مرزهای فطر
سالهاست اعلام عيد فطر به موضوعي جنجالي حد اقل در ميان اقشار خاصي از جامعه تبديل شده است. بررسي ابتدايي و بديهي اين موضوع بسيار جالب می نماید.
اكثريت مردم جامعه به ظاهر مقلدند، تقليدشان هم مثل ساير كارهايشان بی کیفیت است و حالِ مراجعه به رساله توضيح المسائل را هم ندارند. در غير اين صورت حتماً شرايط ثبوت فطر را مي دانستند. حد اقل می دانستند که: اعلام رسانه اي (تلوزيون) به خودي خود نمي تواند محرز كننده ي فطر باشد. شايد هم مردم مقلد تلوزيون هستند!!! که اگر چنین تقلیدی جایز یاشد، صحت چنین فطری می تواند مورد بررسی قرارگیرد.
در رساله های توضیح المسائل در باب ثبوت اول ماه قمری چهار روش مشترک ذکر شده است:
1- انسان به چشم خودش هلال ماه را ببيند.
2- يقين به گفته ي ديگران پیدا کند.
3- دو مرد عادل گواهی بر رویت هلال توسط خود نمایند.
4- 30 روز از دویت هلال قبلی گذشته باشد.
ولي مشكل هنوز حل نشده است، چرا كه ما در جهاني داراي ابعاد متعدد زندگي مي كنيم و تا اين مرحله مشكل فقط در بُعد زمان بررسي شده است!
مشكل ديگر مربوط به شناسايي مكاني محدوده ي عيد است.
اينكه آيا اگر هلال در مشهد رویت شد، مثلاً در آذربایجان هم عيد است؟ نكته ي اصلي است!!! و البته شايد چنين نباشد. و دو روز عید برای کشور گسترده ای چون ایران داشته باشیم.
مشكل مرزهاي جغرافيايي هم مسئله ای است که باید حل شود. در مرز ايران و تركيه که دو مرزبان ايراني و ترك به فاصله ي 20 متر از هم زندگي مي كنند و بنا به اعلام تلوزيون براي يكي عيد است و براي آن ديگري رمضان!!! برای ساکنین روستاها و شهرهای مرزی هم همینطور؟ توجه داشته باشيم كه اگر اين مرز توسط بشر كشيده نمي شد چه مي شد؟ واضح است که اين دوگانگي مفهومي نداشت.
كسي كه در قطب است! یا او که در ارتفاع چند كيلو متري سطح زمين در ایستگاه فضایی! و كسي كه در ماه است و هر لحظه آنرا مي بيند كي بايد فطر بگيرد؟؟؟
بنظر مي رسد حضرات آيات بايد براي جواب به چنين مسائلي هم بیاندیشند.
عيد فطر كشوري؟!
عيد فطرجهاني؟!
عيد فطر منطقه اي؟!
ایرادهایی که بر اعلام کشوری فطر وارد است عده ای را به فکر اعلام جهانی فطر انداخته که به ظاهر می تواند این تشتت ها را از میان ببرد. غافل از اینکه اسلام دینی بر پایه ی ابزار مدرن نیست. لذا با توجه به شرايط زماني و مكاني دوره ي رسول الله(ص) كه ارتباطات به نسبت امروز بسيار ضعيف بود و اسلام هم در آن شرايط پیاده شده است و با عنايت به ويژگي هاي ذاتي دين اسلام، كه ديني سهل و عمومی است و از نظر شناسايي اوقات مبتني بر ماه و خورشيدي است كه براحتي براي همه قابل رويت و محاسبه است، عيد فطر بايستي در هر منطقه يا افق بصورت كاملاً سنتي و بر اساس همان 4 روش ذكر شده محرز گردد.
------------------------------------------------------------------------------------------------------
یک همفکر در خارج از میهن عزیزمان هم چنین نظری دارد:
مرزهای موجود بین ایران و افغانستان و دیگر کشورها٬ علايم قراردادی هستند که در طول تاریخ توسط حکومتها (بیگانگان) ایجاد شدهاند تا اوضاع شیر تو شیر نشود (شاید هم اینها تقسیم غنایم بوده) وخودشان ماهیت ذاتی ندارند. زمانی ممکن است مرزهای بین دو کشور طبق قراردادی فی مابین جلو یا عقب برود. آیا با تغییر مرزهای قراردادی بین دو کشور همسایه٬ تغییری در حلول ماه اتفاق میافتد؟
مثلا ببینید بسیاری از شهرها و مناطقی که فعلا جزو کشورهای همسایه ایران واقع شده در زمانی کمتر از یکی و دو قرن پیش جزو کشور ایران بودند که حالا نیستند. خیلی از این شهرها در دوران فتحعلی شاه قاجار از ایران جدا شدند. یعنی فتحعلی شاه بجای اینکه به فکر مملکت داری و اوضاع کشور باشد از صبح تا شب توی حرمسرای خود مشغول عیالات مربوطه بود و نتیجهاش آن شد که این مناطق از ایران جدا شد.
سوال من این است که اگر فتحعلی شاه قاجار کمتر به فکر خانمها می بود و از مرزهای ایران بخوبی حفاظت میکرد٬ آیا باز هم امروز مردم هرات ونخجوان و غیره روز سهشنبه را عید فطر میگرفتند یا روز چهارشنبه؟؟
پس ببینید عقل هم خوب چیزیه و الا موضوع به این سادگی و روشنی را براحتی می توان فهمید.
خلاصه اینکه باباجان جمعاش کنید این بساط رو.
نوشته شده در ششم مهر 1387ساعت 11:54
......
|
|......