تبليغاتX
::: عالمی دیگر >> >>>>
   

صفحه نخست

پست الکترونیک

آرشیو وبلاگ

 

**********
آرشیو موضوعی

سلامت سرا
اشعار
حب دنیا
تاملی در بنیان خانواده
اسلام و مطالعات راهبردی (الگونامه ی زندگی)
شیعه شناسی و نهضت انتظار
نامه ها
شخصیت ها
امام شناسی
آیات منتخب
شیطان شناسی
یهود
الهی نامه
تعلیم و تربیت
سرویس خبر و اجتماع

**********
آرشیو نوشته های قبلی

مهر 1388
شهریور 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
بهمن 1385
دی 1385
آبان 1385
شهریور 1385
خرداد 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384

**********

همراهان

 

درباره ی دکتر عباسی
سخنرانی های دکتر عباسی
وبلاگ دکتر عباسی
باشگاه
ابتدا
اندیشکده یقین
حیات طیبه
بت ها
داس و قلم
طب قرآني-تغذیه
درد دل اجتماع
صهيونيسم و جهان اسلام
tabrizblog
نقطه صفر
عصر ظهور
دولت قرآن
دانا
lord of love
بارانانه
آذر تیم-وبلاگ نویسی
نگاه نو
عطيلات حاج آقا و من
حاصل اوقات
کربلا
هجرت
ايپك/ باغ شمال
زورنا
حلقه
یک خبرگزاری زورکی
آذر پیام
نسل آسمان
چشمه ی پنهان
سفیر 313

.

.

.

.

.

web designer
برای درخشش دوباره اش
با همدیگر دعا میکنیم
..............

 

 

designer

.

.

.

.

 

خودمان باید بسازیم.

++++++++++++++++++++ سرویس خبر و اجتماع +++++++++++++++++++++


نابسامانی هایی که طی سالیان بسیار گریبانگیرمان شده اند فقط با تدبیر و اراده ی خودمان قابل حل هستند.

اینکه جنابان موسوی یا احمدی نژاد از دیدِ عده ای مملکت را از این وضع تاسف بار که حاصل صدها بل هزاران سال بی تدبیری و نابسامانیِ خود و تدبیر و بسامانیِ دشمن است برهاند، توهمی بیش نیست.

انتخاب به معنی امروزی آن که فقط حضور پای صندوق رای است، هیچ چیز را درست نخواهد کرد. علاوه بر این، با رای دادن چنین تلقینی در روحیات فرد القا می شود که بنده تکلیف خود را انجام دادم و دیگر وظیفه ای ندارم.

 لازمه ی عملکرد کامل و صحیحِ فرد منتخب، علاوه بر پشتیبانیِ همه ی ملت، نظارت و کنترلِ صاحبان خِرَد بر عملکرد رئیس جمهور و دستگاه اجرایی کشور است.

هم اکنون شأن شهروندان به منزله ی رعیت و گوسفند در نظر گرفته می شود و دولت حقیقتاً مردم را تاجِ سر و ولی نعمت خود نمی داند،  فضای امنیتی بر سطح اجتماع حاکم است و در نتیجه هیچ کس نمی تواند براحتی و بدون تعارف و پاچه خاری حرف خود را بزند. و چنین است که چنین می شود.

بالاخره یک نفر باید پیدا شود تا با مشت توی دهن افسر راهنماییی که قانون را مستقل تفسیر می کند(1) تا اتومبیلِ یک حامیِ احمدی نژاد را از بابت عقده های ندانسته جریمه کند، بزند. والّا این افسر به همین منوال کار خواهدکرد و تازه از دولتِ احمدی نژاد حقوق نیز خواهد گرفت.

 اگر قانون راهنمایی و رانندگی در تمام دنیا تعریف ثابتی نداشته باشد همه چیز به هم می ریزد و هیچ کس تکلیف خود را نخواهد دانست.

 ------------------------------------------------------------------------------------------

1-تخلفات افسر راهنمایی در هادیشهر در مورخه ی ششم خرداد هشتادوهشت:

الف- حضور سر پست با لباس شخصی

ب- تهدید راننده ی خودرو به انتقال اتومبیل به پارکینگ بدلیل اعتراض راننده به جریمه.

ج- تفسیر خودسرانه ی قوانین راهنمایی و رانندگی برای موجه جلوه دادن جریمه بشرح زیر:

توقف در ورودی میدان تا شعاع 75 متر ممنوع است.

توقف تا 30 متری تابلوی ایستگاه تاکسی ممنوع است.

د- اتهام سوء استفاده از موقعیت در ستاد تبلیغاتی دکتر احمدی نژاد به راننده ی معترض به دلیل اعتراض!

 

  نوشته شده در  دهم خرداد 1388ساعت 14:14

...... |     |......

 

 

 

 

انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی دو واقعیت مستقل در نگاهی پیرامون انتخابات:

++++++++++++++++++++ اسلام و مطالعات راهبردی (الگونامه ی زندگی) +++++++++++++++++++++


انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی دو واقعیت مستقل:

بر کسی پوشیده نیست که انقلاب اسلامی با شعار استقلال-آزادی و نه شرقی-نه غربی و با انگیزه ی"بازگشت به خویشتن" و "بازگشت به اسلام" شکل گرفت. امروز که سه دهه از پیروزی انقلاب می گذرد، جمهوری اسلامی به عنوان بازوی اجرایی انقلاب چقدر توانسته است زمینه بازگشت به اسلام را فراهم کند و تا چه اندازه به شعارهای آنروز مقید است؟

الگوی جمهوری اسلامی در نیل به جامعه ی اسلامی، کدام علم و کدام عمل مدیریتی و در نهایت کدام استراتژی است؟ و الگوی جامعه سازی جمهوری اسلامی کدام جامعه بوده است؟ 

اوضاع نابسامانِ کنونیِ مملکت ایران از جهت اقتصاد و رانت های سیاسی و اقتصادی و ... و فرهنگ و اجتماع، وامدارِ حداقل یکصد سال بی برنامگی و چپاول خودی و غیر خودی است. و اصلاح این اوضاع به قدرتی بسیار فراتر از آنچه تا به امروز بوده نیازمند است. اصولاً کمیته ی امداد می باید سال ها پیش، پس از برطرف کردن فقر، برچیده می شد. ولی با کمال تأسف می بینیم که هر سال توسعه ی بیشتری می باید. اکثر مدیران خود را سرور و سالار مردم می دانند و از احساس لیاقت درحال ترکیدن هستند و این درحالی است که به بیان انقلاب باید خادم ملت باشند. حکومت ها، همواره ابزارهایی برای محکوم کردن مردم درآستین دارد که در موعد نیاز از آن استفاده می کنند، ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست. لیکن بنظر می رسد چنین رفتاری نمی تواند در شأن یک حکومت اسلامی باشد. هرچند نظام حکومتی ایران به جمهوری اسلامی تغییر نام داده است ولی به عنوان یک فرد انقلابی، تا تغییر محتوای آن باید زحمات فراوان متحمل شد و ما هم اکنون در یک دهمِ ابتدای راه هستیم.

امروز در آستانه ی انتخابات، معیارهای صحت ادّعاهای نامزدهای ریاست جمهوری چیست و چه ارگانی تا به امروز قدمی در کنترل این مسئله برداشته و تذکری به یکی از ده ها کاندید دوره های اول تا دهم داده است؟

پاسخ نگفته ی این سؤال مؤید این نکته ی اساسی است که ما هنوز با حکومت های دموکراتیک فاصله ی بسیار داریم تا چه رسد به حکومت اسلامی!

پس از گذشت سی سال از تشکیل نظام جمهوری اسلامی، طلبکاران انقلاب هنوز دست از سر انقلاب برنداشته اند. هرگز به فکر بازنشستگی نیستند و هر روز فتح بابی نو در این مقال دارند. جالب اینجاست که مدعیان، طلبِ خویش را نه از انقلاب اسلامی که از جمهوری اسلامی می خواهند. با عنایت به مفهومِ واژه ی «جمهور»، صحبت از «طلب» در نظام جمهوری فقط می تواند نشانه ی دو چیز باشد. یا طرف خود هالو است و یا مردم را هالو حساب کرده است. انقلاب بعنوان واقعیتی مستقل، مرهون جانفشانی خیلی ها است. لیکن جانبازی در راه نیل به حقیقت، نمی تواند منتی بر سرِ سایرین باشد. جمهوری اسلامی می توانست واقعیتی در مسیر نیل به حقیقت باشد، ولی ظاهراً با خودِ حقیقت اشتباه افتاده است.

شاهد این مدّعا، انتقاد هایی است که گهگاه از حکومت و دولت می شود و بسیاری این ادعا ها را به مثابه ی انتقاد از انقلاب تلقی کرده و برچسبِ ضد انقلاب به صاحب ادعا می زنند.

انقلاب اسلامی همچنان به پیش می تازد. اما... .جمهوری اسلامی رو به ناکجا آباد!

با این توصیف، کدام یک از نامزدها شایسته ی انتخاب شدن است؟

  نوشته شده در  پنجم خرداد 1388ساعت 0:31

...... |     |......

 

 

 

 

گجیل دایه ای برای طفل یتیم (فرهنگ و تربیت)

++++++++++++++++++++ سرویس خبر و اجتماع +++++++++++++++++++++


 اخلاق و صداقت ربوده شده در گجیل

درپی قیاس آقای رضا تأملی در مطلبی تحت عنوان «اردوگاه فرهنگی یا درب گجیل» که در شماره ی 282 نشریه ی آذر پیام به چاپ رسیده بود، خود را موظف به دفاع از میراث بازار فولکلور و بدون متولیِ گجیل دانستم و سکوت را شرط انصاف ندانستم.

حکایت فروش گردن آویزهایی که معمولاًً شکست خورده های عشقی به گردن دارند، و تصاویر جومونگ و معشوقه اش سوسانو، در بوفه های بخش خصوصی اما تحت مدیریت! اردوگاهِ مذکور، آنهم برای کودکان دبستانی! بنظر محل تأمل است.

در جامعه ی وارونه ی امروز که در و پیکر موجهی از نظر نگارنده ندارد و صداقت واخلاقیات گم شده ی آنست، نباید از یک مرکز فرهنگی- تربیتی انتظارِ فرهنگ و تربیت داشت، چرا که نهند نام زنگی کافور.

از طرف دیگر اخلاق و صداقت ربوده شده از این جامعه را به گمان می شود از درب گجیل یافت.

چنانچه کودک خردسالی سراغ گردن آویز یا تصویری از یک هنر پیشه ی تلوزیونی را از درب گجیل بگیرد، بی تردید این پاسخ را خواهد شنید که:«پسرک! برو با بابات بیا».

  نوشته شده در  سوم خرداد 1388ساعت 13:31

...... |     |......

 

 

 

 

سهام عدالت!

++++++++++++++++++++ سرویس خبر و اجتماع +++++++++++++++++++++


بسم الله الرحمن الرحیم

امروز وارد دفتر روزنامه که شدم دیدم سردبیرمان چند فرم ثبت نام سهام عدالت که به تازگی برای خبرنگاران در نظر گزفته شده است را روی قفسه گذاشته و نوشته:

« هرکس سهام عدالت خود را بردارد و شنبه تا ساعب 10 تحویل دهد!»

دلم سوخت و یادم آمد که، او که نه روزنامه نگار است، نه از کمیته امداد حقوق می گیرد، نه روستایی است و نه اسمش در لیست بیکاران اداره ی کار است، سهام عدالت خود را از کجا بردارد و کی تحویل دهد!

  نوشته شده در  بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 17:31

...... |     |......

 

 

 

 

میراث ملی من و شما در بازداشت و حصار! چرا؟

++++++++++++++++++++ سرویس خبر و اجتماع +++++++++++++++++++++


مجموعه ی  تاریخی ربع رشیدی ( قلعه ی کلاغ ها):

در ضلع شمال شرقی چهارراه عباسی تبریز قطعه ی حصار شده ای با طبیعتی زیبا قراردارد که چند سالی است بروی شهروندان بسته شده و به محلی برای بازی کلاغ ها تبدیل شده است.

در قسمت شمالی این مجموعه یک زمین خاکی فوتبال قراردارد که جوانان محله در اوقات فراغت از این زمین بهره می برند.

ساعت 6 عصر 12 اردیبهشت 1388 بود که به اتفاق یکی از دوستان برای برای جمع کردن یک سری اطلاعات پیرامون این مجموعه، از طریق این زمین فوتبال وارد مجموعه ربع رشیدی شدیم. راهی خاکی که نشان از قدمهای بسیار در ورود به این مجموعه از همین مسیر دارد! و فاقد هرگونه علائم هشدار دهنده است!! ما را به بالای تپه ی مشرف به زمین بازی رساند.

پس از تهیه ی چند عکس از مجموعه، وقتی به دنبال کسی بودیم که بتواند ما را راهنمایی کند و اطلاعات دقیقی از مجموعه به ما ارائه کند، متوجه نگهبان مجموعه شدیم که سراسیمه به طرف ما در حال حرکت بود و با چوبدستی خود ما را هدف کرده بود. بالاخره دستگیرمان کرد و دقایقی در بازداشت دلچسب ایشان بودیم. البته اطلاعاتی را هم که می خواستیم از طریق ایشان بدست آوردیم. و درنهایت با وساطت دوستی از ادره ی میراث فرهنگی از بند ربع رشیدی رها شدیم.

مختصری از اطلاعات بدست آمده از این غائله:

الف- در قحط الرجال استان و شهرمان تبریز، سالی دو ماه، یک نفر خانم مهندس از رجلستانِ تهران می آیند و به همراه تیمشان اقدام به حفاری های باستان شناسی می کنند!

ب- منطقه ای در نزدیکی ظلع جنوبی مجموعه که در دست حفاری است، برای حفاظت از عوامل فرسایشی طبیعی دارای پوششی بوده است که ظاهراً چند میلیون تومان هزینه برداشته بود و چندی قبل باد های شدید منجر به پارگی این پوشش شده و هم اکنون منطقه ی در دست حفاری در مقابل آسیب های طبیعی از جمله بارش باران قراردارد و میراث باستانی ملت در حال آب خوردن است.

ج- شنیده می شود که منطقه ی ربع رشیدی دارای بودجه ی ملی است و قرار است یک مجموعه ی دانشگاهی در این محل احداث شود. البته کِی و به چه نحو؟ معلوم نیست!

اگر سالانه صد و اندی متر حفاری شود، شاید دویست سال دیگر طول بکشد تا منطقه آماده ی احداث دانشگاه شود. و به این ترتیب تا پنج نسل آینده شاید اصل موضوع فراموش شود.

د- بازدید عموم از مجموعه ی ربع رشیدی ممنوع است. میراث ملی من و شما در بازداشت و حصار! چرا؟   

  نوشته شده در  شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 15:27

...... |     |......

 

 

 

 

اهداف انقلاب اسلامی ایران

++++++++++++++++++++ سرویس خبر و اجتماع +++++++++++++++++++++


اهداف انقلاب اسلامی ایران

همه ساله در ایام دهه ی فجرسازمان ها و ارگان های نظام جمهوری اسلامی آمار موفقیت ها و دستاوردهای خود را بوسیله ی رسانه های جمعی به اطلاع عموم می رسانند. شاید این عمل در نگاه اول بسیار پسندیده بنظر برسد، ولی با عنایت به نکاتی که ذکر می شود باعث بسی سرافکندگی برای مجریان نظام خواهد بود.

در اعلام این آمار و ارقام معمولاً مقایسه ای با دوره ی طاغوت صورت می گیرد که از دوجهت قابل نقد و بررسی است:

اولاً: این مقایسه باطل است و از نظر علم منطق مغالطه به شمار می رود. به این دلیل که هنگامی می توان دو مجموعه را باهم مقایسه کرد که هردو وجود داشته باشند و ناظر مقایسه کننده بدون غرض در صحنه ی قضاوت حاضر باشد. در این مقایسه، یک مجموعه وجود دارد و ناظر و منظر هر دو یکی است. انگار اسبی در میدان مسابقه است که بدون رقیب است و فقط با خود مسابقه می دهد. بدیهی است که هر قدم این اسب به طرف خط پایان، به معنی پیروزی و دستاورد نیست. امکانات امروزی قابل مقایسه با نیم قرن قبل نیست و دنیای امروز دنیای پنجاه سال قبل نیست. و اصولاً مقایسه ی کار دست با ماشین آلات، باطل است.

ثانیاً: مگر هدف انقلاب واگذاری چند میلیون خط تلفن ثابت و همراه یا جاده سازی و تکمیل خطوط لوله ی گاز و از این دست مسائل بود که ما امروزه خود را به آن مفتخر می دانیم؟

در این میانه سهم هرکس از انقلاب در هاله ای از ابهام است. عده ای خود را میراث دار انقلاب می دانند و پس گذشت سی سال آماده ی واگذاری این سنگر به نیروهای تازه نفس و جوان نیستند. فکر منجمد قشری که در اوان انقلاب برای آزادی مردم زحمت بسیار کشیده اند، مانع تعالی نظام است و هرچه توان داریم صرف توسعه ای می شود که در نهایت به وسترنیزاسیون خواهد انجامید. به عبارت دیگر؛ هدف انقلاب مبارزه با امریکا بود. اما امروز امریکایی شدن را هدف خود قرار داده ایم.

نکند اعلام این آمار و ارقام سرپوشی بر نا توانی ها و نا خواسته های مجریان نظام باشد؟

  نوشته شده در  بیست و دوم بهمن 1387ساعت 8:43

...... |     |......

 

 

 

 

بررسی نسبت عملی ملت و دولت در جمهوری اسلامی ایران

++++++++++++++++++++ سرویس خبر و اجتماع +++++++++++++++++++++


دولت سوت می زند که ای مردم آمریکا چنین و چنان کرد، به خیابان ها بریزید و مرگ بر آمریکا سر دهید. فردا میلیون ها نفر به خیابان ها می ریزند و مرگ بر آمریکا گفته و نظام جمهوری اسلامی را بیمه می کنند.

یادمان نرفته که در جریان انرژی هسته ای، مردم چه سنگ تمامی گذاشتند. دهها راهپیمایی و به جان خریدن تحریم و تورم وحتی حمله ی نظامی. و دم بر نیاوردن، که دولت را از خود می دانند.

زمستان گذشته در سرمای 20- درجه، گاز قسمتی از کشور بیش از یک هفته قطع شد. مشخصاً این قطعی بدلیل عدم برنامه ریزی و ناهماهنگی سازمان هواشناسی و وزارت نفت اتفاق افتاد. کسی دم برنیاورد و اعتراضی نکرد که دولت از خودمان است. حال آنکه اگر چنین مسائلی را بی کفایتی به حساب آوریم سخنی به گزاف نگفته ایم.

تابستان که آمد، گفتند خشکسالی است و برق نداریم. باز هم مردم تحمل کردند. بررسی همین یک کلمه«خشک سالی» به آمار عجیب و غریبی خواهد انجامید که اکنون مجال ذکر کامل آن نیست و فقط اشاره ی گذرایی در راستای تنویر ذهنی کافی می نماید.

روزی 4 ساعت قطعی برق، منجر به ضرر یا تعطیلی چه تعداد مغازه که حتی قادر به پرداخت اجاره بها نیز نبودند شد؟

میزان حقوقی که کارخانه ها به کارگران دست از کار کشیده پرداختند، چقدر است؟ و چه تعداد از همین کارخانجات در اثر قطعی برق به ورطه ی ورشکستگی افتادند؟

ارزش زمان از دست رفته ی ارباب رجوعی که ساعت ها در ادارات، پشت درهای بسته ی اتاق ها به انتظار آمدن برق و راه افتادن سیستم رایانه ای به انتظار نشستند و دم بر نیاوردند، چقدر است؟

و هزاران از این سوال ها... .

هرکدام از این مسائل در دیگر کشورها، می تواند به شورشی مردمی بیانجامد و مجموعه ی چنین مورادی، هر کشوری را تا مرحله ی بحران سیاسی - اجتماعی پیش می برد. حال آنکه در ایران حتی باعث بروز تنش هم نشده است و مردم همواره حامی دولت بوده و حداکثر به نقدی شفاهی یا رسانه ای بسنده کرده اند.

در منشور نظام جمهوری اسلامی، کارگزاران دولت خادمین ملت محسوب می شوند. خادمینی که گاه پس از تکیه بر اریکه ی قدرت، هوای حکومت بر مردم در سر می پرورانند.

نگاهی اجمالی به رابطه ی مردم و دولت که غالباً بصورت یک طرفه تعریف می شود، این مدعا را اثبات می کند. این منطق که حکم دولت الزام آور است و در مقابل، ملت نه می تواند حکم کند و نه حتی نظرش الزام آور باشد، به نظر رابطه ی غریبی می نماید. و براستی در نظام عدالت محور، رابطه ی میان ملت و دولت چگونه ترسیم می شود؟

مگر نه اینست که دولتِ منتخبِ ملت باید مجری نظرات ملت باشد؟ و . . . ؟

در مقابل این همه حمایت مردمی از دولت، ارگان های دولتی که بنوعی خود را مستقل از مردم کوچه و بازار تصور می کنند، با تصویب اراجیفنامه هایی که خود بنام آیین! نامه ی داخلی می دانند، پا از گلیم خود فراتر نهاده و حتی به حریم قانون اساسی و شرع مبین نیز تجاوز می کنند و کسی جلودارشان نیست.

در پایان به ذکر چند نمونه از این دست مسائل که خود مبتلابه بوده ام اشاره می کنم و توصیه ای برادرانه به دولت مردان خواهم داشت.

ادارات دولتی با گروکشی و حمایت از همدیگر برای چاپیدن مستضعفین متحدند و برای اخذ انشعاب آب و برق و گاز از شهرداری مناطق گواهی عدم خلافی می خواهند. حال آنکه صدور گواهی عدم خلافی در یک ساختمان که پس از پرداخت جریمه ی کمیسیون ماده صد صورت می گیرد، منطقاً هیچ استحکامی به بنای مذکور نمی دهد.

اداره ی آب و فاضلاب با تهدید به قطع آب مشترکین اقدام به فروش اجباری انشعاب فاضلاب می کند.

در صورتی که چند خانوار در یک ساختمان ساکن باشند، بایستی اداره ی آب و فاضلاب اقدام به واحد بندی انشعاب آن ساختمان نماید. درحالی که هم اکنون اداره ی مذکور ضمن درخواست گواهی عدم خلافی، بازار گرمی می کند و انشعاب جدید می فروشد. در احداث ساختمان جدید نیز انشعاب قبلی را باطل می کند!

اداره ی بیمه قانون را عطف به ماسبق می کند و آیین نامه ی مصوب خود را به قراردادهای سال های قبل سرایت می دهد.

دولت مردان عزیز و مدیران محترم بدانند که این عزت و احترام اگر دوامی داشت به شما نمی رسید. در عزت و احترام عقبای خود بکوشید و با تمام وجود در خدمت ملت شریف ایران باشید که هر آنچه دارید از همین ملت است.

  نوشته شده در  بیست و پنجم آذر 1387ساعت 9:47

...... |     |......

 

 

 

 

هفته ی نیروی انتظامی!

++++++++++++++++++++ سرویس خبر و اجتماع +++++++++++++++++++++


هفته ی نیروی انتظامی!

روز جمعه 19/7/87 با یکی از دوستان برای تفرج به محل پارک چشم انداز واقع در خیابان عباسی تبریز رفتیم. آب نمای بسیار زیبایی که ظاهراً با هزینه ی قابل توجهی ساخته شده، توجه مان را جلب کرد. کنجکاو شدیم که آنرا از نزدیک ببیبیم و از نظر معماری بررسی کنیم. وقتی به نزدیکی آن رسیدیم و وارد حوض خالی از آب آن شدیم، در گوشه ای از آبنما حفره ای مشاهده شد که از جاهای دیگر قابل رویت نبود. حفره دارای دو طبقه بود و در طبقه ی پایین آن که بی شباهت به یک غار نبود، بساط عیش چند معتاد روبراه و در طبقه ی بالا هم که مانند یک هتل ایفای نقش می کرد، لحاف و تشک و بالش و از این قبیل لوازم فراهم بود.

فوراً محل آبنما را ترک کرده و با پلیس 110 تماس گرفتیم. کسی گوشی را بر نمی داشت! فکر کردیم که شاید یکی دارد هفته ی نیروی انتظامی را گرامی می دارد و مسئول پاسخ به تلفن ها سرگرم تماشای اوست. ناچار با شهرداری تماس گرفته و هنر معماری شان را تبریک گفتیم(برای اینکه هفته ی شهرداری نبود که آنرا تبریک بگوییم). گوشزد هم کردیم که برادر عزیز آبنمایی که متروکه باشد اینطور خواهد شد.

چند دقیقه طول کشید تا به نزدیک ترین پاسگاه انتظامی رسیدیم. و پس از تبریک هفته نیروی انتظامی(چون هفته ی نیرمی انتظامی بود)، خواستیم موضوع را به افسر نگهبان بگوییم که او با شنیدن کلمه ی چشم انداز پیش دستی کرد و مانند دانش آموزی که مانند بلبل درسش را از بر است ادامه ی ماجرا را گفت. البته خدارا شاکریم که وقتی پرسیدیم( پس چرا اقدامی نمی کنید؟) پاسخشان این نبود که(به شما ربطی ندارد) ویا مثلاً (خودمان گفته ایم.) افسر نگهبان پس از دستور بی سبم به گشت حاضر در منطقه و اظهار تاسف چنین گفت که: زندان جای معتاد نیست و این همه معتاد هم در زندان جا نمی شوند. به ستاد مبارزه با مواد مخدر هم که تحویل می دهیم قبل از خودمان از ستاد بیرون می آیند.

دستشان درد نکند. و واقعاً هفته ی نیروی انتظامی مبارک!  

  نوشته شده در  بیست و یکم مهر 1387ساعت 10:48

...... |     |......

 

 

 

 

آقای استاندار! دم خروس را باور کنم یا قسم حضرت عباس را؟

++++++++++++++++++++ سرویس خبر و اجتماع +++++++++++++++++++++


مرد منصف پایتخت نشین و ادعای دفاع از حقوق آذربایجان:

لازم می دانم در ابتدا به سخنانی از دکتر شکور اکبر نژاد؛ نماینده ی مردم استان در مجلس شورای اسلامی اشاره کنم. ایشان در جلسه ای که در آستانه ی حضورشان در مجلس در بنیاد فرهنگی طوبی برگزارشد، اظهار داشتند؛ درحالی 3درصد بودجه ی کشور به استان ما اختصاص دارد که 5درصد جمعیت کشور در این استان ساکنند و این جفایی در حق این خطه ی شهید پرور است.

 درصفحه ی روی خط قرمز شماره ی 250 نشریه ی آذرپیام قسمتی از اظهارات جناب استاندار در کنفرانس خبری ایشان به که مناسبت هفته ی دولت برگزار شده بود بصورت یک خبر با عنوان «جفا در حق آذربایجان را نمی پذیرم.» آمده بود.

جناب آقای استاندار، بودجه ی استان را در سال های گذشته و سه سال اخیر مقایسه ی کلی کرده و مدعی افزایش سه تا چهار برابری آن هستند! در حالی که در سوی دیگر به نوعی مدعی هستند که افزایش قیمت نفت نه تنها باعث ثروتمند شدن کشور نشده بلکه باعث شده تا قیمت اقلام و نهاده های مختلف سه برابر افزایش یابد. پس سه برابر افزایش بودجه در برابر سه برابر افزایش قیمت صورت گرفته که می توان به این نتیجه هم رسید که عملاً افزایش بودجه ای صورت نگرفته است!!

ایشان مدعی شده اند که اگر روزی در حق آذربایجان شرقی جفا شود، درحد توان خود در برابر جفا بر آذربایجان خواهد ایستاد.

-  توان خود آقای استاندار برای دفاع از حق استان چقدر است؟ و با چه معیار و استانداردی می توان آن توان را سنجید؟

-  و آیا مجموعه ی دستگاه استانداری، برنامه و روش کارشناسیی برای دفاع از حق استان ندارد که آقای استاندار به توان خود اشاره می کند؟

اگر چنین باشد بنده ترجیح می دهم فردی که توان شخصیِ بیشتری دارد بر مسند مدیریت استان قرار گیرد «مثلاً آرنولد شواردزنگر». تازه در این صورت کلاس استان بالاتر هم می رود. مدیر پروازی از کالیفرنیا کلاس بالاتری از مدیر پروازی از تهران دارد.

  نوشته شده در  دوازدهم شهریور 1387ساعت 15:18

...... |     |......

 

 

 

 

تحقق ملک مهدی(عج) وظیفه ای بر ذمه ی همه ی ماست.

++++++++++++++++++++ سرویس خبر و اجتماع +++++++++++++++++++++


توضیح برای جوابیه ی اداره ی کل تعاون:

مطلب (حل معضل مسکن و تعاونی های مسکن مهر) در شماره ی 327 روزنامه ی سرخاب به چاپ رسیده بود. ضمن تشکر از توجه اداره ی کل تعاون استان به مطلب مذکور، ذکر نکاتی ضروری بنظر می رسد:

 جوابیه ی ارسالی آن اداره ی محترم  پاسخ درخوری به ایرادات مطرح در اصل مطلب نبوده و شاید هم سوء تفاهمی در میان بوده که احیاناً با توضیحات زیر قابل رفع است. به هر روی نویسنده با ارائه ی دلیل و توضیح، قضاوت را به افکار عمومی وا می گذارد.

 پس از مراجعه برای برقراری ارتباط با مدیر عامل یکی از تعاونی های مسکن مهر و عدم توفیق برای برقراری ارتباط و دو بار مراجعه به روابط عمومی اداره ی کل تعاون و مصاحبه با آقای آسمانی و آقای طهماسب پور؛ رئیس هیئت مدیره تعاونی امام سجاد خیابان عباسی و یکی از اعضاء متقاضی مسکن مهر، نتایجی بشرح زیر بدست آمد.

لازم به ذکر است در این راستا مصاحبه هایی با برخی افراد به عمل آمد که به درخواست خودشان از دکر نام آنها خودداری می کنیم.

ایرادهای وارد به جوابیه:

در جوابیه آمده است:

1- «اداره کل تعاون برای تمامی اعضای تعاونی های مسکن مهر طی این مدت جلسات متعدد آموزشی برگزار کرده و اصول تعاون و نحوه ی اداره آن را آموزش داده،».

 لیکن تمامی مصاحبه شوندگان ضمن عدم تایید این ادعا، اظهار کرده اند که اصولاً برگزاری این دوره ی آموزشی برای انبوه اعضاء تعاونی ها (بیش از 40000 نفر) امری تقریباً محال است.

2- «مراحل انتخاب هیئت مدیره در تمامی تعاونی ها طی شده و روال قانونی آن انجام یافته و هیئت مدیره ی فعلی منتخب مجمع عمومی میباشد.»

آقایان آسمانی و طهماسب پور در راستای نحوه ی انتخاب هیئت مدیره چنین اظهار داشتند: هیئت موسس اولیه تعاونی ها که شامل حدوداً 20 نفر بوده و با معرفی توسط ارگان ها و موسسات و انجمن اسلامی مساجد محل به اداره ی تعاون شکل گرفته اند، خودشان پس از عضویت در تعاونی با آراء خود هیئت مدیره را انتخاب کرده اند.

توضیح نگارنده: بنظر می رسد این نوع انتخاب شباهتی به انتخاب هیئت مدیره در شرکت های سهامی خاص داشته باشد. والّا انتخاباتی که قبل از عضو گیری عمومی و بصورت کلیشه ای و میان اعضای مشخص برگزار شود، تکلیفش روشن است! در ثانی؛ کذام هیئت مدیره هم اکنون و فی البداهه آماده ی برگزاری انتخابات آزاد با شرکت تمامی اعضائ متقاضی مسکن است؟

3- «گفته شده است مدیر عامل زیر نظر بازرسین فعالیت می کند که صحیح نیست.»

وظیفه ی بازرس کاملاً مشخص است و نیازی به تفسیر ندارد. او مأموری است که به کارهای عده ای نظارت می کند و لازمه ی ناظر بودن، زیر نظر داشتن است. این زیر نظر گرفتن به معنی دخالت در امور مدیریتی نیست، بل به مفهوم آگاهی از روند امور و نظارت بر عملکرد مسئولین است. و اگر بازرس هیئت مدیره را زیر نظر نداشته باشد چطور می تواند تخلفات آنرا مشخص و به مجمع عمومی گزارش دهد و احیاناً درخواست تشکیل مجمع عمومی اضطراری نماید؟ و اصلاً جلوگیری از انحراف بدون زیر نظر داشتن چه مفهومی دارد؟

4- «اولاً ثبت نام و اخذ فیش ها خود نوعی اقدام عملی می باشد. ثانیاً؛ هیئت مدیره منتخب غیر از اینها، افراد واجد شرایط را مشخص کرده، دفاتر تعاونی زده، اتحادیه تشکیل داده اند، در دوره های آموزشی متعدد شرکت کرده اند و توسط اتحادیه های خود زمین تحویل گرفته اند. آیا این اقدام عملی نیست؟»

جواب نگارنده: خیر -  درصد پیشرفت کار فیزیکی مد نظر است. در حال حاضر زمینِ تحویل گرفته شده بصورت دست نخورده باقی است. پس از یک سال پیشرفت فیزیکی کار فعلاً صفر درصد است.

مسئله ی مسکن مهر در کشور بعنوان یک برنامه ی اورژانسی برای افراد فاقد مسکن توسط رئیس جمهور مطرح شده است. ولی عملاً روند کار مانند تعاونی های مسکن عادی و شاید حتی کند تر از آنه جریان دارد. وقتی یک بیمار اورژانسی را وارد بیمارستان می کنند، ثبت نام او در دفاتر بیمارستان و گرفتن پول و از این دست مسایل، در ردیف کار عملی به حساب نمی آید و هیچ یک از این دست مسایل نه فقط برای بیمار مهم نیست، بلکه نمک پاشیدن به زخم اوست. کار عملی از زمانی آغاز می شود که پزشک بالای سر بیمار حاضر شده و شروع به ماساژ قلبی می نماید.

5- «گفته شده اختلاف میان تعاونی ها و بلا تکلیفی ادامه دارد ... »

متن اصلی نگارنده در این موضوع تحریف شده و خواننده مجبور به برداشت دیگری از این مسئله می شود. در متن اصلی این مسئله به این صورت بیان شده که «این بلاتکلیفی و احیاناً اختلاف میان تعاونی های مذکور و مدیران دوایر دولتی درحالی ادامه دارد که اعضاء فاقد مسکن این تعاونی ها ... فقط تماشاگرند. منظور نگارنده همان مسائل ذکر شده است که هنوز بی پاسخ است و منظور بلاتکلیفیِ اعضاء متقاضی است که در جریان برنامه ها نیستند. البته به اظهار آقای آسمانی برنامه ی مکتوب و جدول زمان بندی در این راستا وجود ندارد و فعلاً فقط از آغاز واگذاری ها در سال 90 خبر می دهند. و اگر بتوان پروژه ی فاز 4 سهند را بدون برنامه تا سال 90 افتتاح کرد، کاری کارستان در شرف وقوع است.

6- «در خاتمه باید اشاره نمود که اجرای پروژه ی مسکن مهر به جهت حجم و بزرگی طرح و درگیر بودن تعداد زیادی از مردم استان در آن ماهیتاً نیاز به صبر و بردباری داشته و وجود برخی مشکلات و نا هماهنگی های جزئی را هم می توان طبیعی تلقی کرد.»

حجم و بزرگی طرح، طبیعی بودن مشکلات و نیاز به صبر و بردباری، عبارات جالب توجهی در این بند هستند.

اگر مطابق قانون اساسی، دولت موظف به تامین مسکن مردم است! حجم بزرگ کار امروز به دلیل عملکرد نادرست دیروز است و این به مغلطه افکندن طرف خطاب است. جالب اینجاست که هر ایرانی مالکِ درصد مشخصی از خاک و منابع این سرزمین است و امروز بجای اجرای طرح کاداس و دادن حقوق به صاحبان آن، مسکن 99 ساله ی بدون زمین در برنامه قرار گرفته است. و این سئوال که «سهم عادلانه ی هر ایرانی از سرزمین ایران چقدر است؟» هنوز بدون پاسخ است!

نکته ی دوم اینکه؛ مشکلات و ناهماهنگی ها، حاصل بی برنامگی و کم کاری و کاملاً غیر طبیعی است. آنانکه بخردانه و با برنامه در حال انجام وظیفه اند هیچگاه بهانه تراشی نخواهند کرد.

و نکته ی آخر؛ صبر و بردباری از طرف مردم برای ایستادن و عدم مطالبه ی حق خود می تواند صورت بگیرد و تابحال نیز اینطور بوده است. لیکن هرگاه این صبر و بردباری از طرف مسئولین و بر روی کار و پشتکار صورت کیرد، برازنده تر است.

      

 

 

 

  نوشته شده در  دوم شهریور 1387ساعت 14:35

...... |     |......

 

 

 

 

نان+وا=فرماندار

++++++++++++++++++++ سرویس خبر و اجتماع +++++++++++++++++++++


 

«فرماندار تبریز به منظور تأمین معاش و هزینه های نانوایان، خواستار افزایش قیمت نان شد.» این مطلب در شماره ی 359 روزنامه ی سرخاب به چاپ رسیده بود. بنظر می رسد بی کفایتیِ فرد مسئول در قبال کنترل تهیه و توزیع نان باعث بروز مشکلاتی شده که اکنون جناب ایشان می خواهند با پرداخت رشوه از جیب مردم، سر و سامانی به وضع موجود بدهند. در قسمتی از اظهارات ایشان می خوانیم:«کم شدن وزن چانه و فروش غیر قانونی آرد سهمیه ای، که نانوایان به منظور کاهش هزینه های خود انجام می دهند، در نهایت منجر به کاهش کیفیت نان خواهد شد.» آن جناب ظاهراً تفاوت کمیت و کیفیت را متوجه نیستند! شاید هم طرف خود را . . . حساب کرده اند که اینچنین بی محابا استدلال می کنند!! ایشان فراموش کرده اند که در جایگاه خادم مردم ایستاده اند و ظاهراً با تکیه بر مسند فرمانداری، احساس سروری ملت به ایشان دست داده که نسنجیده و از موضع برتر سخن می رانند. یادشان نرود که نه فقط در برابر عملکرد که در برابر اظهارات غیر مسئولانه خود، باید پاسخگوی فرد فرد ولی نعمت های خویش (مردم) باشند.

آقای ذبیحیان:

مسئول نظارت بر نان کیست؟ لطفاً بجای توجیه، وظیفه ی نظارتی و کنترلی خود را انجام دهید. هزینه ی کوتاهی شما در این باب را مردم تا امروز با مصرف نانِ با کمیت و کیفیت پایین، پرداخت کرده اند و هیچ تضمینی برای برطرف شدن این معضلات پس از گران شدن نان وجود ندارد و مردم مجبور به مصرف همان نانِ قبلی فقط با قیمتی بالاتر خواهند بود!

اگر نانواها نان پخته شده را عمداً خشک کرده و و بعنوان نان خشک می فروشند، مقصر شمایید که نتوانسته اید وظایف کنترلی خود را درست انجام دهید، نه قیمت نان خشک کپک زده که مصرف آن توسط دام ها، حاصلی جز شیر و گوشت آلوده به انواع سموم و میکروب ندارد.

و اگر نانوایان، عمداً مشتری گریز می شوند و فعالیت غیر قانونی می کنند، علتش کاملاً روشن است. درست است که قیمت نان خیلی پایین است ولی دستمزد نانوا ها پایین نیست. لابد می توانید مانده ی سود یک نانوا را پس از پخت هر کیسه آرد 400 تومانی محاسبه کنید!

پیشنهاد میکنم برای حل این مسئله، مجوز نانوایی بدون هیچ محدودیتی صادر شود تا نانوایی به یک رانت تبدیل نشود. در این صورت و به شرط کنترل و نظارتِ صحیح بر قاچاق آرد و نان، کیفیت نان بر اثر عرضه و تقاضا بهبود خواهد یافت.

مشکلات مصرف کنندگان نان:

1- اجبار نانوا به مشتری برای خرید همه ی نان خارج شده از تنور با هر کیفیتی که باشد.

2- علی رغم تذکرات قبلی استفاده از جوش شیرین هنوز هم در بسیاری نانوایی ها صورت می گیرد که می توان با آزمایش های دوره ای با آن مقابله کرد.

3- برخی نانوایان، حتی در حضور مشتری و با وجود صف چند نفری نان، اقدام به جمع کردن نان برای عرضه ی خارج از شبکه می کنند.

4- مطابق فتوای برخی مراجع، عرضه ی عددی نان حرام است و نان می بایست وزنی عرضه شود.

5- ساعات فعالیت نانوایی ها اخیراً با قطع برق کاهش یافته و نانوایان اقدام به پخت ساعات قطع برق نمی کنند.

فارغ از تمامی قیل و قال ها، چنانچه اقدامی در راستای تحقق سلامت معنوی این قشر صورت گیرد، نه فقط مسائل مورد بحث اتفاق نخواهد افتاد، نیازی به کنترل هم نخواهد بود. زیرا هر کس خود ناظر بر اعمال خویش خواهد بود. غافل نباشیم که سلامت معنوی نانوایانِ یک جامعه، تأثیر غیر قابل انکاری بر سلامت فکری و عملی مردم خواهد داشت.  

  نوشته شده در  بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 13:13

...... |     |......

 

 

 

 

توزیع نان نیازمند سر و سامان:

++++++++++++++++++++ سرویس خبر و اجتماع +++++++++++++++++++++


 

خطاب به فرد مسئول در قبال توزیع نان در کلان شهر تبریز

قبل از گله گذازی از اوضاع نابسامان نانوایی های تبریز، لازم می دانم به استحضار خوانندگان محترم برسانم که چهره ی شخص فرماندار تبریز برای بیش از 90% از اهالی این شهر ناشناخته است و شاید نام ایشان نیز همچنین! آرمان انقلاب اسلامی دولت خدمت گذار است. لیکن چرا این ملت نمک ناشناس چهره و نام خادم خویش را نمی شناسند!؟ شاید هم آقای فرماندار به قدری متواضع تشریف دارند که شناخته شدن خود را ریا دانسته و از آن ابا دارند! شاید هم ایشان سرگرم بنز سواری هستند!  

کیفیت: عموم نانواها بدون توجه به کیفیت پخت، خود را موظف به فروش تمامیِ نان خارج شده از تنور می دانند و همچون قاضیِ یکطرفه ی دادگاهِ خود خوانده، اعتراض مشتری را وارد ندانسته و نان را به هر کیفیتی که باشد اجباراً به او می فروشند. یا به عبارت دیگر مشتری را محکوم به خرید می کنند.

نکته ی دیگر افزودن مواد غیر مجازی چون جوش شیرین به نان است که علی رغم تذکرات       متعدد بازهم این کار صورت می گیرد.

مسئول سلامت شهروندان در قبال مصرف این گونه نان ها کیست؟

نکته ای که اغلب توجهی به آن نداریم اینکه؛ نان یک نانوای مومن و متخلق به اخلاق ومعرفت الهی،  با نان یک نانوای لامذهب تفاوت هایی دارد! آری، یک نانوا با هر نیّتی که نان می پزد و به خورد ملت می دهد تاثیری شگرف بر اجتماع می گذارد.

متولی گزینش نانوایان در جامعه ی اسلامی ما کیست؟

کمیت: محل عرضه ی نان نانوایی است. لاکن بارها شاهد بوده ایم که نانوا با وجود صف مشتریان، نان را برای فروش آزاد جمع کرده و به قیمت بیشتری به سوپر محل یا سایر فروشندگان آزاد می دهد. و هرکس حوصله ی صف ایستادن ندارد بایستی هزینه ی بیشتری برای خرید نان پرداخته و نان را از مراکز نامربوط تهیه کند. غافل از اینکه عمده دلیل ایجاد صف غالباً همین عمل نانواست.

 عرضه ی عددیِ نان یکی دیگر از معضلات است. گاهی در مراجعه برای خرید نان سنگک اتفاق می افتد که نانی به بلندیِ دو وجب تحویل می گیریم و در قبال آن یکصد تومان پول می دهیم!

ارائه ی نان بصورت وزنی که یک تاکید شرعی است می تواند این مقال را به سامان آورد.

  نوشته شده در  پنجم خرداد 1387ساعت 20:8

...... |     |......

 

 

 

 

دکتر عباسی - 8 اسفند - دانشگاه تبریز

++++++++++++++++++++ سرویس خبر و اجتماع +++++++++++++++++++++


بسم الله الرحمان الرحیم پیرامون جلسه ی دکتر حسن عباسی در تالار وحدت دانشگاه تبریز، مورخه ی دوشنبه 84/12/8 ده دقیقه قبل از جلسه مقابل در دانشگاه رسیدم. از نگهبان اجازه ی ورود خواستم. اظهار بی اطلاعی کرد، پلاکارد کنار درب را نشانش دادم. با حراست دانشگاه تماس گرفت و بی آنکه جلب توجه کند دستور برداشتن آنرا اجرا کرد. خلاصه، مرا به دانشگاه راه ندادند. و گفتند فقط دانشجویان دانشگاه تبریز میتوانند در این جلسه شرکت کنند، فهمیدم که جو موجود چندان موافق دکتر عباسی نیست ولی از آنجا که من قبلا با مجموعه ی دکتر در تماس و هماهنگ بودم ،مصمم به اجرای تصمیم خود مبنی بر شرکت خود و دوستانم در جلسه بودم. لذا از یکی از دهها راه مخفی خودم همگی وارد دانشگاه شدیم و با حدود نیم ساعت تاخیر در تالار وحدت حاضر شدیم. در تمام مدت زمانی که در آنجا بودم وحتی بعد از خروج از تالار دو موضوع افکارم را مشوش کرده بود: *تا کی روز روشن و جهان در خواب!... *آنهایی که در مقابل چشمانم نتوانستند وارد دانشگاه شوند چه؟... #نتیجه ی ضمنی اینکه:لازم نیست اروپا و امریکا مخالف توسعه ی ما باشند، در داخل ایران به اندازه ی کافی مخالف دانایی و علم و حقیقت و عدالت و...(توسعه) وجود دارد. محدودیت و حیطه بندی هایی اینچنین، مقیاس کوچک انحصار طلبی قدرتهای هسته ای در مورد دانش هسته ای است. این دو محدودیت هردو از یک نوعند. یا هردو درست یا هردو غلط. قضاوت با شماست.
  نوشته شده در  نهم اسفند 1384ساعت 23:34

...... |     |......

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بگو يا الله... برخيز ديوارهارا بردار... و مرزها را در هم شكن اينجا بيكراني مقدس است و هر كراني ديده شود سراب است... سر خمها را بگشاييد... انگار انگور انتظار مي شده است! شايد شراب حضور سيرابمان كند.. اگر ادعاي دوستي با قرآن داريم، پس اثر اين دوستي كو؟!… انگار با خود تعارف داريم. اگر ميخواهيم آگاهانه، اصولي و شعورمند زندگي كنيم، لزوم هماهنگي در محوراصلي زندگي ضروري است. زندگي فعلي است كه صيغه ي آن در قرآن صرف مي شود غافل از اينكه (فعل انجام عمل است نه فقط صرف آن). دوران نظريه پردازي محض تمام شده است، بايد فعاليت عملي داشته باشيم. شناخت حق با درک عناصر زمان و مکان، شرایط و موقعیت‌ها، تعهد و مسئولیت‌ ما است. هدف هستی، تحقیق حقیقت است. محقق شدن حقیقت، جز با شناختن حق غیر ممکن است. حق دارای خاستگاه الهی است. و تقابل حق و باطل انکار ناپذیر است.