تبليغاتX
::: عالمی دیگر >> >>>>
   

صفحه نخست

پست الکترونیک

آرشیو وبلاگ

 

**********
آرشیو موضوعی

سلامت سرا
اشعار
حب دنیا
تاملی در بنیان خانواده
اسلام و مطالعات راهبردی (الگونامه ی زندگی)
شیعه شناسی و نهضت انتظار
نامه ها
شخصیت ها
امام شناسی
آیات منتخب
شیطان شناسی
یهود
الهی نامه
تعلیم و تربیت
سرویس خبر و اجتماع

**********
آرشیو نوشته های قبلی

مهر 1388
شهریور 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
بهمن 1385
دی 1385
آبان 1385
شهریور 1385
خرداد 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384

**********

همراهان

 

درباره ی دکتر عباسی
سخنرانی های دکتر عباسی
وبلاگ دکتر عباسی
باشگاه
ابتدا
اندیشکده یقین
حیات طیبه
بت ها
داس و قلم
طب قرآني-تغذیه
درد دل اجتماع
صهيونيسم و جهان اسلام
tabrizblog
نقطه صفر
عصر ظهور
دولت قرآن
دانا
lord of love
بارانانه
آذر تیم-وبلاگ نویسی
نگاه نو
عطيلات حاج آقا و من
حاصل اوقات
کربلا
هجرت
ايپك/ باغ شمال
زورنا
حلقه
یک خبرگزاری زورکی
آذر پیام
نسل آسمان
چشمه ی پنهان
سفیر 313

.

.

.

.

.

web designer
برای درخشش دوباره اش
با همدیگر دعا میکنیم
..............

 

 

designer

.

.

.

.

 

من با شرمندگی در انتخابات شرکت کردم.

++++++++++++++++++++ شیعه شناسی و نهضت انتظار +++++++++++++++++++++


 

انتخابات نمودی از دموکراسی است، که ظاهری قابل قبول و همه پسند دارد. اما آنچه در باطن این ماجراست بسی نامطلوب و مایه ی سرافکندگی نوع بشر است. جمهوریت و مدنیت به عنوان دستاورد بشری، پدیده هایی هستند که شاید بتوان آنها را ترجمان مناسبی برای دموکراسی غربی دانست. این نوع حکومت و این جوامع از این حیث که در آن، خدا در متن جامعه حضور ندارد و به کناری نهاده شده، مورد نقد جدی می باشند. به این مفهوم که در این جوامع اصل اولیه ی باطلی مورد پذیرش عموم قرار گرفته که نشانی از کفر دارد. وآن اینست که بشر می تواند و باید سرنوشت خویش را رقم زده و برنامه ای برای خود طراحی(قانون گذاری) و آنرا اجرا نماید. و این حداقل به معنی نادیده انگاشتن قوانین الهی یا به مثابه ی صف آرایی در برابر خداست.

استاد رحیم پورازغدی در استدلالی به غایت رسا از دموکراسی به جمهوری احمق ها تعبیر می کند. با این عنوان که دموکراسی حکومتی است که درآن اکثریت ناشایست براقلیتی شایسته حکم می رانند و هیهات که اکثریت در مرتبه ی شایستگی قرارگیرند. و این حداقلِ انتقادی است که باعقل بشری بر دموکراسی وارد است.

با این حال، عدم مشارکت در این نوع حکومت به معنی اجازه ی یکه تازی دادن به طرف دیگر است.

یک نفر پس از پرس و جو و تحقیق فراوان با به کار گیری تمامی استعدادهای فیزیکی و فکری و صرف روزها زمان پر بهای خود کاندیدی در شان خویش یافته و به او رای می دهد، در مقابل او چندین نفر را می توان یافت که به تحصیلات، جنسیت، لباس وحتی قیافه ی افراد رای میدهند، شاید هم به پول سیاهی که نقداً از طرف می گیرند. مایه ی تاسف اینجاست که هردو رای دارای ارزشی برابرند.

اسلام جمع را محترم می داند و نظر جمع را محترم می شمرد ولی ازاین نکته نباید غافل بود که تعریف اسلام از جماعت آنچیزی نیست که معمولاً در اذهان ماست.

امام صادق(ع) نيز از جدش رسول الله(ص) نقل كرد كه:

«جماعةُ امتي اهلُ الحقِ واِن قَلّوا»

(جماعت امت من همان اهل حق اند اگر چه اندك باشند).

رسول الله(ص) نيز دربيان معني جماعت امتش مي فرمايد آنانكه برروش حق اند جماعت امت من هستند اگر چه تعداد آنها ده نفر بيشتر نباشد.

  

  نوشته شده در  بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 0:39

...... |     |......

 

 

 

 

به کاندیدی رای می دهم که... .

++++++++++++++++++++ شیعه شناسی و نهضت انتظار +++++++++++++++++++++


 

به کاندیدی رای می دهم که... .

1- به دنبال اِعمال مدیریت نباشد.

از بررسي منابع شيعه و سنن پيامبر و ائمه بدست مي آيد كه از اولين روز بعثت رسول الله(ص) تاكنون، اصل در رهبري مسلمين و جامعه ي اسلامي توسط رهبران الهي بر هدايت بسوي مقصد بوده، نه بر مديريت و كنترل.

اين در حالي است كه امروزه در اغلب مراكز رسمي جمهوري اسلامي ايران، تكيه و تأكيد بر مديريت است و دانش مديريت بر اساس متدهاي دنياي مدرن اعمال، و در دانشگاهها و مراكز علمي -که خودمديريت ميشوند- تدريس ميشود.

2-کوله به دوش حرکت از جامعه مدنی به جامعه ی هجری باشد.

آنچه تا امروز در گوش ما خوانده اند، همه از تمدن بوده، كه متمدن بودن چنين است و چنان، تا جايي كه حتي جرأت تفكر در خلاف جهت آنرا نداريم. اما تمدن چيست و هجرت چه؟

تمدن: ايستادنِ - بشري و شايد شيطاني - براي رسيدن به خواستهاي دنيوي. و هجرت: حركتِ - الهي - براي نيل به آزادگي و خداگونگي.

و لي ما همچنان به متمدن بودن خود مي نازيم و براي متمدن تر شدن برنامه ريزي ميكنيم.

شايد دليل اين موضوع عدم تبيين كامل چنين مسائلي باشد.

تمدن را بنام پيشرفت به ما شناسانده اند و آنچه غير از تمدن است مفهوم ذهني پسرفت را برمي تابد.

نه! تمدن براي كسي كه پيرو ايدئولوژي الهي است پيشرفت نيست! وشايد سخن گزافي نباشد اگر بگوييم متمدن شدن براي چنين فردي به معني گرفتاري در دام شيطان است.

آنچه در فرهنگ ما ارزش شمرده می شود متمدن بودن نیست مهاجر بودن است.

3- با انتخاب تعالی در برابر توسعه ناموس مندی خود را اثبات کند.

توسعه، مفهوم حركت بطرف مدرنيته را برمي تابد. ولي تعالي، تكامل و پيشرفت حقيقي و تخلق به اخلاق الهي است. ناموسمندي نتيجه ي انتخاب تعالي است و بالعكس.

ناموس هر آن چيزي است كه ماوراء شخص و جان انساني تعريف مي شود، كه عبارتند از: زنان امت - ميهن - قرآن - ائمه - پيامبر – خدا ...

از ديدگاه قرآن مال و جان وسيله ي جهاد در راه خدا شمرده شده اند:

( الذين آمنوا و هاجروا و جاهدوا في سبيل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجةً عند الله )   20 - توبه

خدا در اين آيه و آيات مشابه نه تنها نواميس را وسيله ي جهاد ندانسته، بلكه هدف جهاد را سبيل الله -تحقق خواستهاي الهي که همان دفاع از نوامیس است- بر مي شمرد. حال آنكه توسعه تحقق خواستهاي دنيوي و نفساني انسان است كه براي رسيدن به آن بايد بهايش را با فدا كردن نواميس پرداخت.

هر که یافت سلامش رسانَد.

 

  نوشته شده در  چهاردهم اسفند 1386ساعت 1:40

...... |     |......

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بگو يا الله... برخيز ديوارهارا بردار... و مرزها را در هم شكن اينجا بيكراني مقدس است و هر كراني ديده شود سراب است... سر خمها را بگشاييد... انگار انگور انتظار مي شده است! شايد شراب حضور سيرابمان كند.. اگر ادعاي دوستي با قرآن داريم، پس اثر اين دوستي كو؟!… انگار با خود تعارف داريم. اگر ميخواهيم آگاهانه، اصولي و شعورمند زندگي كنيم، لزوم هماهنگي در محوراصلي زندگي ضروري است. زندگي فعلي است كه صيغه ي آن در قرآن صرف مي شود غافل از اينكه (فعل انجام عمل است نه فقط صرف آن). دوران نظريه پردازي محض تمام شده است، بايد فعاليت عملي داشته باشيم. شناخت حق با درک عناصر زمان و مکان، شرایط و موقعیت‌ها، تعهد و مسئولیت‌ ما است. هدف هستی، تحقیق حقیقت است. محقق شدن حقیقت، جز با شناختن حق غیر ممکن است. حق دارای خاستگاه الهی است. و تقابل حق و باطل انکار ناپذیر است.