نامه ای به یک منتظر برای کمک به درک مفهوم و تفاوت اسلام و مدرنیته:
سلام بر شما
ضمن تحسین علایق و دقت نظر شما بعنوان یک دختر جوان (که در خلاف جهت وضع موجود حرکت می کنید)، مشکلی که شما در فهم از مدرنیته دارید، نکته ی ظریفی است، که در ریشه ی مدرنیته نهفته است.
اصولاً مدرنیته جایی آغاز می شود که انسان جای خدا می نشیند. (اسلام نه سنت است نه مدرنیته)این درست است.ولی محوریت در اسلام خداست(تئوئیسم) و در مدرنیته عقل ابزاریِ انسان(اومانیسم)و بس. پس اسلام تعادل بین سنت و مدرنیته هم نمیتواند باشد. چون نمی شود کمی خداپرست بود و کمی انسان پرست.
نسبت مدرنیته با تکنولوژی ناخلف و بی رحمِ امروزی نسبت مادر و فرزند نامشروع است و نسبت اسلام با تکنولوژی آینده ی بشر که متفاوت از دستاوردهای امروزیِ بشر است نسبت فرزندیِ اصیل است.
در واقع عقلانیت ما با غرب فرق می کند، عقل در اسلام سرِخود نیست و انسان مجاز به هر اندیشه و تصمیم عقلانی نمی باشد و به ترتیب عقل توحیدی و معاش و ابزاری دارای اولویت می باشد. تجدد خواهی از نظر ما فقط می تواند در مسیر انتظار معنی شود. به این معنی که «فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم.» و این یعنی تجدد.
در مورد دنیا هم وضع به همین منوال است. همچنانکه عقل یا تجدد در اسلام هدف نیست دنیا هم هدف نیست و دنیایی که هدف قرار گیرد سخت مورد نکوهش است تا جایی که امام علی(ع) می فرماید: یا دنیا غری غیری. و همه جریان سه طلاقه بودن دنیا از دیدگاه حضرتش را شنیده ایم. لاکن در این میانه توکل امری دیگر است.
تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافریست راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش
والسلام و التماس دعا
نوشته شده در هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:25
......
|
|......