الهي! خود دعايمان كردي كه دعايت كنيم،آداب دعا بياموزمان.
الهي! قدرت سپاس گزاردنت ده كه سپاس گويي كفايت نمي كند.
الهي! راز و رمزهايت را در ميان كودكان يافتم و در برابر اين بزرگواران خردسال شرمنده شدم، پس كودكي پيش گرفتم تا بزرگ نشوم.
الهي! رها از بند خويش كن و در بند خويش گرفتار.
الهي! سفر وحدتم بنما كه اسفار اربعه راهي بس طولاني است.
الهي! دلشكسته ام، خسته شده ام، از ديدن آنان كه خبري از عشق در وجودشان نيست بيزارم. بدنبال كيمياي عشقم، رهنمايم باش.
الهي! رسم مرا به اسماء خويش برسان.
الهي! به آنچه دادي صابرم گردان و به آنچه نداده اي شاكر.
الهي! چه زيباست از طرف پست ترين خلايق متهم شدن و چه زيباست از حرمان و درد و فقر و بيچارگي به بارگاه تو در آويختن.
الهي! بيداري بخش خفتگان روزم گردان.
الهي! نهايت رسوايي گدايي از گدايان است، نمي خواهم برده ي بندگان دنيايي باشم.
الهي! نمي توانم شاهد باشم كه حق را مظلومانه به مسلخ ببرند و كفر و ظلم و جهل مستانه خنده ي شادي سر دهند.
الهي! در حيرتم كه چطور مي توان چون تو نبود، كه خود ما را خليفه كرده اي!
الهي! دنيا معركه اي است كه در آن ديوانه ي تو از دست ديوانگان دنيا سنگ بسيار خورد.
الهي! مي انديشم كه دردهاي مادي دوستانت رابه درمان معنوي شفا مي بخشي و دردهاي معنوي دشمنانت را به درمان مادي تسكين مي دهي. مرا دوست خود بخواه.
الهي! در دنيا هم بهشتيم كن كه هر كه در دنيا طعم بهشت نچشد در آخرت نيز نمي چشد.
الهي!
درستي من بين در اين زمان خراب افتَتِح يا مفتح الابواب
و الهي! مرا به دوستانت برسان.
نوشته شده در ششم آبان 1386ساعت 1:42
......
|
|......