روی،پتاسیم و فسفر  می باشد.

تحقیقی جدید نشان داده است، افرادی که فندق و یا روغن آن را مصرف می‌ کنند، 50 درصد کمتر از کسانی که هیچ گاه فندق نمی ‌خورند، در معرض خطر مرگ بر اثر حمله ‌های قلبی هستند. این روغن دارای مواد تغذیه ‌ای مفیدی برای سلامت قلب است.

بعلاوه درصد گرم فندق 639 کالری حرارت وجود دارد. فندق دارای کلسیم زیاد بوده ویتامین B بسیار و C و کاروتن کم دارد.
موارد مصرف:
برطرف کننده سل در افراد مسلول- دفع کننده سنگ کلیه و درد اعصاب بی اندازه مغذی بوده و برای بیمارانی که دوره نقاهت را می گذرانند مفید است.

اگر این روغن را سریعا به محل گزیدگى عقرب و رتیل بمالید زهر را از بین مى برد.  تقویت و پر پشت کننده موی مژه و ابرو است ، مرطوب کننده و نرم کننده پوست نیز می باشد.

مصرف روغن فندق به مدت دو هفته و روزانه 15 گرم در دفع کرم کدو مؤثر است ضمن اینکه مخلوط مساوى روغن فندق با روغن زیتون براى سرخ کردن رنگ موها مفید است. این روغن در عطرسازى هم مصرف مى شود همچنین مقوى معده بوده و بهترین داروى ریزش مو است.

طبق متون معتبر طب سنتی روغن فندق از نظر طبیعت گرم و خشک است. لذا براي بيماري قند مفيد است. مصرف 25 تا 30 گرم فندق در روز، بدن را هم در برابر بیماری‌ های قلبی محفوظ می دارد.

بتاسیتوسترول که به مقدار زیادی در فندق یافت می ‌شود، اثر فوق‌العاده‌ای در کاهش کلسترول دارد و در پیشگیری از سرطان سینه و پروستات بسیار موثر است.

اين دانه روغني براي تقويت بدن، روده و معده، سرفه، درد سينه و كبد مفيد است. سموم را از بدن خارج كرده و براي ريزش مو و سوزش مجاري ادرار مفيد مي باشد. بدلیل داشتن روی فراوان در ترشح هورمون های جنسی دخالت دارد ولي فشار خون را بالا مي برد.
اگر شما فعاليت فكري زيادي داريد بهتر است فندق بخوريد چون به دليل فسفر زياد مغز شما را تقويت مي كند. ولي به خاطر داشته باشيد افراط در خوردن دانه فندق باعث نفخ و گاز شكم و استفراغ مي شود. اگر سرد مزاج هستيد بهتر است فندق را با آب و عسل بخوريد و اگر گرم مزاجيد با سكنجبين ميل كنيد. لیکن در استفاده از روغن آن عوارض جانبی گزارش نشده است.

  نوشته شده در  شنبه دوازدهم تیر 1389ساعت 0:49

...... |     |......

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بگو يا الله... برخيز ديوارهارا بردار... و مرزها را در هم شكن اينجا بيكراني مقدس است و هر كراني ديده شود سراب است... سر خمها را بگشاييد... انگار انگور انتظار مي شده است! شايد شراب حضور سيرابمان كند.. اگر ادعاي دوستي با قرآن داريم، پس اثر اين دوستي كو؟!… انگار با خود تعارف داريم. اگر ميخواهيم آگاهانه، اصولي و شعورمند زندگي كنيم، لزوم هماهنگي در محوراصلي زندگي ضروري است. زندگي فعلي است كه صيغه ي آن در قرآن صرف مي شود غافل از اينكه (فعل انجام عمل است نه فقط صرف آن). دوران نظريه پردازي محض تمام شده است، بايد فعاليت عملي داشته باشيم. شناخت حق با درک عناصر زمان و مکان، شرایط و موقعیت‌ها، تعهد و مسئولیت‌ ما است. هدف هستی، تحقیق حقیقت است. محقق شدن حقیقت، جز با شناختن حق غیر ممکن است. حق دارای خاستگاه الهی است. و تقابل حق و باطل انکار ناپذیر است.