تبليغاتX
::: عالمی دیگر >> >>>>
   

صفحه نخست

پست الکترونیک

آرشیو وبلاگ

 

**********
آرشیو موضوعی

سلامت سرا
اشعار
حب دنیا
تاملی در بنیان خانواده
اسلام و مطالعات راهبردی (الگونامه ی زندگی)
شیعه شناسی و نهضت انتظار
نامه ها
شخصیت ها
امام شناسی
آیات منتخب
شیطان شناسی
یهود
الهی نامه
تعلیم و تربیت
سرویس خبر و اجتماع

**********
آرشیو نوشته های قبلی

دی 1388
آذر 1388
مهر 1388
شهریور 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
بهمن 1385
دی 1385
آبان 1385
شهریور 1385
خرداد 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384

**********

همراهان

 

درباره ی دکتر عباسی
سخنرانی های دکتر عباسی
وبلاگ دکتر عباسی
باشگاه
ابتدا
اندیشکده یقین
حیات طیبه
بت ها
داس و قلم
طب قرآني-تغذیه
درد دل اجتماع
صهيونيسم و جهان اسلام
tabrizblog
نقطه صفر
عصر ظهور
دولت قرآن
دانا
lord of love
بارانانه
آذر تیم-وبلاگ نویسی
نگاه نو
عطيلات حاج آقا و من
حاصل اوقات
کربلا
هجرت
ايپك/ باغ شمال
زورنا
حلقه
یک خبرگزاری زورکی
آذر پیام
نسل آسمان
چشمه ی پنهان
سفیر 313
گروه زیتون

.

.

.

.

.

web designer
برای درخشش دوباره اش
با همدیگر دعا میکنیم
..............

 

 

designer

.

.

.

.

 

شیعه ی جامعه و شیعه ی اهل بیت

++++++++++++++++++++ شیعه شناسی و نهضت انتظار +++++++++++++++++++++


*شیعه ی جامعه و شیعه ی اهل بیت: عام الجماعة سالی است که معاویه با قتل امام حسن(ع) توسط همسر وی ، توانست تمامی مخالفین (به اصطلاح) اسلام راستین را از سر راه برداشته و تمامی جامعه را حول یک محور بنام خلیفةالمسلمین متحد کند. بدین ترتیب معاویه موفق شد جامعه ای به اصطلاح مدنی بنیانگذاری کند که تک تک افراد آن اجتماع خود را از اهل جماعت و سنت می دانستند. عبارت اخرای آن(عام الجماعه) اینست که تمامی افراد آن روزگار خود را پیرو سنت خلیفه میدانند، (نه سنت رسول الله<ص>). مسلمین (به معنای اعم) از این قاعده ی معاویه تا دوره های معاصر پیروی کرده اند. (بنی امیه _ بنی عباس _ ... _ عثمانی _ آل سعود) در تمام این دوران تا عهد صفویه «شیعه» به معنی خاص خود بکار میرفت. یعنی فردی که در زمره ی خواص اهل بیت قرار دارد. افرادی که جزء خواص اهل بیت نبودند ولی با حب اهل بیت به فرمایشات ایشان عمل میکردند و از قانون اهل جماعة و سنت تبعیت نمیکردند «رافضی» نامیده میشدند. یعنی کسانی که قانون خلیفه را نپذیرفته اند (رَفَضَ: نپذیرفت، رد کرد). این عده در سخت ترین شرایط ممکن زندگی میکردند و از بسیاری از امکانات اولیه و حقوق طبیعی نیز محروم بودند. شرایط سخت جامعه و قرار گرفتن در جبهه ی روبروی خلیفه، روافض را در هدف خود راسختر میکرد و باعث میشد سرسختی آنها در برابر رژیمهای فاسق و غاصب بیشتر شود. اوضاع تا زمان صفویه چنین بود. در عهد صفوی، طی معادله ی سیاسی دو طرفه ای که میان حاکم(شاه طهماسب) و زعیم زمان(محقق کرکی) حل شد، صفویه موفق شد با رسمیت دادن به مذهب شیعه، سیستم اداره ی مملکت را به نفع حاکمان جامعه به حرکت درآورد. و محقق کرکی(رحمة الله علیه) با سیاستمندی و درایت توانست از این شرایط به بهترین وجه استفاده کند و بستری برای رشد اندیشه ی شیعی فراهم ساخته و در بسط فرهنگی شیعه قدمهای موثری بردارد. در سیستم جدید بوجود آمده، علما و اندیشمندان (خواص شیعه) در جهت یک هدف کلی (نهضت انتظار) سازماندهی شده اند و هر حرکت خردمندانه و حکیمانه به این هدف خواهد انجامید. همچنین در این سیستم تمامی حرکتهای نابخردانه و عوامانه به نفع حکام جور است. سلاطین صفوی هم همین را قبول داشتند، آنها با خود شیرینیهایی که در مقابل روافض انجام میدادند موفق به عوامفریبی شدند و همان کاری را که معاویه در عام الجماعه کرده بود، با اعلان مذهب شیعه بعنوان مذهب رسمی کشور، انجام دادند. حال عوام الناس که خود را با حکومت در یک جبهه میدیدند، نه تنها با حکومت مقابله نمیکردند بلکه راه ابقای این حکومت جانفشانی نیز میکردند. شاید امروز جامعه ی ما به تعریف صفوی دههامیلیون شیعه داشته باشد. البته شیعه ی جامعه نه شیعه ی علی. و همچنین شاید امروز در جهان ما صدها میلیون سنی باشد که پیرو سنت معاویه اند نه سنت رسول الله(ص). شیعه ای که پیرو سلاطین صفوی یا سردمداران جبار بعد از آنها باشد، شیعه که سهل است، رافضی هم نیست و سنیی که پیرو سنت خلیفه باشد نه سنت رسول الله(ص)، همان شیعه ی جامعه است. فرقی ندارد شیعه یا سنی بی خاصیت هردو یکی است. سنی رسول الله و شیعه ی علی باز هم هردو یکی است. تکلیف خود را مشخص کنیم : با خاصیت یا بی خاصیت؟؟؟! *عاشق شو ارنه روزی کار جهان سر آید * * * ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی*
  نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت 2:58

...... |     |......

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بگو يا الله... برخيز ديوارهارا بردار... و مرزها را در هم شكن اينجا بيكراني مقدس است و هر كراني ديده شود سراب است... سر خمها را بگشاييد... انگار انگور انتظار مي شده است! شايد شراب حضور سيرابمان كند.. اگر ادعاي دوستي با قرآن داريم، پس اثر اين دوستي كو؟!… انگار با خود تعارف داريم. اگر ميخواهيم آگاهانه، اصولي و شعورمند زندگي كنيم، لزوم هماهنگي در محوراصلي زندگي ضروري است. زندگي فعلي است كه صيغه ي آن در قرآن صرف مي شود غافل از اينكه (فعل انجام عمل است نه فقط صرف آن). دوران نظريه پردازي محض تمام شده است، بايد فعاليت عملي داشته باشيم. شناخت حق با درک عناصر زمان و مکان، شرایط و موقعیت‌ها، تعهد و مسئولیت‌ ما است. هدف هستی، تحقیق حقیقت است. محقق شدن حقیقت، جز با شناختن حق غیر ممکن است. حق دارای خاستگاه الهی است. و تقابل حق و باطل انکار ناپذیر است.