تبليغاتX
::: عالمی دیگر >> >>>>
   

صفحه نخست

پست الکترونیک

آرشیو وبلاگ

 

**********
آرشیو موضوعی

سلامت سرا
اشعار
حب دنیا
تاملی در بنیان خانواده
اسلام و مطالعات راهبردی (الگونامه ی زندگی)
شیعه شناسی و نهضت انتظار
نامه ها
شخصیت ها
امام شناسی
آیات منتخب
شیطان شناسی
یهود
الهی نامه
تعلیم و تربیت
سرویس خبر و اجتماع

**********
آرشیو نوشته های قبلی

مهر 1388
شهریور 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
بهمن 1385
دی 1385
آبان 1385
شهریور 1385
خرداد 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384

**********

همراهان

 

درباره ی دکتر عباسی
سخنرانی های دکتر عباسی
وبلاگ دکتر عباسی
باشگاه
ابتدا
اندیشکده یقین
حیات طیبه
بت ها
داس و قلم
طب قرآني-تغذیه
درد دل اجتماع
صهيونيسم و جهان اسلام
tabrizblog
نقطه صفر
عصر ظهور
دولت قرآن
دانا
lord of love
بارانانه
آذر تیم-وبلاگ نویسی
نگاه نو
عطيلات حاج آقا و من
حاصل اوقات
کربلا
هجرت
ايپك/ باغ شمال
زورنا
حلقه
یک خبرگزاری زورکی
آذر پیام
نسل آسمان
چشمه ی پنهان
سفیر 313

.

.

.

.

.

web designer
برای درخشش دوباره اش
با همدیگر دعا میکنیم
..............

 

 

designer

.

.

.

.

 

تعریف کیفی امام

++++++++++++++++++++ امام شناسی +++++++++++++++++++++


تعريف كيفي امام:

در نماز جماعت به امامي اقتدا مي كنيم كه عادل باشد و اين مهمترين شرط امام است. در اين ميان نكته اي كه معمولا فراموش مي شود، عدالت است. اينكه امام بايد نمونه و الگو باشد نه فقط در صحت قرائت حمد و سوره، بلكه در ارائه ي روش زندگي براي امروز، امري است كه بطور معمول از آن غافليم.

امام اجازه ندارد در هياهوي جامعه غرق شود و نداند.و نداند كه نداند.

حقيقت اينست كه نمازهاي جماعت ما حالتي فرماليته دارند و امام هاي جماعت غالباً بصورتي نه سنتي بلكه جاهلانه از ميان ملبسين عوامي انتخاب ميشوند كه غالباً سر بار جامعه اند و تقريباً هيچ نوع حركت سازنده اي ندارند. نه مولد فكرند و نه مال. و تنها و تنها مصرف كردن بلدند. چنين ...هايي لايق ماموم هايي چون خودند.

و عدالت اين نيست كه امامت با عبا و قبا تعريف شود. معدودند آناني كه لياقت امامت بر جماعت دارند، بهشتي ها، رجايي ها، شريعتي ها، چمران ها... هر چند در اندازه هاي كوچك.

امام الگو است. اگر علي (ع) امام است، بهترين ِ زمان است. حسين(ع) هم همينطور.

اينان فقط اهل نماز و چند پارامتر ظاهري ديگر دين نيستند، همه ي دينند، دين ناطقند. در منتهاي تخصص هاي زمان خود قرار دارند، كه قسمت كوچكي از آن در زمان امام باقر و امام صادق (ع) با تربيت شاگرداني چون جابر بن حيان نمود پيدا كرد. از كار فرار نمي كنند، علي(ع) نخلستان آباد مي كند و چاه هاي آبي كه با دست خود حفر مي كند وقف مستمندان مي كند.

كوتاه سخن اينكه هر كس چنين باشد، لياقت امامت دارد. و اين تعريف كيفي امام است.

نكات جالبي از آيات و روايات فراواني كه در مورد امام بيان شده است، بدست مي آيد كه حاصل اندكي تأمل و توجه است.

- امامت اكمال دين و اتمام نعمت:

"اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام دينا" 3-مائده

- مزد غير منطقي (فرا تر از منطق):

"ما أسألكم عليه من أجر الا من شاء أن يتخذ الي ربه سبيلا" 57-فرقان

- امامت نور است:

امام كاظم عليه السلام در تبيين آيه "آمنوا بالله و رسوله والنور الذي انزلنا" فرمودند: النور هو الامام.

- تعبير نداشتن امام به جاهليت:

امام صادق (ع): من مات و ليس عليه امامٌ حيٌ ظاهرٌ مات ميتة جاهلية.

- زمين بدون حجت متصور نيست:

امام باقر (ع):لا تبقي الارض بغير امام ظاهر او باطن.

- هر امتي با امامش محشور مي شود:

71-"يوم ندعوا كل اناس بإمامهم" اسراء

- نكته مهم اينكه؛ بندگان خاص خدا كه با ذكر نشانه هاي الهي مورد استحمار قرار نمي گيرند، لياقت امامت بر متقين دارند:

"والذين اذا ذكروا بآيات ربهم لم يخرّوا عليها صماً و عمياناً والذين يقولون ربنا هب لنا من ازواجنا و ذرياتنا قرة اعينٍِِ وجعلنا للمتقين اماماً" 73 و 74 فرقان

-گستردگي محدوده ي اهل بيت:

امام باقر(ع): انما يعرف الله عز و جل و يعبده من عرف الله و عرف امامه منا اهل البيت.

- نوع عقل امام (نه عقل رواية كه عقل رعاية است.):

امام علي(ع): -في وصف الائمة- عقلوا الدين عقل وعايةٍ و رعاية ، لا عقل سماعٍ و رواية فانّ رواة العلم كثير و رعاته قليل.

- شرك در امامت مساوي شرك در توحيد:

از امام صادق (ع): من اشرك مع امامٍ امامتُهُ من عند الله مَن ليست امامتُهُ من الله كان مشركاً بالله.

- عدد اهل بدر ، ملاك قيام و قعود:

امام باقر (ع): اذا اجتمع للامام عدة اهل البدر ثلاثمائة و ثلاثة عشر وجب عليه القيام و التغيير.

ادامه دارد...

  نوشته شده در  بیست و ششم مرداد 1386ساعت 0:2

...... |     |......

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بگو يا الله... برخيز ديوارهارا بردار... و مرزها را در هم شكن اينجا بيكراني مقدس است و هر كراني ديده شود سراب است... سر خمها را بگشاييد... انگار انگور انتظار مي شده است! شايد شراب حضور سيرابمان كند.. اگر ادعاي دوستي با قرآن داريم، پس اثر اين دوستي كو؟!… انگار با خود تعارف داريم. اگر ميخواهيم آگاهانه، اصولي و شعورمند زندگي كنيم، لزوم هماهنگي در محوراصلي زندگي ضروري است. زندگي فعلي است كه صيغه ي آن در قرآن صرف مي شود غافل از اينكه (فعل انجام عمل است نه فقط صرف آن). دوران نظريه پردازي محض تمام شده است، بايد فعاليت عملي داشته باشيم. شناخت حق با درک عناصر زمان و مکان، شرایط و موقعیت‌ها، تعهد و مسئولیت‌ ما است. هدف هستی، تحقیق حقیقت است. محقق شدن حقیقت، جز با شناختن حق غیر ممکن است. حق دارای خاستگاه الهی است. و تقابل حق و باطل انکار ناپذیر است.