تبليغاتX
::: عالمی دیگر >> >>>>
   

صفحه نخست

پست الکترونیک

آرشیو وبلاگ

 

**********
آرشیو موضوعی

سلامت سرا
اشعار
حب دنیا
تاملی در بنیان خانواده
اسلام و مطالعات راهبردی (الگونامه ی زندگی)
شیعه شناسی و نهضت انتظار
نامه ها
شخصیت ها
امام شناسی
آیات منتخب
شیطان شناسی
یهود
الهی نامه
تعلیم و تربیت
سرویس خبر و اجتماع

**********
آرشیو نوشته های قبلی

مهر 1388
شهریور 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
بهمن 1385
دی 1385
آبان 1385
شهریور 1385
خرداد 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384

**********

همراهان

 

درباره ی دکتر عباسی
سخنرانی های دکتر عباسی
وبلاگ دکتر عباسی
باشگاه
ابتدا
اندیشکده یقین
حیات طیبه
بت ها
داس و قلم
طب قرآني-تغذیه
درد دل اجتماع
صهيونيسم و جهان اسلام
tabrizblog
نقطه صفر
عصر ظهور
دولت قرآن
دانا
lord of love
بارانانه
آذر تیم-وبلاگ نویسی
نگاه نو
عطيلات حاج آقا و من
حاصل اوقات
کربلا
هجرت
ايپك/ باغ شمال
زورنا
حلقه
یک خبرگزاری زورکی
آذر پیام
نسل آسمان
چشمه ی پنهان
سفیر 313

.

.

.

.

.

web designer
برای درخشش دوباره اش
با همدیگر دعا میکنیم
..............

 

 

designer

.

.

.

.

 

ادب: آداب حضور در محضر امام

++++++++++++++++++++ شیعه شناسی و نهضت انتظار +++++++++++++++++++++


 

در حديثي از امام رضا(ع) عقل به موهبتي الهي تعبير شده كه سعي در بدست آوردن آن جز جهل نمي افزايد و ادب به آنچيزي تعبير شده كه بايد در بدست آوردن آن تلاش كرد.

تربيت(ادب)

موانع و مقتضيات آن

ادب چيست؟

چگونه مي توان كسب ادب كرد؟

باتوجه به مضمون روايت منقول از حضرت امام رضا(ع) ميتوان به اين نكته اشاره نمود كه كسب ادب وظيفه اي است كه عدول از آن بر اساس روايت امام صادق كه فرمودند «اگر جوان مومني را بيابم كه دنبال علم آموزي نيست ادبش مي كنم»، شرعاً قابل پيگرد است.

اين بحث اهميت توجه به موضوع ادب را مي رساند.

حال چه چيز را بايد كسب كرد و چگونه؟محل بحث اصلي است. لذا در مقدمه ي ورود به بحث ادب، به دليل نزديكي موضوع تربيت به اين بحث، اندكي به موضوع تربيت مي پردازيم:

اگر عبارت (رفع موانع و ايجاد مقتضيات براي شكوفايي استعدادها در جهت كمال مطلق) را بعنوان تعريف تربيت بپذيريم، كارمان بسيار ساده مي شود و ميتوانيم تربيت را تئوريزه كنيم.

اگر موانع تربيت را بشناسيم و با ايجاد مقتضيات آن در مسير كمال مطلق، بكوشيم بايد استعدادهايمان شروع به شكوفايي و بروز نمايد. يادمان نرود كه مي خواهيم آداب حضور در محضر امام را بياموزيم.

موانع تربيت و مقتضيات آن:

الف_ مانع اصلي؛ دنيا

زندگي دنيوي چيزي جز كالاي فريب نيست.

(و ما الحيوة الدنيا الا متاع الغرور) آل عمران / 185، حديد/ 20

 

شيريني كاذبي كه در زندگي دنيوي است همواره مانع اصلي در ترك دنيا مي باشد. غافل از اينكه:

دنيا زني است عشوه ده و دلستان ولي ***  با كس همي به سر نبرد عهد شوهري

*به حاشيه راندن دنيا؛ مقتضيِ اصلي ادب(تربيت)

جايي كه دنيا هدف قرار مي گيرد بزرگترين ظلم به نفس صورت مي گيرد.

((يا ايها الناس انما بغيكم على انفسكم متاع الحياة الدنيا))

يونس / 23

اى مردم ! ستم و سركشى شما تنها به زيان خودتان است (كه سبب آن ) بهره ورى از زندگى دنيوى است.

رسول الله (ص): حب الدنيا راءس كل خطيئة.

الكافى / ج 2، ص 315

گذشتن از لذتهاي كاذب و فريب دنيا آدمي را در شاهراهي قرار مي دهد كه مقتضي اصلي تربيت است. اينكه دنيا هدف نيست، بلكه وسيله اي است كه با بهره گيري از آن بايد به هدف(آخرت) رسيد، عبارتي است كه كم و بيش با آن آشنا هستيم. لذا با طرح مثالي مي خواهم اين موضوع را ملموس تر نمايم:

غالباً سر سفره مي نشينيم و تا جايي كه سير نشده ايم مي خوريم، و تا وعده ي غذاي بعدي آن را حمل مي كنيم. (تا اينجا خوردن هدف بوده است)

با اندكي تامل در خواهيم يافت كه اگر خوردن وسيله اي براي كسب انرژي باشد، به گونه اي ديگر هم مي توان غذا خورد كه؛ غذا ما را حمل كند.

لذا دنيا بايستي در حاشيه ي مسير زندگي قرار داشته باشد. تعريف هر گونه هدف دنيوي آدمي را از مسير حقيقي(صراط مستقيم) خارج كرده و راه تربيت او را با مشكل اساسي مواجه مي كند.

ب_ مانع فردي:

انقلاب دروني يا حداقل نداي باطن حقايقي هستند كه حتماً براي تمام انسانها تجربه شده اند. كافي است نوع آدمي در برابر چنين حقيقتي بي تفاوت نباشد. اگر انسان در اين شرايط با جواب ندادن به وجدان، پنجره ي هدايت را بر روي خود ببندد، مانعي براي نيل به تعالي براي خود بوجود مي آورد.

*تمايل به تعالي؛ مقتضي فردي ادب(تربيت)

((يا ايها الذين آمنوا عليكم انفسكم لا يضركم من ضل اذا اهتديتم ))

مائده / 105

چنانچه انسان خود تمايلى به تعالى نداشته باشد و خواهان پذيرش ‍ سختيهاى سير در قوس صعود نباشد، مانعى بزرگ بر سر راه تربيت خود ايجاد كرده، اما اگر بخواهد برود و در مسير كمال گام بردارد، مى تواند و خداى متعال اين امكان را به همه انسانها داده است كه بتوانند متصف به صفات و كمالات الهى شوند. اگر انسان بخواهد تربيت كمالى بيابد، كسى را ياراي مقابله با او نيست.

ج_ موانع اجتماعي:

اينكه در يك جامعه مردم از نظر فرهنگ در چه مرتبه اي قرار داشته باشند براي تربيت امري مهم است. جامعه بعنوان بستر تربيت آدمي، بايستي داراي ويژگي هايي باشد. مختصراً مي توان چنين گفت كه روح حاكم بر جامعه در تربيت آدمي نقشى مهم دارد. فرهنگ جاهلى و اعتقادات باطل حاكم بر جوامع ، ارزشهاى منفى و روابط ناسالم اجتماعى ، حاكميت رسوم و سنن منحط كه به صورت بندهايى بر دست و پاى انسانها بسته مى شوند، مانع حركت جامعه به سوى كمال خواهند بود.

*فرهنگِ رشد؛ مقتضي اجتماعي ادب(تربيت)

احاطه ي فرهنگ قرآني بر جامعه در رشد آن جامعه تاثير شگرفي خواهد داشت. و جايي كه غلبه با فرهنگ منحط باشد، در پويندگان راه تعالي و رشد امكان بروز دلسردي محتمل است.

علي (ع) مي فرمايد: ((ياايها الناس ! لاتستوحشوا فى طريق الهدى لقلة اهله ))

اگر مردم دريك جامعه در محاسبه ي نفس خويش كوشا باشند و همواره خود را آماده ي مرگ ببينند، باورمند به الست و هبوط بوده و حقيقتاً مومن به مبداء و معاد باشند، حركت بطرف رشد و تعالي(تربيت) در اين جامعه جاي حود را خواهد يافت. دعاي جامعه ي كوچك اصحاب كهف را بنگريد:

(رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا)

10/كهف

د_ موانع سياسي:

حكومت و روابط حاكميتي در كيفيت انسانها تأثير غيرقابل انكاري دارد. هرگاه كرامت انسان در جامعه بوسيله ي حكومت مراعات نگردد نمي توان از توده ي مردم انتظار غير معقول داشت. در كلام امير المومنين آمده است كه هرگاه فرومايگان بر جامعه مسلط شوند گرانمايگان ورافتند، يا، چون امور بدست اراذل افتد افاضل هلاك شوند.

و كرامت انساني جز به عدالت محقق نمي شود.

*عدالت؛ مقتضي سياسي ادب(تربيت)
عدالت لازمه ي تربيت است ؛در كلام اميرالمومنين(ع) به صراحت آمده است:

((العدل حياة))

غررالحكم و درر الكلم_ص20

((بالعدل تصلح الرعية))

غررالحكم و درر الكلم_ص292

((ما عمرت البلاد بمثل العدل))

غررالحكم و درر الكلم_ص127

عدالت بهترين وسيله است تا بتوان مردمان را از آلودگيها پالود و به راستى و درستى سير داد، در سخنى ژرف از امير مؤمنان(ع ) آمده است:
((جعل الله سبحانه العدل قوام الانام، و تنزيها من المظالم و الاثام، و تسنية للاسلام))

مستدرك الوسائل ، ج 11، ص 320
خداوند سبحان عدل را ستون زندگى مردم، و سبب پاكى از ستمكاريها و گناهان، و روشنى چشم اسلام قرار داده است.

سيره پيامبران بر اين بوده است كه با زدودن ستمها و برپا كردن عدالت، آدميان را به صفات و كمالات الهى متصف كنند.

در حكومت ظلم انسانها به خوارى كشيده مى شوند، گناه و معصيت مى كنند، و دست به تباهى مى زنند؛ اما در حكومت عدل استعدادها شكوفا مى شود، خردها به كمال مى رسد و حكمت و علم فراگير مى شود. شاخصه و نمونه اعلاى اين تربيت ، در حضور حجت حق، امام زمان (عج ) تحقق مى يابد؛ تا جايى كه در آن زمان فرخنده زنان در خانه ها باكتاب خدا و سنت پيامبر قضاوت مى كنند. از امام باقر(ع ) روايت شده است كه فرمود:

((توتون الحكمة فى زمانه حتى ان المراءة لتقضى فى بيتها بكتاب الله تعالى و سنة رسول الله ) ))

بحارالانوار، ج 52، ص 352

در دولت مهدى (ع ) به همه مردم علم و حكمت مى آموزند تا آنجا كه زنان در خانه ها با كتاب خدا و سنت پيامبر(ص ) قضاوت مى كنند.

امام باقر(ع ) درباره تحول تربيتى و اكمال عقول در آن دوره مى فرمايد:

چون قائم ما قيام كند، دست خود را روى سر بندگان مى گذارد و بدين ترتيب خردهاى مردمان را به كمال مى رساند و اخلاقشان را كامل مى كند.       بحارالانوار، ج 52، ص 336

آن حضرت به تاييد الهى، خردها را نورانى مى كند تا مردمان پيروى هوا و هوس نكنند و خلق و خويها را الهى مى كند تا به نيكى و درستى زندگى كنند. واينها همه در سايه ي تحقق عدل محقق مي شود.

ه_ موانع اقتصادي:

فقر و ثروت هر دو تباه كننده ي استعدادهاي آدمي است.

خداى رحمان اموال و داراييها را وسيله اى براى جريان امور آدميان و بسترى مناسب براى حركت و رشد آنان قرار داده است، اما عده اي به ثروت به عنوان يك هدف نگريسته و بجاي استفاده از آن به نگهباني تبديل مي شوند كه بايد تمامي اوقات شبانه روز به فكر حفاظت و محاسبه ي آن باشند.

از طرفي نزديك است كه فقر به كفر تبديل گردد و از طرف ديگر ثروت تباه كننده ي دين و سخت كننده ي دلها است.رسول الله(ص) فرمودند:  ((كاد الفقر ان يكون كفرا))

الكافى ، ج 2، ص 307؛

امير المومنين(ع) ميفرمايد: ((اعلموا ان كثرة المال مفسدة للدين ، مقساة للقلوب))  غررالحكم ، ج 1، ص 262

*قناعت؛ مقتضي اقتصادي ادب(تربيت)

(عفاف ) و(كفاف ) و(قناعت ) و(قصد) بهترين مقتضى براى تربيت آدمى و بهترين زمينه اقتصادى براى دستيابى به زندگى سعادت آميز (حيات طيبه ) است .

از امير مؤ منان (ع ) درباره تفسير اين آيه سؤ ال شد كه خداوند فرموده:
((فلنحيينه حياة طيبة ))   نحل / 97

فرمودند:

((هى القناعة))   نهج البلاغه ، حكمت 229

آسايش و آرامش حقيقى كه بستر مناسب رشد و كمال است كه در سايه غناى مشروع (غناى كفافى ) حاصل مى شود.

در خاتمه اهميت كسب ادب را از ديدگاه حضرت امير المومنين(ع) متذكر مي شوم كه فرمودند:

((انكم الى اكتساب الادب احوج منكم الى اكتساب الذهب و الفضة))   غررالحكم ، ج 1، ص 263

  نوشته شده در  سیزدهم دی 1386ساعت 0:32

...... |     |......

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بگو يا الله... برخيز ديوارهارا بردار... و مرزها را در هم شكن اينجا بيكراني مقدس است و هر كراني ديده شود سراب است... سر خمها را بگشاييد... انگار انگور انتظار مي شده است! شايد شراب حضور سيرابمان كند.. اگر ادعاي دوستي با قرآن داريم، پس اثر اين دوستي كو؟!… انگار با خود تعارف داريم. اگر ميخواهيم آگاهانه، اصولي و شعورمند زندگي كنيم، لزوم هماهنگي در محوراصلي زندگي ضروري است. زندگي فعلي است كه صيغه ي آن در قرآن صرف مي شود غافل از اينكه (فعل انجام عمل است نه فقط صرف آن). دوران نظريه پردازي محض تمام شده است، بايد فعاليت عملي داشته باشيم. شناخت حق با درک عناصر زمان و مکان، شرایط و موقعیت‌ها، تعهد و مسئولیت‌ ما است. هدف هستی، تحقیق حقیقت است. محقق شدن حقیقت، جز با شناختن حق غیر ممکن است. حق دارای خاستگاه الهی است. و تقابل حق و باطل انکار ناپذیر است.