تبليغاتX
::: عالمی دیگر >> >>>>
   

صفحه نخست

پست الکترونیک

آرشیو وبلاگ

 

**********
آرشیو موضوعی

سلامت سرا
اشعار
حب دنیا
تاملی در بنیان خانواده
اسلام و مطالعات راهبردی (الگونامه ی زندگی)
شیعه شناسی و نهضت انتظار
نامه ها
شخصیت ها
امام شناسی
آیات منتخب
شیطان شناسی
یهود
الهی نامه
تعلیم و تربیت
سرویس خبر و اجتماع

**********
آرشیو نوشته های قبلی

مهر 1388
شهریور 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
بهمن 1385
دی 1385
آبان 1385
شهریور 1385
خرداد 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384

**********

همراهان

 

درباره ی دکتر عباسی
سخنرانی های دکتر عباسی
وبلاگ دکتر عباسی
باشگاه
ابتدا
اندیشکده یقین
حیات طیبه
بت ها
داس و قلم
طب قرآني-تغذیه
درد دل اجتماع
صهيونيسم و جهان اسلام
tabrizblog
نقطه صفر
عصر ظهور
دولت قرآن
دانا
lord of love
بارانانه
آذر تیم-وبلاگ نویسی
نگاه نو
عطيلات حاج آقا و من
حاصل اوقات
کربلا
هجرت
ايپك/ باغ شمال
زورنا
حلقه
یک خبرگزاری زورکی
آذر پیام
نسل آسمان
چشمه ی پنهان
سفیر 313

.

.

.

.

.

web designer
برای درخشش دوباره اش
با همدیگر دعا میکنیم
..............

 

 

designer

.

.

.

.

 

اصلاح الگوی مصرف

++++++++++++++++++++ شیطان شناسی +++++++++++++++++++++


بسم الله الرحمان الرحیم

اصلاح از صلح به معنی نیل به نیکی است و الگو یعنی مدل. با این تعبیر می توان گفت که «اصلاح الگوی مصرف» شعاری عاشورایی است. چراکه امام حسین علیه السلام در روز عاشورا فرمود: «انی خرجتُ لِطلب الاصلاح... اُریدُ ان آمُرَ بِالمعروف...». معروف نیز همان الگوی بهتری است که بایستی بطرفش حرکت کرد.

لاکن آنچه از عملکرد سالهای قبل سراغ داریم، و قانونِ مشتِ نمونه ی خروار نیز تاییدش می کند، سال نکو از بهارش پیداست. و عده ای مدیرِ آفتابه بدست، آماده اند تا این مفهوم گرانقدر را نیز به گند کشند تا در در این آشفته بازار همچنان از این آب گل آلود ماهی بگیرند.

در ایرانی زندگی می کنیم که کوچک تا بزرگ آن استعداد بسیاری در به ابتذال کشیدن مسائل و موضوعات اساسی دارند. و این استعداد ناشی از عدم آگاهی و عدم ارائه ی مسیر صحیح از طرف مدیران جامعه است. به عبارت دیگر دست هایی در کار بوده اند تا جامعه را در این مسیر حرکت دهند. و ما اکنون میراث دار چنین جامعه ای هستیم.

بایستی دقت کافی داشته باشیم که بحث اصلاح الگوی مصرف، ارتباطی به صرفه جویی ندارد و نقطه ی آفَتِ عنوان امسال، دقیقاً همین نکته خواهد بود و عده ای از روی غرض یا کوتاهی اندیشه روی همین نکته انگشت خواهند گذاشت و سعی در به انحراف کشیدن افکار عمومی خواهند داشت.

پیشنهاد چند نمونه اصلاح برای الگوی مصرف می تواند برای فهم اهمیت موضوع مفید باشد:

1-نوع روغن های خوراکی مصرفی در کشور ما و کشورهای همجوار:

قیمت روغن نباتی در بازار آزاد به ازاء هر کیلو گرم تقریباً معادل 1200 تومان آنهم در بازار خرده فروشی است! با این توصیف، معادله ای برای هر ذهن فعال مطرح می شود و آن اینکه کدام دانه ی روغنی است که هرگاه چند درصد روغن آن گرفته شود، قیمت تمام شده ی روغن آن از سقف 1200 تومان تجاوز نمی کند؟ هم اکنون دانه ی سویا و ذرت در بازار عمده فروشی بیش از یکهزار تومان قیمت دارد! تخمه ی آفتابگردان، کنجد و سایر دانه ها نیز چند برابر. بنظر می رسد قیمت روغن نباتی واقعی نباید کمتر از ده هزار تومان باشد. به عبارت دیگر آنچه بنام روغن نباتی به خورد ما داده می شود هر چیزی می تواند باشد غیر از روغن نباتی!

ازطرفی، قیمت این روغن ها با روغن های شیمیاییِ صنعتی طی سال های اخیر نسبت مستقیم داشته است و با افزایش قیمت نفت طی دو سال گذشته قیمت روغن نباتی نیز تقریباً به همان نسبت افزایش داشت. جالبتر اینکه با کاهش 50 درصدی قیمت نفت در شش ماه گذشته نسبت به دو سال قبل، قیمت روغن نباتی نیز به نصف کاهش یافت. از نظر علم شیمی مدرن نیز تبدیل انواع روغن ها به همدیگر در رِآکتورهای پتروشیمی مقدور است. البته نگارنده سعی در بیان اینکه روغن های خوراکی ما شیمیایی هستند ندارد و استنتاج را به خواننده وامی گذارد.

عده ای از تصفیه خانه های فاضلاب کشورهای اروپایی خبر می آورند. شاید هم، آنچه از زبان نسل قبلی ها در مورد روغن نباتی به گوش ما رسیده است حقیقت داشته باشد!

خلاصه اینکه: الگوی مصرف روغن خوراکی باید اصلاح شود.

بهترین گزینه برای این اصلاح یا تغییر، روغن زیتون و کره ی طبیعی و روغن حیوانی است.

 

2- آرایش و لوازم آرایشی:

آرایش و به تبع آن لوازم آرایشی، در نگاه اول از ملزومات زندگی به نظر می رسند. و علی الخصوص خانم ها نگاهی بسیار باورمندانه به این مقوله دارند و عده ای از آنان به هیچ بهایی حاضر به ترک باور خود نیستند. نکات انحرافی بسیاری به تدریج وارد این مقال شده که خود مجالی مستقل برای بررسی می طلبد. لیکن تا جایی که می تواند به بحث الگوی مصرف مربوط باشد در این مجال بصورت مجمل بررسی می شود.

 

الف- هزینه ی آرایش و لوازم آرایشی:

 مصرف لوازم آرایشی وارداتی هزینه ی هنگفتی برای کشور محسوب می شود. برای درک بهتر این مسئله کافی است به فروشگاه های لوازم آرایشی لوکس سری بزنید و هزینه ی آرایش در یک آرایشگاه لوکس را جویا شوید. علاوه بر هزینه های ارزی برای کشور که می تواند صرف زیرساخت های اقتصادی در کشور شود، آرایش های آنچنانی هزینه های آنچنانی را نیز برای خانواده ها به دنبال دارد.

 

ب- تاثیرات اجتماعی آرایش:

ناگفته پیداست که آرایش بانوان در محیط های عمومی که امروزه شاهد آن هستیم تاثیرات اجتماعی فراوانی در پی دارد. نظر بازی های آلوده ای که دروازه ی ورود جامعه به ابتذال و فساد اخلاقی است، حاصل آرایش در برابر نامحرم است.

 

ج- انواع لوازم آرایشی:

1- لوازم آرایشی ارزان قیمت

مواد اولیه ی تولید این نوع لوازم آرایشی عموماً از مواد نفتی (شیمیایی) است. این مواد به مرور زمان باعث از بین رفتن شادابی پوست می شوند. علاوه بر آن، امروزه تاثیرات مواد شیمیایی بر بافت های زنده ازنظر علوم جدید نیز ثابت شده است. انواع سرطان ها حاصل و نتیجه ی مصرف مواد شیمیایی است.

2- لوازم آرایشی گران قیمت

ماده ی اولیه ی تولید این نوع لوازم آرایش که در کشورهای صنعتی از جمله انگلستان و فرانسه تولید می شوند، جنین های سقط شده هستند که در رِآکتورهای خاصی به مواد پایه ی تولید لوازم آرایشی تبدیل می شوند. این نوع لوازم آرایشی، چون از سلول های بافت های انسانی تهیه شده اند، ظاهراً تاثیرات مخربی بروی پوست ندارند ولی عامل مهندسی اجتماعی دنیای مدرن به شمار می روند که شرح آن خواهد گذشت.

 

د- مهندسی اجتماعی دنیای مدرن برای ساخت جامعه ی آرمانی اش:

چرخه ی شیطانی آرایشی که شرح آن خواهد گذشت، نشانگر بنیان شیطانی تمدن مدرن امروز است.

(عصاره ی جنین های سقط شده ی نامشروع) پل رابطِ چرخه ی روابط نامشروع  است که بروی چهره و اندام های زنان خودنمایی می کند و ناظرین را به یک رابطه ی نامشروع دیگر فرا می خواند. حاصل این رابطه ی نامشروع جنینی است که چندی بعد تبدیل به همان لوازم آرایش می شود و با چرخه ای شیطانی و جادوگرانه دام فساد را هر روز بیش از روز قبل برای نوع بشر می گسترد.

تغییر یا اصلاح الگو: پیرایش بجای آرایش

شرح:

ز عـشـق نــا تمــامِ ما جمـالِ یـار مــسـتـغـنی اســت

به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را

 من از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم

 کـه عـشـق از پـرده عـصـمـت بـرون آرد زلـیـخـا را

  نوشته شده در  بیست و دوم فروردین 1388ساعت 0:2

...... |     |......

 

 

 

 

اسلام سیاسی یا سیاست اسلامی

++++++++++++++++++++ شیطان شناسی +++++++++++++++++++++


اسلام سیاسی یا سیاست اسلامی

تمامي احزاب از ديدگاه قرآن در برابر حزب الله قرار دارد، در راس هرم مديريت احزاب نيز حزب شيطان به رهبري خود شيطان قرار گرفته است.  

يكي از روش های شيطان ، استفاده از قالب هاي مثبت براي اجراي اهداف پليد است. به عبارت ديگر شيطان براي فريب عده ای متوسل به استفاده از یک قالب مثبت مثلِ نام «مسلمان» مي شود، يعني ممكن است اسم تعدادي از افراد تحت پوشش حزب شيطان، «مسلمان» باشد. آنچه در اين ميان نبايد فراموش شود اينست كه خداوند فقط يك دين دارد و پيروان آنهم «مسلمان» هستند نه اینکه فقط مسلمان نامیده شوند.

تفاوت مسلمان ِ کلیشه ای با مسلمان محتوایی:

 از نظر قالب؛ ممكن است هيچ تفاوتي ميان دو مسلمان نباشد و اين نهايت هنرمندي شيطان است.

اما، از نظر محتوا؛ تفاوت دقيقاً 180 درجه است، هدفِ يكي نقطه مقابل هدفِ ديگري است. در نتيجه جهت حرکت اين دو مخالف هم است و این دو رودرروي همديگر قرار دارند وسازش ميانشان مفهومي ندارد.

(نه هر كه طرف كله كج نهاد و تند نشست              كلاهداري و آيين سروري داند)

يكي از مشكلات جامعه امروز به بحث مفاهيم مربوط مي شود. مفاهیم در دنیای امروز به درستی و کامل بیان نمی شوند و خلط اسم و رسم(صفت) صورت می گیرد، همانطوركه اسلام در حقيقت صفت بوده ولي امروز آنرا جايگزين اسم كرده اند و كاربرد كليشه اي به آن داده اند، «مسلمان» نيز صفتي حقيقي بود كه امروز تبديل به كليشه شده است.

و تبديل حقيقت به كليشه قويترين نوع حمله به حقيقت است.

 اگر نماز، حجاب، امر به معروف و... كليشه شود و اگر حزب الله كليشه شود دين خدا هويت و کیفیت خود را از دست خواهدداد و اين چيزي است كه بعد از رسول الله(ص) همواره در حال اتفاق افتادن بوده است. شاهد اين مدعا آيه 3-سوره مائده (...اليوم يئس الذين كفروا من دينكم...) است ، بیان آیه این است که اسلام خدشه ناپذیر است مگر اینکه حمله به آن بنام دين و با قالب دین صورت گیرد. اینجاست که حکومت هایی با نام اسلام و با قالب اسلامی ولی برای اِعمال سلطه، با عملکرد فاشیستی و صهیونیستی شکل خواهد گرفت و فاشیسلام و صهیونیسلام محقق خواهد شد.

پارامتر مشترك در اسلام اصيل و فاشیسلام یا صهيونيسلام اينست كه در هیچکدام، دين از سياست جدا نيست. با اين تفاوت كه در اسلام صهيونيستي و فاشیستی، دين و اخلاق، سياسي است و در ذيل آن تعريف مي شود ولي در اسلام اصيل، سياست، ديني بوده و در ذيل اخلاق تعريف مي شود.

نتيجه ي عبارت فوق اينست كه زمامداران جوامع اسلامي كه از اندرون اعتقادي به اسلام ندارند و اسلام را دستاويزي براي نيل به دنيا قرار داده انشعارهاي اسلامي به عوامفريبي پرداخته و توده ي عوام و ساده لوح را بدنبال خود كشانده و با جلب اكثريتي كه در فرهنگ اسلام و قرآن همواره مورد تاخت و تاز است، بر اقليت با شعور حكم مي رانند.(1)

-----------------------------------------------------------------------------------------------

 (1)- شواهد قرآني:

آياتي كه در مذمت اكثريت در قرآن آمده بسيار زياد و  قريب به يكصد مورد است تا جاییكه كمتر موضوعي وجود دارد كه به اين تعداد آيه در آن موضوع وجود داشته باشد. نمونه: (ولاكن اكثر الناس لا يعلمون)/ 187اعراف

نتيجه مشخص است «اگر بيشتر مردم نمي دانند پس كمترين تعداد مردم ميدانند» (وقليل من عبادي الشكور) / 13-سباء

  نوشته شده در  بیست و دوم آبان 1387ساعت 8:21

...... |     |......

 

 

 

 

دشمنی با شیطان عینی

++++++++++++++++++++ شیطان شناسی +++++++++++++++++++++


اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

دشمني با شيطان

قالب عمومي شيطان استوانه اي با سطح مقطع مربع است كه قسمت بالائي آن داراي نوك هرمي شكل است.(مانند تيرهاي برق)

اين شكل در رمي جمرات نماد شيطان است(ابليس=اُبِليك=اُبليسك، نام اين نماد است.) در غرب اين نماد در وسط ميادين و قبرستانها طواف شده و پرستيده مي شود.

شبيه ترين اشياء به اين نماد برج هايي است كه در تمامي شهرهاي بزرگ به راحتي قابل مشاهده است. و اگر بگويم زندگي آپارتمانيي كه در اين برج ها صورت مي گيرد از شيطاني ترين زندگي ها است سخني به گزاف نگفته ام.

شیطان، نخستین كسى بود كه:

قیاس نمود و خود را از آدم علیه السلام برتر و بالاتر دانست. (11-12 اعراف)

در پیشگاه با عظمت الهى تكبر نمود و به دستور خالق خود عمل نكرد. (34- بقره)

حجر) 35-31) معصیت و نافرمانى خدا را كرد و آشكارا با او مخالفت نمود.

قسم دروغ خورد. (21 اعراف)

عبادت و بندگى او، فرشتگان را به تعجب در آورد. (44- نمل)

سحر و جادو كرد و آن دو را به مردم یاد داد. (102- بقره)

به ناحق مخاصمه و جدال كرد و خداى تعالى به او لعنت نمود. (78- ص)

به خدا كفر ورزید. (74- ص)

عبادت و خلقت خود را ستود و صورت هاى مجسمه و بت را ساخت. شبیه شدن به دیگران را مطرح و مردم را به آن تشویق كرد.

براى زیبایى ، زلف گذاشت.و اين مقدمه ي آرايش است.

نقاشى كرد و چهره كشید.

به دروغ گريه كرد.و اين يعني نقش بازي كردن.

غنا و آواز خواند، همان زمانى كه آدم علیه السلام از درخت نهى شده خورد، و اولین كسى است كه نوحه خواند و گریست ؛ چون او را به زمین فرستادند، به یاد بهشت و نعمتهاى آن نوحه و گریه كرد.

جالب است بدانيد كه شيطان نماز هم مي خوانده است. و  سجده هاي 4هزار ساله داشته است.

***

بنابراين ميتوان چنين گفت كه اولين موجودي كه بناي مخالفت با خدا را گذاشت، شيطان بود.

و از آنجا كه الوسواسُ الخناسُ: (الذي يوسوس في صدور الناس)،لذا جايگاه مبارزه با شيطان نيز در دل آدمي است.

و شايد بتوان گفت بزرگ ترين دشمن انسان خود اوست و به عبارت بهتر، خواست ها و خواهش هاي او از خود. خواست ها و خواهش هايي كه بوسيله ي وسوسه ي شيطان در دل آدمي زنده مي شود و با اهميت دادن انسان، ريشه دوانده و بزرگ تر مي شود. تا جايي كه ممكن است ترك آن خواسته تقريباً غير ممكن شود. و اينجاست كه انسان به مخالفت خدا برخاسته است.

دشمني با شيطان عينيي كه در جهان غرب پرستيده مي شود، هر چيزي كه هست افتادن در دامن مدرنيته ي غرب نيست. و بر اساس تئوري فوق، راه نجات از مدرنيسم، كنار زدن و نخواستن آرامش كاذبي است كه هديه ي مدرنيته است.

شعارهاي شيطان و كليد واژه هاي كفر (بدون شرح):

آزادي - ليبراليسم - اباحي گري - نفسانيت سالاري

دموكراسي

human right حقوق بشر

sivil sosiety جامعه ي مدني

  نوشته شده در  سوم آبان 1386ساعت 0:49

...... |     |......

 

 

 

 

حزب الله از حقیقت تا کلیشه

++++++++++++++++++++ شیطان شناسی +++++++++++++++++++++


اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

حزب الله از ديدگاه قرآن در برابر تمامي احزاب قرار دارد، در راس هرم مديريت احزاب نيز حزب شيطان به رهبري خود شيطان قرار گرفته است.

يكي از شگرد هاي شيطان در روش كار، استفاده از قالب هاي مثبت براي اجراي اهداف پليد است. به عبارت ديگر شيطان براي فريب يك عده حتي متوسل به استفاده از نام «مسلمان» نيز ميشود، يعني ممكن است اسم تعدادي از افراد تحت پوشش حزب شيطان، «مسلمان» باشد آنچه در اين ميان نبايد فراموش كرد اينست كه خداوند فقط يك دين دارد و پيروان آنهم «مسلمان» ناميده مي شود.

تفاوت اين دو مسلمان:

از نظر قالب؛ ممكن است هيچ تفاوتي ميان آندو نباشد و اين نهايت هنرمندي شيطان است.

اما، از نظر محتوا؛ تفاوت دقيقا 180 درجه است، هدف يكي نقطه مقابل هدف ديگري است. در نتيجه اين دو، رودر روي همديگر قرار دارند وسازش ميان ايندو مفهومي ندارد.

(نه هر كه طرف كله كج نهاد و تند نشست   

   كلاهداري و آيين سروري داند)

يكي از مشكلات جامعه امروز كه مستقيما به بحث مفاهيم مربوط ميشود خلط اسم و رسم(صفت) است، همانطوريكه اسلام در حقيقت صفت بوده ولي امروز آنرا جايگزين اسم كرده اند و كاربرد كليشه اي به آن داده اند، «مسلمان» نيز صفتي حقيقي بود كه امروز تبديل به كليشه شده است.

وتبديل حقيقت به كليشه قويترين نوع حمله به حقيقت است.

اگر نماز، حجاب، امر به معروف و... كليشه شود و اگر حزب الله كليشه شود دين خدا هويت خود را از دست ميدهد و اين چيزي است كه بعد از رسول الله(ص) همواره در حال اتفاق افتادن بوده است. شاهد اين مدعا آيه 3-سوره مائده (...اليوم يئس الذين كفروا من دينكم...) است ، و اين يعني حمله به دين بنام دين و حمله به حزب الله بنام حزب الله صورت خواهد گرفت.

  نوشته شده در  دوم مهر 1386ساعت 20:29

...... |     |......

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بگو يا الله... برخيز ديوارهارا بردار... و مرزها را در هم شكن اينجا بيكراني مقدس است و هر كراني ديده شود سراب است... سر خمها را بگشاييد... انگار انگور انتظار مي شده است! شايد شراب حضور سيرابمان كند.. اگر ادعاي دوستي با قرآن داريم، پس اثر اين دوستي كو؟!… انگار با خود تعارف داريم. اگر ميخواهيم آگاهانه، اصولي و شعورمند زندگي كنيم، لزوم هماهنگي در محوراصلي زندگي ضروري است. زندگي فعلي است كه صيغه ي آن در قرآن صرف مي شود غافل از اينكه (فعل انجام عمل است نه فقط صرف آن). دوران نظريه پردازي محض تمام شده است، بايد فعاليت عملي داشته باشيم. شناخت حق با درک عناصر زمان و مکان، شرایط و موقعیت‌ها، تعهد و مسئولیت‌ ما است. هدف هستی، تحقیق حقیقت است. محقق شدن حقیقت، جز با شناختن حق غیر ممکن است. حق دارای خاستگاه الهی است. و تقابل حق و باطل انکار ناپذیر است.