تبليغاتX
::: عالمی دیگر >> >>>>
   

صفحه نخست

پست الکترونیک

آرشیو وبلاگ

 

**********
آرشیو موضوعی

اشعار
حب دنیا
تاملی در بنیان خانواده
اسلام و مطالعات راهبردی (الگونامه ی زندگی)
شیعه شناسی و نهضت انتظار
نامه ها
شخصیت ها
امام شناسی
آیات منتخب
شیطان شناسی
یهود
الهی نامه
تعلیم و تربیت
سرویس خبر و اجتماع

**********
آرشیو نوشته های قبلی

خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
بهمن 1385
دی 1385
آبان 1385
شهریور 1385
خرداد 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384

**********

همراهان

 

درباره ی دکتر عباسی
سخنرانی های دکتر عباسی
وبلاگ دکتر عباسی
باشگاه
ابتدا
اندیشکده یقین
حیات طیبه
بت ها
داس و قلم
طب قرآني-تغذیه
درد دل اجتماع
صهيونيسم و جهان اسلام
tabrizblog
نقطه صفر
عصر ظهور
دولت قرآن
دانا
lord of love
بارانانه
آذر تیم-وبلاگ نویسی
نگاه نو
عطيلات حاج آقا و من
حاصل اوقات
کربلا
هجرت
ايپك/ باغ شمال
زورنا
حلقه
یک خبرگزاری زورکی
آذر پیام

.

.

.

.

.

web designer
برای درخشش دوباره اش
با همدیگر دعا میکنیم
..............

 

 

designer

.

.

.

.

 

منافات كتاب خواني با توليد فكر

++++++++++++++++++++ اسلام و مطالعات راهبردی (الگونامه ی زندگی) +++++++++++++++++++++


 

انديشه، اين موهبت عظيم الهي، يكي از امتيازات انسان بر ساير مخلوقات و مبناي اختيار و انتخاب اوست. چنانچه انسان بدون اختيار و اختيار بدون انديشه به منزله ي صفر ميان تهي است.

اگر فقط اندكي تدبر كنيم متوجه موضوع جالبي خواهيم شد.و آن اينكه؛ اگر مطالعه، بيداري بخشِ انديشه ي ما باشد -چنانچه خورشيد با طلوعِ خود يك بيداري دهنده ي فيزيكي است- ارزش بسياري دارد، ولي غالباً اينطور نيست. چرا كه اغلب مطالعات ما فاقد چنين خصوصيتي است.

نوعِ انسانِ امروز بيشتر بدنبال كميت در مطالعه است تا كيفيت! البته طبيعي است زيرا او در كجاي زندگي بدنبال كيفيت بوده است كه در مطالعه باشد؟!

امروزه منظور از مطالعه يا به عبارت بامسمي تر كتاب خواني، حتي در خاص ترين مجامع مطالعاتي از جمله دانشگاه ها و حوزه هاي علوم ديني، كپي برداري از انديشه هاي مكتوب است. وايكاش همين كار هم به طرز صحيح صورت مي گرفت. اما مشكل اينجاست كه امروزه انديشمند به كسي اطلاق مي شود كه فقط بر قسمت كوچكي از انديشه ي يك نويسنده كه ممكن است خود انديشه ي كپي شده اي را در كتابش آورده باشد، مسلط باشد.

انديشه را ميتوان از حيث ارزشمندي شامل چهار طبقه دانست:

1- در پايين ترين مرتبه چنانچه شرح آن گذشت، انديشه اي بصورت ناقص كپي مي شود.

2- در مرتبه ي مياني، انديشه اي بطور كامل آموخته مي شود.

3- در رتبه ي برتر، علاوه بر يادگيري كامل يك انديشه، قسمتهايي بر آن افزوده مي شود.

4- در بالا ترين رتبه، انديشه اي نو با منطقي جديد ارائه مي گردد.

***

اينكه علم با گذشت زمان به دستاوردهاي جديدي مي رسد، دليل روشني است بر اينكه آموزش را نمي توان در انديشه هاي مكتوب(كتاب) محدود كرد. چراكه: بايد چيزي بر دانسته هاي گذشته ي بشر افزوده شود تا نتيجه ي نويني از آن بدست آيد.

از طرف ديگر مقدار بايسته هاي آموزشي در آموزش انديشه ها آنقدر زياد است كه عملاً امكان آموختن همه ي آن در مدت كوتاه عمر، چيزي خارج از انتظار است، مگر اينكه معتقد به نقص كلي بشر و به گل نشستن كشتي او باشيم.

اينجاست كه بشر از انديشه هاي متضادِ بسيار خسته شده و به اصالت دادن به رفتار روي خواهد آورد.

پس بجاي آموختن انديشه ها بهتر است انديشيدن آموخته شود.

اصالت اجتهاد در آموزه هاي ناب و بديع اسلام، خود دليل واضحي بر اين مدعاست. چنانچه هرگاه فرد مكلفي خود را در برابر مسائل پيش آمده صاحبِ نظر و انديشه نيافت، تقليد بر او واجب مي شود.

اما دريغ از پوشاندن جامه ي واقعيت بر تن حقيقت... .

 

  نوشته شده در  پانزدهم آذر 1386ساعت 1:4

...... |     |......

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بگو يا الله... برخيز ديوارهارا بردار... و مرزها را در هم شكن اينجا بيكراني مقدس است و هر كراني ديده شود سراب است... سر خمها را بگشاييد... انگار انگور انتظار مي شده است! شايد شراب حضور سيرابمان كند.. اگر ادعاي دوستي با قرآن داريم، پس اثر اين دوستي كو؟!… انگار با خود تعارف داريم. اگر ميخواهيم آگاهانه، اصولي و شعورمند زندگي كنيم، لزوم هماهنگي در محوراصلي زندگي ضروري است. زندگي فعلي است كه صيغه ي آن در قرآن صرف مي شود غافل از اينكه (فعل انجام عمل است نه فقط صرف آن). دوران نظريه پردازي محض تمام شده است، بايد فعاليت عملي داشته باشيم. شناخت حق با درک عناصر زمان و مکان، شرایط و موقعیت‌ها، تعهد و مسئولیت‌ ما است. هدف هستی، تحقیق حقیقت است. محقق شدن حقیقت، جز با شناختن حق غیر ممکن است. حق دارای خاستگاه الهی است. و تقابل حق و باطل انکار ناپذیر است.