در حسرت ديدار
در حسرت ديدار تو آواره ترينم من
در عشق و وفاداريت افسانه ترينم من
سوز دل من شمعت گل آن رخ زيبايت
در ياد نگاه تو پروانه ترينم من
هجر تو،فراق تو، درد و محنم باشد
در هجر و فراق تو ، ديوانه ترينم من
وصل تو،لقاي تو،درمان جنون باشد
در وصل و لقاي تو ، درمانده ترينم من
گر تو بكني يادم، من نيز كنم يادت
در جمع مريدانت ، آيينه ترينم من
دردا كه دلم دل نيست در جام دلم مي ريز
در مستي مستيّ تو، مستانه ترينم من
راضي به رضاي تو ، افتاده بپاي تو
زنجير به پاي دل ، آزاده ترينم من
نوشته شده در یازدهم بهمن 1385ساعت 23:47
......
|
|......