تبليغاتX
::: عالمی دیگر >> >>>>
   

صفحه نخست

پست الکترونیک

آرشیو وبلاگ

 

**********
آرشیو موضوعی

سلامت سرا
اشعار
حب دنیا
تاملی در بنیان خانواده
اسلام و مطالعات راهبردی (الگونامه ی زندگی)
شیعه شناسی و نهضت انتظار
نامه ها
شخصیت ها
امام شناسی
آیات منتخب
شیطان شناسی
یهود
الهی نامه
تعلیم و تربیت
سرویس خبر و اجتماع

**********
آرشیو نوشته های قبلی

دی 1388
آذر 1388
مهر 1388
شهریور 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
بهمن 1385
دی 1385
آبان 1385
شهریور 1385
خرداد 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384

**********

همراهان

 

درباره ی دکتر عباسی
سخنرانی های دکتر عباسی
وبلاگ دکتر عباسی
باشگاه
ابتدا
اندیشکده یقین
حیات طیبه
بت ها
داس و قلم
طب قرآني-تغذیه
درد دل اجتماع
صهيونيسم و جهان اسلام
tabrizblog
نقطه صفر
عصر ظهور
دولت قرآن
دانا
lord of love
بارانانه
آذر تیم-وبلاگ نویسی
نگاه نو
عطيلات حاج آقا و من
حاصل اوقات
کربلا
هجرت
ايپك/ باغ شمال
زورنا
حلقه
یک خبرگزاری زورکی
آذر پیام
نسل آسمان
چشمه ی پنهان
سفیر 313
گروه زیتون

.

.

.

.

.

web designer
برای درخشش دوباره اش
با همدیگر دعا میکنیم
..............

 

 

designer

.

.

.

.

 

دشمنی با شیطان عینی

++++++++++++++++++++ شیطان شناسی +++++++++++++++++++++


اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

دشمني با شيطان

قالب عمومي شيطان استوانه اي با سطح مقطع مربع است كه قسمت بالائي آن داراي نوك هرمي شكل است.(مانند تيرهاي برق)

اين شكل در رمي جمرات نماد شيطان است(ابليس=اُبِليك=اُبليسك، نام اين نماد است.) در غرب اين نماد در وسط ميادين و قبرستانها طواف شده و پرستيده مي شود.

شبيه ترين اشياء به اين نماد برج هايي است كه در تمامي شهرهاي بزرگ به راحتي قابل مشاهده است. و اگر بگويم زندگي آپارتمانيي كه در اين برج ها صورت مي گيرد از شيطاني ترين زندگي ها است سخني به گزاف نگفته ام.

شیطان، نخستین كسى بود كه:

قیاس نمود و خود را از آدم علیه السلام برتر و بالاتر دانست. (11-12 اعراف)

در پیشگاه با عظمت الهى تكبر نمود و به دستور خالق خود عمل نكرد. (34- بقره)

حجر) 35-31) معصیت و نافرمانى خدا را كرد و آشكارا با او مخالفت نمود.

قسم دروغ خورد. (21 اعراف)

عبادت و بندگى او، فرشتگان را به تعجب در آورد. (44- نمل)

سحر و جادو كرد و آن دو را به مردم یاد داد. (102- بقره)

به ناحق مخاصمه و جدال كرد و خداى تعالى به او لعنت نمود. (78- ص)

به خدا كفر ورزید. (74- ص)

عبادت و خلقت خود را ستود و صورت هاى مجسمه و بت را ساخت. شبیه شدن به دیگران را مطرح و مردم را به آن تشویق كرد.

براى زیبایى ، زلف گذاشت.و اين مقدمه ي آرايش است.

نقاشى كرد و چهره كشید.

به دروغ گريه كرد.و اين يعني نقش بازي كردن.

غنا و آواز خواند، همان زمانى كه آدم علیه السلام از درخت نهى شده خورد، و اولین كسى است كه نوحه خواند و گریست ؛ چون او را به زمین فرستادند، به یاد بهشت و نعمتهاى آن نوحه و گریه كرد.

جالب است بدانيد كه شيطان نماز هم مي خوانده است. و  سجده هاي 4هزار ساله داشته است.

***

بنابراين ميتوان چنين گفت كه اولين موجودي كه بناي مخالفت با خدا را گذاشت، شيطان بود.

و از آنجا كه الوسواسُ الخناسُ: (الذي يوسوس في صدور الناس)،لذا جايگاه مبارزه با شيطان نيز در دل آدمي است.

و شايد بتوان گفت بزرگ ترين دشمن انسان خود اوست و به عبارت بهتر، خواست ها و خواهش هاي او از خود. خواست ها و خواهش هايي كه بوسيله ي وسوسه ي شيطان در دل آدمي زنده مي شود و با اهميت دادن انسان، ريشه دوانده و بزرگ تر مي شود. تا جايي كه ممكن است ترك آن خواسته تقريباً غير ممكن شود. و اينجاست كه انسان به مخالفت خدا برخاسته است.

دشمني با شيطان عينيي كه در جهان غرب پرستيده مي شود، هر چيزي كه هست افتادن در دامن مدرنيته ي غرب نيست. و بر اساس تئوري فوق، راه نجات از مدرنيسم، كنار زدن و نخواستن آرامش كاذبي است كه هديه ي مدرنيته است.

شعارهاي شيطان و كليد واژه هاي كفر (بدون شرح):

آزادي - ليبراليسم - اباحي گري - نفسانيت سالاري

دموكراسي

human right حقوق بشر

sivil sosiety جامعه ي مدني

  نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 0:49

...... |     |......

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بگو يا الله... برخيز ديوارهارا بردار... و مرزها را در هم شكن اينجا بيكراني مقدس است و هر كراني ديده شود سراب است... سر خمها را بگشاييد... انگار انگور انتظار مي شده است! شايد شراب حضور سيرابمان كند.. اگر ادعاي دوستي با قرآن داريم، پس اثر اين دوستي كو؟!… انگار با خود تعارف داريم. اگر ميخواهيم آگاهانه، اصولي و شعورمند زندگي كنيم، لزوم هماهنگي در محوراصلي زندگي ضروري است. زندگي فعلي است كه صيغه ي آن در قرآن صرف مي شود غافل از اينكه (فعل انجام عمل است نه فقط صرف آن). دوران نظريه پردازي محض تمام شده است، بايد فعاليت عملي داشته باشيم. شناخت حق با درک عناصر زمان و مکان، شرایط و موقعیت‌ها، تعهد و مسئولیت‌ ما است. هدف هستی، تحقیق حقیقت است. محقق شدن حقیقت، جز با شناختن حق غیر ممکن است. حق دارای خاستگاه الهی است. و تقابل حق و باطل انکار ناپذیر است.