*شیعه ی جامعه و شیعه ی اهل بیت: عام الجماعة سالی است که معاویه با قتل امام حسن(ع) توسط همسر وی ، توانست تمامی مخالفین (به اصطلاح) اسلام راستین را از سر راه برداشته و تمامی جامعه را حول یک محور بنام خلیفةالمسلمین متحد کند. بدین ترتیب معاویه موفق شد جامعه ای به اصطلاح مدنی بنیانگذاری کند که تک تک افراد آن اجتماع خود را از اهل جماعت و سنت می دانستند. عبارت اخرای آن(عام الجماعه) اینست که تمامی افراد آن روزگار خود را پیرو سنت خلیفه میدانند، (نه سنت رسول الله<ص>). مسلمین (به معنای اعم) از این قاعده ی معاویه تا دوره های معاصر پیروی کرده اند. (بنی امیه _ بنی عباس _ ... _ عثمانی _ آل سعود) در تمام این دوران تا عهد صفویه «شیعه» به معنی خاص خود بکار میرفت. یعنی فردی که در زمره ی خواص اهل بیت قرار دارد. افرادی که جزء خواص اهل بیت نبودند ولی با حب اهل بیت به فرمایشات ایشان عمل میکردند و از قانون اهل جماعة و سنت تبعیت نمیکردند «رافضی» نامیده میشدند. یعنی کسانی که قانون خلیفه را نپذیرفته اند (رَفَضَ: نپذیرفت، رد کرد). این عده در سخت ترین شرایط ممکن زندگی میکردند و از بسیاری از امکانات اولیه و حقوق طبیعی نیز محروم بودند. شرایط سخت جامعه و قرار گرفتن در جبهه ی روبروی خلیفه، روافض را در هدف خود راسختر میکرد و باعث میشد سرسختی آنها در برابر رژیمهای فاسق و غاصب بیشتر شود. اوضاع تا زمان صفویه چنین بود. در عهد صفوی، طی معادله ی سیاسی دو طرفه ای که میان حاکم(شاه طهماسب) و زعیم زمان(محقق کرکی) حل شد، صفویه موفق شد با رسمیت دادن به مذهب شیعه، سیستم اداره ی مملکت را به نفع حاکمان جامعه به حرکت درآورد. و محقق کرکی(رحمة الله علیه) با سیاستمندی و درایت توانست از این شرایط به بهترین وجه استفاده کند و بستری برای رشد اندیشه ی شیعی فراهم ساخته و در بسط فرهنگی شیعه قدمهای موثری بردارد. در سیستم جدید بوجود آمده، علما و اندیشمندان (خواص شیعه) در جهت یک هدف کلی (نهضت انتظار) سازماندهی شده اند و هر حرکت خردمندانه و حکیمانه به این هدف خواهد انجامید. همچنین در این سیستم تمامی حرکتهای نابخردانه و عوامانه به نفع حکام جور است. سلاطین صفوی هم همین را قبول داشتند، آنها با خود شیرینیهایی که در مقابل روافض انجام میدادند موفق به عوامفریبی شدند و همان کاری را که معاویه در عام الجماعه کرده بود، با اعلان مذهب شیعه بعنوان مذهب رسمی کشور، انجام دادند. حال عوام الناس که خود را با حکومت در یک جبهه میدیدند، نه تنها با حکومت مقابله نمیکردند بلکه راه ابقای این حکومت جانفشانی نیز میکردند. شاید امروز جامعه ی ما به تعریف صفوی دههامیلیون شیعه داشته باشد. البته شیعه ی جامعه نه شیعه ی علی. و همچنین شاید امروز در جهان ما صدها میلیون سنی باشد که پیرو سنت معاویه اند نه سنت رسول الله(ص). شیعه ای که پیرو سلاطین صفوی یا سردمداران جبار بعد از آنها باشد، شیعه که سهل است، رافضی هم نیست و سنیی که پیرو سنت خلیفه باشد نه سنت رسول الله(ص)، همان شیعه ی جامعه است. فرقی ندارد شیعه یا سنی بی خاصیت هردو یکی است. سنی رسول الله و شیعه ی علی باز هم هردو یکی است. تکلیف خود را مشخص کنیم : با خاصیت یا بی خاصیت؟؟؟! *عاشق شو ارنه روزی کار جهان سر آید * * * ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی*
نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت 2:58
......
|
|......