تبليغاتX
::: عالمی دیگر >> >>>>
   

صفحه نخست

پست الکترونیک

آرشیو وبلاگ

 

**********
آرشیو موضوعی

سلامت سرا
اشعار
حب دنیا
تاملی در بنیان خانواده
اسلام و مطالعات راهبردی (الگونامه ی زندگی)
شیعه شناسی و نهضت انتظار
نامه ها
شخصیت ها
امام شناسی
آیات منتخب
شیطان شناسی
یهود
الهی نامه
تعلیم و تربیت
سرویس خبر و اجتماع

**********
آرشیو نوشته های قبلی

مهر 1388
شهریور 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
بهمن 1385
دی 1385
آبان 1385
شهریور 1385
خرداد 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384

**********

همراهان

 

درباره ی دکتر عباسی
سخنرانی های دکتر عباسی
وبلاگ دکتر عباسی
باشگاه
ابتدا
اندیشکده یقین
حیات طیبه
بت ها
داس و قلم
طب قرآني-تغذیه
درد دل اجتماع
صهيونيسم و جهان اسلام
tabrizblog
نقطه صفر
عصر ظهور
دولت قرآن
دانا
lord of love
بارانانه
آذر تیم-وبلاگ نویسی
نگاه نو
عطيلات حاج آقا و من
حاصل اوقات
کربلا
هجرت
ايپك/ باغ شمال
زورنا
حلقه
یک خبرگزاری زورکی
آذر پیام
نسل آسمان
چشمه ی پنهان
سفیر 313

.

.

.

.

.

web designer
برای درخشش دوباره اش
با همدیگر دعا میکنیم
..............

 

 

designer

.

.

.

.

 

آسيب شناسي ارتباط با قرآن(1):

++++++++++++++++++++ شیعه شناسی و نهضت انتظار +++++++++++++++++++++


آسيب شناسي ارتباط با قرآن(1)

آيا قرآن كتابي است كه براي خواندن و ثواب بردن نازل شده است؟

اگر چنين باشد، فقط بايد سعي كرد تا بيشتر و بيشتر قرآن خواند.

و اين يعني مسابقه ي كميت، و فدا كردن كيفيت. و اگر چنين باشد، شمر و عمرِ سعد بايستي بهتر از حسين(ع)، و ابوشترِ اول و مترسك كلاغ پرانِ دوم و الاغِ كاخ نشينِ سوم، مي بايد بهتر از علي(ع) قلمداد شوند. و البته بايد چنين تلقيي از كتاب و سخن حيّ الهي در ميان مردم بوجود آورده شود تا مسند حكومت غصب گردد و غدير محَقَّق نشود.

وقتي قرآن مي خوانيم انتظارمان چيست؟ اگر كسب ثواب و رسيدن به مقام رضايت الهي است، يا آنقدر احمق هستيم كه فكر مي كنيم با صرف ساعتي وقتِ ناقابل و قرائت يك جزء قرآن، به ثواب هنگفتي نائل شده ايم كه غالباً اينطور نيست! ويا نعوذ بالله، خدا را آنقدر احمق پنداشته ايم كه تجارت سرش نمي شود، و در قبال ساعتي صرف زمان، هدايايي بسيار گرانقدر خواهد داد!!!

بنا بر اين، جايگاه قرائت قرآن، اندكي پايين تر از خواندن روزنامه قرار مي گيرد. پُر واضح است كه هر كس روزنامه ميخواند، مي خواهد مطلب را دريابد و منظور آن را متوجه شود. ولي قرائت قرآن فقط بزاي ثواب بردن است.

و البته چنين قرآني بايد و بايد در قبرستان ها و براي مردگان خوانده شود.

قرآن زندگان، زنده است و اين قرآن اگر به دقت و با تدبّر خوانده شود، نكات فراواني از اندرون آن هويدا خواهد شد كه سراسر زندگي انسان را متحول خواهد كرد. اينك اين آيات را به دقت بخوانيم:

"و نُنَزِّلُ مِن القرآنِ ما هو شفاءٌ و رحمةٌ للموءمنينَ ولا يَزيدُ الظالمينَ الّا خَسارا" 82-اِسراء

"مَن عَمِلَ صالحاً مِن ذَكَرٍ اَو اُنثي و هو مومنٌ فَلَنُحيِيَنّهُ حياةً طيِّبةً و لَنجزيَنّهُم اَجرَهُم بِاحسنِ ما كانوا يعملون" 97-نحل

شفا و رحمت و حيات طيبه، با وِرد ما و جادوي خدا جامه ي عمل نمي پوشد... .

 

  نوشته شده در  بیست و هشتم آبان 1386ساعت 23:33

...... |     |......

 

 

 

 

بار الها!

++++++++++++++++++++ الهی نامه +++++++++++++++++++++


======================== 

بارالها! عاشقان را صبر ده                   ديده اي بارنده همچون ابر ده

اختيــارم راه دل را مي زند                    اختيــار از من بگير و صـبر ده

======================== 

الهي!

 ما را به محمد و آل محمد واصل گردان.

الهي!

تا خود را در يابم، دريابم.

الهي!

 شكرت كه «عسر» و «يسر» را با "مع" پيوند كردي.

الهي!

چشم دل با دنيا به آخرت كور مي شود، بصيرتمان ده.

الهي!

 رسم مسلماني بر ما بياموز كه اسم مسلمان كار گر نيفتاد!

الهي!

آنكه خود را بر سرِ آبي مي بيند،سرابي مي بيند.سراب مرا سرِ آبِ حياتِ خضر گردان.

الهي!

 چگونه سپاسگذارت باشم كه دوستانت را به من مي شناساني و دلم را به ديدار آنان تسكين مي دهي؟ وچگونه سپاسگذارت نباشم!

الهي!

اميدي كه از طرف تو مي آيد، روح افسرده و جسم وامانده را به حركت مي آورد، پير را جوان مي كند و مرده را حيات مي بخشد. چگونه مي توان فقط تماشا گر بود؟

بار الها!

 صداي گذر عمر را مي شنوم، ولي نمي توانم برخيزم. دنياييان دست و پايم بسته اند. لكن من نيز عزم كرده و به توفيق تو دلبسته ام. تو مرا در جوار رحمتت سكني ده.

  نوشته شده در  بیست و هشتم آبان 1386ساعت 0:57

...... |     |......

 

 

 

 

الهی نامه

++++++++++++++++++++ الهی نامه +++++++++++++++++++++


الهي! خود دعايمان كردي كه دعايت كنيم،آداب دعا بياموزمان.

الهي! قدرت سپاس گزاردنت ده كه سپاس گويي كفايت نمي كند.

الهي! راز و رمزهايت را در ميان كودكان يافتم و در برابر اين بزرگواران خردسال شرمنده شدم، پس كودكي پيش گرفتم تا بزرگ نشوم.

الهي! رها از بند خويش كن و در بند خويش گرفتار.

الهي! سفر وحدتم بنما كه اسفار اربعه راهي بس طولاني است.

الهي! دلشكسته ام، خسته شده ام، از ديدن آنان كه خبري از عشق در وجودشان نيست بيزارم. بدنبال كيمياي عشقم، رهنمايم باش.

الهي! رسم مرا به اسماء خويش برسان.

الهي! به آنچه دادي صابرم گردان و به آنچه نداده اي شاكر.

الهي! چه زيباست از طرف پست ترين خلايق متهم شدن و چه زيباست از حرمان و درد و فقر و بيچارگي به بارگاه تو در آويختن.

الهي! بيداري بخش خفتگان روزم گردان.

الهي! نهايت رسوايي گدايي از گدايان است، نمي خواهم برده ي بندگان دنيايي باشم.

الهي! نمي توانم شاهد باشم كه حق را مظلومانه به مسلخ ببرند و كفر و ظلم و جهل مستانه خنده ي شادي سر دهند.

الهي! در حيرتم كه چطور مي توان چون تو نبود، كه خود ما را خليفه كرده اي!

الهي! دنيا معركه اي است كه در آن ديوانه ي تو از دست ديوانگان دنيا سنگ بسيار خورد.

الهي! مي انديشم كه دردهاي مادي دوستانت رابه درمان معنوي شفا مي بخشي و دردهاي معنوي دشمنانت را به درمان مادي تسكين مي دهي. مرا دوست خود بخواه.

الهي! در دنيا هم بهشتيم كن كه هر كه در دنيا طعم بهشت نچشد در آخرت نيز نمي چشد.

الهي!

  درستي من بين در اين زمان خراب           افتَتِح يا مفتح الابواب

و الهي! مرا به دوستانت برسان.

  نوشته شده در  ششم آبان 1386ساعت 1:42

...... |     |......

 

 

 

 

دشمنی با شیطان عینی

++++++++++++++++++++ شیطان شناسی +++++++++++++++++++++


اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

دشمني با شيطان

قالب عمومي شيطان استوانه اي با سطح مقطع مربع است كه قسمت بالائي آن داراي نوك هرمي شكل است.(مانند تيرهاي برق)

اين شكل در رمي جمرات نماد شيطان است(ابليس=اُبِليك=اُبليسك، نام اين نماد است.) در غرب اين نماد در وسط ميادين و قبرستانها طواف شده و پرستيده مي شود.

شبيه ترين اشياء به اين نماد برج هايي است كه در تمامي شهرهاي بزرگ به راحتي قابل مشاهده است. و اگر بگويم زندگي آپارتمانيي كه در اين برج ها صورت مي گيرد از شيطاني ترين زندگي ها است سخني به گزاف نگفته ام.

شیطان، نخستین كسى بود كه:

قیاس نمود و خود را از آدم علیه السلام برتر و بالاتر دانست. (11-12 اعراف)

در پیشگاه با عظمت الهى تكبر نمود و به دستور خالق خود عمل نكرد. (34- بقره)

حجر) 35-31) معصیت و نافرمانى خدا را كرد و آشكارا با او مخالفت نمود.

قسم دروغ خورد. (21 اعراف)

عبادت و بندگى او، فرشتگان را به تعجب در آورد. (44- نمل)

سحر و جادو كرد و آن دو را به مردم یاد داد. (102- بقره)

به ناحق مخاصمه و جدال كرد و خداى تعالى به او لعنت نمود. (78- ص)

به خدا كفر ورزید. (74- ص)

عبادت و خلقت خود را ستود و صورت هاى مجسمه و بت را ساخت. شبیه شدن به دیگران را مطرح و مردم را به آن تشویق كرد.

براى زیبایى ، زلف گذاشت.و اين مقدمه ي آرايش است.

نقاشى كرد و چهره كشید.

به دروغ گريه كرد.و اين يعني نقش بازي كردن.

غنا و آواز خواند، همان زمانى كه آدم علیه السلام از درخت نهى شده خورد، و اولین كسى است كه نوحه خواند و گریست ؛ چون او را به زمین فرستادند، به یاد بهشت و نعمتهاى آن نوحه و گریه كرد.

جالب است بدانيد كه شيطان نماز هم مي خوانده است. و  سجده هاي 4هزار ساله داشته است.

***

بنابراين ميتوان چنين گفت كه اولين موجودي كه بناي مخالفت با خدا را گذاشت، شيطان بود.

و از آنجا كه الوسواسُ الخناسُ: (الذي يوسوس في صدور الناس)،لذا جايگاه مبارزه با شيطان نيز در دل آدمي است.

و شايد بتوان گفت بزرگ ترين دشمن انسان خود اوست و به عبارت بهتر، خواست ها و خواهش هاي او از خود. خواست ها و خواهش هايي كه بوسيله ي وسوسه ي شيطان در دل آدمي زنده مي شود و با اهميت دادن انسان، ريشه دوانده و بزرگ تر مي شود. تا جايي كه ممكن است ترك آن خواسته تقريباً غير ممكن شود. و اينجاست كه انسان به مخالفت خدا برخاسته است.

دشمني با شيطان عينيي كه در جهان غرب پرستيده مي شود، هر چيزي كه هست افتادن در دامن مدرنيته ي غرب نيست. و بر اساس تئوري فوق، راه نجات از مدرنيسم، كنار زدن و نخواستن آرامش كاذبي است كه هديه ي مدرنيته است.

شعارهاي شيطان و كليد واژه هاي كفر (بدون شرح):

آزادي - ليبراليسم - اباحي گري - نفسانيت سالاري

دموكراسي

human right حقوق بشر

sivil sosiety جامعه ي مدني

  نوشته شده در  سوم آبان 1386ساعت 0:49

...... |     |......

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بگو يا الله... برخيز ديوارهارا بردار... و مرزها را در هم شكن اينجا بيكراني مقدس است و هر كراني ديده شود سراب است... سر خمها را بگشاييد... انگار انگور انتظار مي شده است! شايد شراب حضور سيرابمان كند.. اگر ادعاي دوستي با قرآن داريم، پس اثر اين دوستي كو؟!… انگار با خود تعارف داريم. اگر ميخواهيم آگاهانه، اصولي و شعورمند زندگي كنيم، لزوم هماهنگي در محوراصلي زندگي ضروري است. زندگي فعلي است كه صيغه ي آن در قرآن صرف مي شود غافل از اينكه (فعل انجام عمل است نه فقط صرف آن). دوران نظريه پردازي محض تمام شده است، بايد فعاليت عملي داشته باشيم. شناخت حق با درک عناصر زمان و مکان، شرایط و موقعیت‌ها، تعهد و مسئولیت‌ ما است. هدف هستی، تحقیق حقیقت است. محقق شدن حقیقت، جز با شناختن حق غیر ممکن است. حق دارای خاستگاه الهی است. و تقابل حق و باطل انکار ناپذیر است.