تبليغاتX
::: عالمی دیگر >> >>>>
   

صفحه نخست

پست الکترونیک

آرشیو وبلاگ

 

**********
آرشیو موضوعی

سلامت سرا
اشعار
حب دنیا
تاملی در بنیان خانواده
اسلام و مطالعات راهبردی (الگونامه ی زندگی)
شیعه شناسی و نهضت انتظار
نامه ها
شخصیت ها
امام شناسی
آیات منتخب
شیطان شناسی
یهود
الهی نامه
تعلیم و تربیت
سرویس خبر و اجتماع

**********
آرشیو نوشته های قبلی

آذر 1388
مهر 1388
شهریور 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
بهمن 1385
دی 1385
آبان 1385
شهریور 1385
خرداد 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384

**********

همراهان

 

درباره ی دکتر عباسی
سخنرانی های دکتر عباسی
وبلاگ دکتر عباسی
باشگاه
ابتدا
اندیشکده یقین
حیات طیبه
بت ها
داس و قلم
طب قرآني-تغذیه
درد دل اجتماع
صهيونيسم و جهان اسلام
tabrizblog
نقطه صفر
عصر ظهور
دولت قرآن
دانا
lord of love
بارانانه
آذر تیم-وبلاگ نویسی
نگاه نو
عطيلات حاج آقا و من
حاصل اوقات
کربلا
هجرت
ايپك/ باغ شمال
زورنا
حلقه
یک خبرگزاری زورکی
آذر پیام
نسل آسمان
چشمه ی پنهان
سفیر 313
گروه زیتون

.

.

.

.

.

web designer
برای درخشش دوباره اش
با همدیگر دعا میکنیم
..............

 

 

designer

.

.

.

.

 


بسمه تعالی

ریاست محترم جمهور- جناب دکتر احمدی نژاد

با سلام و عرض خسته نباشید؛

اینجانب ++++++++++ فرزتد +++ به ش ش ++ متولد سال 1321 ازمردادماه 1377 با سازمان تامین اجتماعی قرارداد بیمه دارم. به هنگام عقد قرارداد بیمه حداقل مدت پرداخت حق بیمه برای آنان که به سن قانونی بازنشستگی می رسند، ده سال اعلام شد.

پس از ده سال واریز حق بیمه، اکنون که در سن6۷ سالگی توان ادامه ی حرفه ی خود را نیز ندارم، به منظور بازنشستگی به سازمان تامین اجتماعی مراجعه کرده ام، اظهار داشته اند که این حداقل مدت پرداخت هم اکنون 16 سال است و تا 20 سال هم افزایش خواهد داشت.

قانون که چه عرض کنم! عبارت زیر که یک سویه و غیرعادلانه به نظر می رسد، باعث اجحاف و تبعیض در حق هزاران هم وطن شده است که فریاد عدالت و دادخواهی دارند.

«بيمه شدگاني که به سن قانوني بازنشستگي ( 60 سال تمام براي مردان و 55 سال تمام براي زنان ) مي رسند، در صورتي که حداقل سابقه پرداخت حق بيمه مقرردر سن ياد شده را دارا باشند، مي توانند تقاضاي بازنشستگي کنند. حداقل سابقه پرداخت حق بيمه تا تاريخ 14/7/81 ، ده سال تمام بود، پس از آن با گذشت هر سال ، يک سال به اين سابقه اضافه مي شود تا به بيست سال تمام برسد.»

فراموش نکنیم که اگر قوانین اجتماع هر سال تغییر یابند غایت بشریت به بیراهه خواهد رفت. لذا همچنانکه می دانیم این قانون باید ریشه ی همه قوانین دیگر باشد که: «قانون عطف به ماسبق نمی شود.»

عبارت فوق غیر از تناقضِ عطف به ماسبق داشتن، منطقاً نیز اشتباه است. بدینسان که سازمان تامین اجتماعی، بایستی تامین و امنیتی برای اجتماع باشد، درحالی که مطابق عبارت فوق تا ده سال کسی با حداقل سابقه ی پرداخت حق بیمه بازنشسته نخواهد شد. و سازمان در این مدت فقط از بیمه شده گان حق بیمه! دریافت می کند. اگر چنین باشد؛ این سازمان، سازمان تامین اجتماعی نیست. بلکه سارمانی است که توسط اجتماع تامین می شود.

در سال 86 در قانون بودجه ی شما ردیفی برای این اشخاص پیش بینی شده بود که هرچند تناقض عطف به ماسبق عبارت مذکور را اصلاح نمی کرد، حداقل حرکت به طرف مقصد برای سازمان به شمار می آمد.«بر اساس تبصره 14 قانون بودجه سال 1386 ، در طول سال 86 افراد متقاضي مستمري بازنشستگي با حداقل 60 سال سن براي آقايان و 55سال سن براي خانم ها و 10 سال سابقه پرداخت حق بيمه مي توانستند در خواست خود را به شعبه مربوطه ارايه دهند. البته مستمري بازنشستگي اين گروه ،براساس سوابق پرداخت حق بيمه محاسبه شده و مشمول ماده 111 قانون تامين اجتماعي نمي باشند. (توضيح ، مطابق ماده 111، مستمري بازنشستگي ، از کار افتادگي ومجموع مستمري بازماندگان نبايد از حداقل مزد کارگر عادي کم تر باشد(»

آقای رئیس جمهور؛

چه لزومی دارد چنین قوانینی در دولت حضرتعالی که با شعار عدالت مشهور شده، به مرحله ی اجرا درآید؟

کپی قرارداد اینجانب با سازمان نیز به پیوست تقدیم می گردد.

                                                                                   یک نفر از هفتاد میلیون ایرانی

                                                                                   امضاء محفوظ

رونوشت:

1-ریاست محترم جمهور

2-دیوان عدالت اداری

3- وزیر محترم وزارت رفاه و تامین اجتماعی

4-نمایندگان محترم تبریز در مجلس شورای اسلامی

5دفتر رسیدگی به شکایات مردمی ریاست جمهوری مستقر در استانداری آ- ش

6 ریاست محترم منطقه یک سازمان بیمه تامین اجتماعی تبریز

7-درج در هفته نامه ی آذرپیام و روزنامه ی سرخاب جهت اطلاع عموم

  نوشته شده در  بیست و هشتم مهر 1387ساعت 23:35

...... |     |......

 

 

 

 

نامه ای به یک منتظر

++++++++++++++++++++ نامه ها +++++++++++++++++++++


نامه ای به یک منتظر برای کمک به درک مفهوم و تفاوت اسلام و مدرنیته:

سلام بر شما

ضمن تحسین علایق و دقت نظر شما بعنوان یک دختر جوان (که در خلاف جهت وضع موجود حرکت می کنید)، مشکلی که شما در فهم از مدرنیته دارید، نکته ی ظریفی است، که در ریشه ی مدرنیته نهفته است.

اصولاً مدرنیته جایی آغاز می شود که انسان جای خدا می نشیند. (اسلام نه سنت است نه مدرنیته)این درست است.ولی محوریت در اسلام خداست(تئوئیسم) و در مدرنیته عقل ابزاریِ انسان(اومانیسم)و بس. پس اسلام تعادل بین سنت و مدرنیته هم نمیتواند باشد. چون نمی شود کمی خداپرست بود و کمی انسان پرست.

نسبت مدرنیته با تکنولوژی ناخلف و بی رحمِ امروزی نسبت مادر و فرزند نامشروع است و نسبت اسلام با تکنولوژی آینده ی بشر که متفاوت از دستاوردهای امروزیِ بشر است نسبت فرزندیِ اصیل است.

 در واقع عقلانیت ما با غرب فرق می کند، عقل در اسلام سرِخود نیست و انسان مجاز به هر اندیشه و تصمیم عقلانی نمی باشد و به ترتیب عقل توحیدی و معاش و ابزاری دارای اولویت می باشد. تجدد خواهی از نظر ما فقط می تواند در مسیر انتظار معنی شود. به این معنی که «فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم.» و این یعنی تجدد.

در مورد دنیا هم وضع به همین منوال است. همچنانکه عقل یا تجدد در اسلام هدف نیست دنیا هم هدف نیست و دنیایی که هدف قرار گیرد سخت مورد نکوهش است تا جایی که امام علی(ع) می فرماید: یا دنیا غری غیری. و همه جریان سه طلاقه بودن دنیا از دیدگاه حضرتش را شنیده ایم. لاکن در این میانه توکل امری دیگر است.

تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافریست            راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش            

                                                                  والسلام    و    التماس دعا

  نوشته شده در  هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:25

...... |     |......

 

 

 

 

نامه به رئیس جمهور

++++++++++++++++++++ نامه ها +++++++++++++++++++++


كلمة الله هي العليا

رقابت در رسيدن به خواستهاي دنيوي (بل تؤثرون الحيوة الدنيا و الآخرة خير و ابقي) و روابط پر زرق و برق كه اصالتي جز توحش در آن هويدا نيست، بهانه اي براي تجمع نوع بشر در زندگي اجتماعي كنوني است. (جامعه مدني)

اين بحث محور اصلي بررسي مشكلات اجتماعي از ديدگاه اينجانب است.

جامعه فقط با "پذيرش" اصول اعتقادي يا احكام شرعي اسلامي نميشود بلكه "اعتقاد" به اصول و "عمل" به احكام آنهم در ظرف «لا اكراه»، جامعه اسلامي را ايجاد مي كند. پس فاصله ما تا جامعه مهدوي باندازه فاصله "پذيراندن" تا "اعتقاد و عمل در آزادي" است.

مي خواهيم با اميد به آيه «و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين» جامعه اي حول محور قرآن بر مبناي اقتصاد كشاورزي و فارغ از آلودگيهاي جهان معاصر بنيان نهيم كه الگوي جامعه سازي براي نسل آينده باشد (جامعه هجري بسوي جامعه مهدوي)

تقرب بخدا در اثر تامين رفاه نسبي - الگو سازي و تعريف عملي نظام صحيح زندگي - اشتغال مستقيم و گريز از تورم - اصالت بخشي به مفهوم كار و اصلاح كار - استفاده شايسته از علم و فناوري در مسير شكوفايي استعدادهاي فردي و جمعي و تعاون و همياري در ارشاد و انفاق و... دستاوردهاي مستقيم اين حركت است.

آقاي رئيس جمهور اگر گفته خود را در مجلس هنگام تقديم لايحه بودجه 1385 بياد داريد و بر سر قول خود هستيد، ما آماده ايم.

لطفا جوابيه خود را به نشاني www.alamydigar.blogfa.com در قسمت نظرات ارسال فرماييد.

يا علي - رضا رسولي

  نوشته شده در  پانزدهم شهریور 1385ساعت 0:47

...... |     |......

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بگو يا الله... برخيز ديوارهارا بردار... و مرزها را در هم شكن اينجا بيكراني مقدس است و هر كراني ديده شود سراب است... سر خمها را بگشاييد... انگار انگور انتظار مي شده است! شايد شراب حضور سيرابمان كند.. اگر ادعاي دوستي با قرآن داريم، پس اثر اين دوستي كو؟!… انگار با خود تعارف داريم. اگر ميخواهيم آگاهانه، اصولي و شعورمند زندگي كنيم، لزوم هماهنگي در محوراصلي زندگي ضروري است. زندگي فعلي است كه صيغه ي آن در قرآن صرف مي شود غافل از اينكه (فعل انجام عمل است نه فقط صرف آن). دوران نظريه پردازي محض تمام شده است، بايد فعاليت عملي داشته باشيم. شناخت حق با درک عناصر زمان و مکان، شرایط و موقعیت‌ها، تعهد و مسئولیت‌ ما است. هدف هستی، تحقیق حقیقت است. محقق شدن حقیقت، جز با شناختن حق غیر ممکن است. حق دارای خاستگاه الهی است. و تقابل حق و باطل انکار ناپذیر است.