تبليغاتX
::: عالمی دیگر >> >>>>
   

صفحه نخست

پست الکترونیک

آرشیو وبلاگ

 

**********
آرشیو موضوعی

سلامت سرا
اشعار
حب دنیا
تاملی در بنیان خانواده
اسلام و مطالعات راهبردی (الگونامه ی زندگی)
شیعه شناسی و نهضت انتظار
نامه ها
شخصیت ها
امام شناسی
آیات منتخب
شیطان شناسی
یهود
الهی نامه
تعلیم و تربیت
سرویس خبر و اجتماع

**********
آرشیو نوشته های قبلی

دی 1388
آذر 1388
مهر 1388
شهریور 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
بهمن 1385
دی 1385
آبان 1385
شهریور 1385
خرداد 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384

**********

همراهان

 

درباره ی دکتر عباسی
سخنرانی های دکتر عباسی
وبلاگ دکتر عباسی
باشگاه
ابتدا
اندیشکده یقین
حیات طیبه
بت ها
داس و قلم
طب قرآني-تغذیه
درد دل اجتماع
صهيونيسم و جهان اسلام
tabrizblog
نقطه صفر
عصر ظهور
دولت قرآن
دانا
lord of love
بارانانه
آذر تیم-وبلاگ نویسی
نگاه نو
عطيلات حاج آقا و من
حاصل اوقات
کربلا
هجرت
ايپك/ باغ شمال
زورنا
حلقه
یک خبرگزاری زورکی
آذر پیام
نسل آسمان
چشمه ی پنهان
سفیر 313
گروه زیتون

.

.

.

.

.

web designer
برای درخشش دوباره اش
با همدیگر دعا میکنیم
..............

 

 

designer

.

.

.

.

 

نهضت انتظار

++++++++++++++++++++ شیعه شناسی و نهضت انتظار +++++++++++++++++++++


نهضت انتظار هر کس و با هر مذهبی اگر فقط با چشم "منطق علمی" به مذاهب و ادیان بنگرد، به این نتیجه خواهد رسید که هیچ مذهبی در تاریخ بشر به اندازه ی اسلام بین حقیقت و واقعیت موجودش فاصله پیدا نکرده است. لذا امیرالمومنین»ع« بجای اصطلاح انحراف از اصطلاح پوستین وارونه استفاده کرده و میفرماید جامه ی اسلام مانند پوستین وارونه پوشیده خواهد شد. ویژگی کاملترین دین الهی اینست که دو برداشت کاملاً متضاد از آن میسر است. و فقط افزودن یک پارامتر منفی میتواند تمام حقیقت مثبت اسلام را به واقعیت منفی موجود تبدیل کند. متاسفانه این بحث وارونگی آنقدر گسترده است که بندرت میتوان موضوعی را یافت که این وارونگی در آن رخ نداده باشد. والبته عادت به وضع موجود معمولاً باعث بی توجهی و عدم نگرانی ماست. توجه به این نکته نیز لازم است که بدانیم اغلب این وارونگیها حاصل دست درازیهای منفعت طلبانه ی حاکمان سیاستمدار و کج فهمیهای برخی به اصطلاح علما بوده است. و اما بحث ساختن آینده ی تاریخ: اعتقاد به ظهور مصلح آخرالزمان چه فایده ای دارد؟ این اعتقاد یا عدم اعتقاد چه نقش مثبت یا منفی میتواند در مسئولیت، سرنوشت، وظیفه ی فردی و رسالت اجتماعی ما داشته باشد؟ و چه تاثیری در زندگی امروز ما به جای بگذارد؟ ما به امامت معتقدیم. به امام زمان(عج) معتقدیم و...در مقابل اجتماعات بشری دیگری هستند که به این اصول اعتقادی ندارند لکن وضع زندگی آنها یا چندان تفاوتی با ما ندارد یا از ما بهتر است. یک هندوی گاوپرست، مردانه با همت خودش آینده ی خود و کشورش را میسازد و با زبان حال به شیعه ای می خندد که دست روی دست گذاشته و منتظر است فردی که در عالم غیب بسر میبرد بیاید و زندگیش را سر و سامان بخشد. امامت و مهدویت حق است اشکال در نوع شناخت ما از این اصول است. اگر آیه ی (ولله العزة و لرسوله و للمومنین...) را باور داریم، چرا این عزت قابل درک و رویت نیست؟ اگر مومنین عزت ندارند و ذلیل اند و از نظر شعور و فرهنگ و اقتصاد و قدرت نظامی کفار بر آنها برتری دارند باید یقین کنیم که ایمان مومنین عوضی است و اسلام را وارونه به خورد آنها داده اند. انتظار دو معنی دارد: 1- تن دادن به ذلت، توجیه وضع موجود و اینکه یک نفر می آید و همه چیز را درست می کند.(معنی وارونه ی انتظار) *نتیجه ضمنی اینکه: بنشینیم و بنگریم تا دیگران برای ما تصمیم بگیرند. 2- انتظار آینده ساز: مردمی که مجهز به این ایدئولوژیند نیرومند ترین سلاح را برای نابودی فساد، بزرگترین ضربه را برای کوبیدن ظلم و بزرگترین انرژی را برای حرکت بطرف آینده دارند. *انتظار ستیز با واقعیت موجود و حرکت بطرف حقیقت مطلوب است. و این یعنی «نه» گفتن به آنچه که هست.... آیه ی (ونرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین) نیز ضمن تبیین این بحث بر این موضوع تاکید میکند که مستضعفین باید خود را آماده کنند تا با اراده ی الله امامان و وارثان زمین شوند. *توضیح: [لازم به ذکر است که نوع بیان الهی در قرآن اندکی با محاورات معمول ما فرق میکند لذا برای تبیین بهتر این آیه میتوان از آیاتی نظیر (أأنتم تزرعونه أم نحن الزارعون) کمک گرفت و نوع اراده ی الهی را در انجام امور فهمید. بدیهی است که تحقق اراده ی الهی برای رویاندن گیاه بوسیله ی زارع است همینطور نجات نوع بشر بایستی بوسیله ی همین مستضعفین باشد.] امروز وظیفه ی هر مستضعف حرکت از وضع موجود بطرف وضع مطلوب است و رضایت به شرایط حاضر در حکم قرار گرفتن در جبهه ی روبروی اراده ی خداست. مهمترین حرکت ما میتواند از باورها و عقاید و نظام اجتماعیمان باشد. بعبارت دیگر: "آدمی در عالم خاکی نمی آید بدست عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی"
  نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم بهمن 1384ساعت 20:46

...... |     |......

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بگو يا الله... برخيز ديوارهارا بردار... و مرزها را در هم شكن اينجا بيكراني مقدس است و هر كراني ديده شود سراب است... سر خمها را بگشاييد... انگار انگور انتظار مي شده است! شايد شراب حضور سيرابمان كند.. اگر ادعاي دوستي با قرآن داريم، پس اثر اين دوستي كو؟!… انگار با خود تعارف داريم. اگر ميخواهيم آگاهانه، اصولي و شعورمند زندگي كنيم، لزوم هماهنگي در محوراصلي زندگي ضروري است. زندگي فعلي است كه صيغه ي آن در قرآن صرف مي شود غافل از اينكه (فعل انجام عمل است نه فقط صرف آن). دوران نظريه پردازي محض تمام شده است، بايد فعاليت عملي داشته باشيم. شناخت حق با درک عناصر زمان و مکان، شرایط و موقعیت‌ها، تعهد و مسئولیت‌ ما است. هدف هستی، تحقیق حقیقت است. محقق شدن حقیقت، جز با شناختن حق غیر ممکن است. حق دارای خاستگاه الهی است. و تقابل حق و باطل انکار ناپذیر است.