تبليغاتX
::: عالمی دیگر >> >>>>
   

صفحه نخست

پست الکترونیک

آرشیو وبلاگ

 

**********
آرشیو موضوعی

سلامت سرا
اشعار
حب دنیا
تاملی در بنیان خانواده
اسلام و مطالعات راهبردی (الگونامه ی زندگی)
شیعه شناسی و نهضت انتظار
نامه ها
شخصیت ها
امام شناسی
آیات منتخب
شیطان شناسی
یهود
الهی نامه
تعلیم و تربیت
سرویس خبر و اجتماع

**********
آرشیو نوشته های قبلی

دی 1388
آذر 1388
مهر 1388
شهریور 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
بهمن 1385
دی 1385
آبان 1385
شهریور 1385
خرداد 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384

**********

همراهان

 

درباره ی دکتر عباسی
سخنرانی های دکتر عباسی
وبلاگ دکتر عباسی
باشگاه
ابتدا
اندیشکده یقین
حیات طیبه
بت ها
داس و قلم
طب قرآني-تغذیه
درد دل اجتماع
صهيونيسم و جهان اسلام
tabrizblog
نقطه صفر
عصر ظهور
دولت قرآن
دانا
lord of love
بارانانه
آذر تیم-وبلاگ نویسی
نگاه نو
عطيلات حاج آقا و من
حاصل اوقات
کربلا
هجرت
ايپك/ باغ شمال
زورنا
حلقه
یک خبرگزاری زورکی
آذر پیام
نسل آسمان
چشمه ی پنهان
سفیر 313
گروه زیتون

.

.

.

.

.

web designer
برای درخشش دوباره اش
با همدیگر دعا میکنیم
..............

 

 

designer

.

.

.

.

 

تاریخچه ی انقلاب اسلامی

++++++++++++++++++++ شیعه شناسی و نهضت انتظار +++++++++++++++++++++


22 بهمن 57 سالروز پیروزی انقلاب اسلامی نیست!

اینکه ما بدون توجه به تاریخ و جامعه ی جهانی، ذوق زده شویم و همه ساله جشن های دهه ی فجر را تحت عنوان دهه ی پیروزی انقلاب اسلامی برگزار کنیم، امری است که نه در خور اسلام و انقلاب اسلامی و نه درخور یک انقلابی مسلمان است.

عنوان انقلاب اسلامی بسی فراتر از آنچیزی است که معمولاً در اذهان ما نقش بسته است!

این عنوان (انقلاب اسلامی) را نمی توان به هیچ مرزی محدود کرد. لاکن آنچه بنام انقلاب اسلامی در محدوده ی زمانی 1342 تا 1357 و در داخل مرزهای (انگلیس کشیده ی) ایران رخ داده تنها قسمت محدودی از انقلاب جهانی اسلام است که مسبوق به سابقه ای بس طولانی است.

یک هدف منحرف کنندگان تاریخ _ که همان تاریخ نگاران یهودیند _ این بوده است که هویت ادیان الهی را محدود به زمان و مکان نموده و از بیان هرگونه ارتباط و اشتراک معنی دار میان آنها که به نفع قوم یهودا نبوده، شدیداً ممانعت کنند، تا هماهنگی و ارتباط ادیان الهی ثابت نگردد و در نتیجه ی تشتت و پراکندگی ادیان، سیادت و سلطه ی یهود بر آنان امکان پذیر باشد.

از نظر قرآن نوح(ع) بعنوان اولین نبی الهی مسلمان است(1) و ابراهیم(ع) شیعه ی او(2). علاوه بر اینکه قرآن ابراهیم(ع) را مسلمان میداند(3)، در آیه 128 سوره بقره از زبان ابراهیم(ع) دعایی آمده که از خدا می خواهد تا از ذریّه او امت مسلمانی قرار دهد(4)، و خدا دعای او را اینچنین اجابت می کند(5). پیامبری چون ابراهیم که به محض صدور فرمان اسلام با قلب سلیم(6) تسلیم(7) امر الهی می شود، باید هم آتش نمرود بر او بَرد و سلام گردد(8). در آیه 132 سوره بقره نیز متذکر می شود که حضرت ابراهیم وحضرت یعقوب(ع) به فرزندان خود وصیت می کرده اند که خدا اسلام را بعنوان دین برای شما برگزیده است(9).

دعای زیبا ی حضرت یوسف که در آیه 101 سوره یوسف آمده: (...تَوَفَّنی مُسلِماً وَ اَلحِقنی بِالصّالِحین) بیانگر اسلامِ آن حضرت است. تورات اصیل نیز به عنوان یکی از کتب آسمانی دین اسلام دستورالعملی برای پیامبرانِ مسلمانِ بنی اسرائیل است(10). حضرت موسی(ع) بعنوان پیامبر بزرگ بنی اسرائیل، شرط توکل را برای قوم خود «اسلام» عنوان می کند(11). در برابر جادوگرانِ فرعون می ایستد و بر آنها غالب می شود، آنگاه جادوگران ایمان می آورند و وقتی فرعون آنان را تهدید می کند چنین دعا دمی کنند: رَبَّنا اَفرِغ عَلَینا صَبراً وَ تَوَفَّنا مُسلِمین(12)، فرعون هم چون به پایان راه می رسد، اسلام می آورد ولی اسلام او پذیرفته نیست و او غرقه می شود(13). حوارییون نیز خدا را بر اسلامشان گواه گرفته اند(14).

اسلام صفتِ تنها دینِ خداست که امروزه بعنوان نامی برای یک دین مستقل از بقیه ی ادیان! به کار می رود.(15) و این ویژگی مختص دین ماست که اسم و صفت در آن بر هم منطبق است.

حتی خداوند در آیه 46 سوره عنکبوت درباره ی نوع مجادله با اهل کتاب دستور بر شروع مثبت داده می فرماید از عبارت (و نحن له مسلمون) استفاده کنید. و این یعنی ما و شما از مسلمانان اوییم.

***

با این بیان می بینید که اسلام و انقلاب اسلامی چیزی نیست که طی یکی دو دهه شروع شده و به پیروزی رسیده باشد. اسلام بوسیله ی انبیای الهی آمده و انقلاب اسلامی همان تلاش دامنه دار پیامبران برای احقاق حکومت الهی بوده است. شیطان هم بعنوان بزرگترین دشمن اسلام تمام تلاش خود را به کار گرفته تا از تحقق آن جلوگیری کند.

امروز دنیای غرب با تمام هیمنه و قدرت خود بعنوان قرارگاه شیطان در برابر اسلام صف آرایی کرده است. همچنانکه در دوره های پیشین از اشخاص و اقوام مختلف و دیگر ابزارها برای محقق کردن اهدافش استفاده کرده و وضعیت کنونی را ایجاد کرده است.

انقلاب اسلامی تلاشی دامنه دار برای برچیدن پایگاه شیطان است. زمانی این پایگاه در اهرام مصر خلاصه می شد و زمانی در معابد و بتخانه های آسیای صغیر و یونان. از تاریخی که برگ های کتابش را کنده اند و جلد رنگارنگش را به ما هدیه کرده اند که بگذریم، به دوره ی معاصر می رسیم که مشتی است نمونه ی خروار.

رژیم پهلوی که حقاً پا جای پای سلسله ی هخامنشی می گذاشت، همانند پیشوایان شیطانی خود ایران را به پایگاهی برای شیطان تبدیل کرده بود که در بهمن 57 بساط ظاهری این پایگاه برچیده شد.

این تلاش مستمر برای تشکیل حکومت الهی بارها و بارها تکرار شده ولی هر بار شیطان با ابزاری به مقابله با آن پرداخته است.

یکی از این تجربه ها در2600 سال قبل در دوره ی حضرت داوود و حضرت سلیمان(ع) صورت گرفت, که با مداخله ی شیاطینی که رموزی به مردم زمان سلیمان آموختند(16) و قوم پلید یهودا که با توسل به بازوی نظامیش (هخامنشیان)، در ماجرای پوریم اقدام به نسل کشیی کردند که عمق فاجعه حتی کسی را برای سوگواری باقی نگذارد(17)، و به این ترتیب تلاش سلیمان در ایجاد حکومت اسلامی (18و19) که در نوع خود موفق ترین بود، بعد از او به شکست انجامید.

تجربه ی دیگری که برای ما شناخته شده تر است، در دوره ی رسول الله(ص) آغاز شد ولی بدلیل عدم تحقق دکترین غدیر و جایگزینی رأی مردم بجای فرمان خدا در سقیفه ی بنی ساعده، از مسیر اصلی منحرف شد. در دوره ی حضرت علی(ع) نیز با مکر عمروعاص و ایجاد دو دستگی در سپاه امیرالمومنین(ع)، حکومت الهی محقق نشد. سپاهیان امام حسن(ع) نیز از معاویه رشوه گرفتند و اینچنین شد که کار به عاشورایی کشید که آخرین اقدام عملی در راستای انقلاب اسلامی بود.

ائمه ی پس از امام حسین(ع) هرکدام با اتخاذ روشی توانستند انقلاب اسلامی را به صورت پنهان هدایت و تقویت کنند تا اینکه در دوره ی غیبت این وظیفه به عهده ی زُعَمای شیعه نهاده شد.

شصتمین زعیم شیعه توانست با بهره گیری از شرایط موجود، حرکت پنهان انقلاب را به ظهور رساند و این آنچیزی است که ما به آن انقلاب می گوییم.

یک انقلابی هیچگاه خود را پیروز نمی داند مگر با محقق شدن جامعه ی آرمانی مهدوی. و انتظار یعنی نه گفتن به آنچه که هست. و انقلابی یعنی منتظر... .

یک انقلابی همیشه می گوید: نه. 

وارثان انقلاب اسلامی در برابر شیطان چه خواهند کرد؟

پی نوشت ها:

=============================================================================

1- 72و71 یونس

وتلُ علیهم نبأ نوحٍ اذ قال لِقومِه...و اُمِرتُ اَن اَکونَ مِن المُسلِمین

2- 83 صافات

وَإِنَّ مِن شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ

3- 67 آل عمران

ما کان ابراهیمُ یهودیّاً و لا نَصرانیّاً ولکن کان حنیفاً مسلماً

4- 128 بقره

رَبَّنا وَاجعَلنا مُسلمَینِ لک و مِن ذُرِّیَّتِنا اُمَّةً مُسلِمَةً...

5- 78 حج

وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِّلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِن قَبْلُ وَفِي هَذَا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

6- 84 صافات

إِذْ جَاء رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ

7- 131 بقره

إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ

8- 69 انبیاء

قُلنا یا نارُ کونی بَرداً وَ سَلاماً علی اِبراهیم

9- 132 بقره

وَوَصَّى بِهَا إِبْرَاهِيمُ بَنِيهِ وَيَعْقُوبُ يَا بَنِيَّ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى لَكُمُ الدِّينَ فَلاَ تَمُوتُنَّ إَلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ

10- 44 مائده

اِنا اَنزلنا التوراتَ فیها هُدیً و نورٌ یَحکُمُ بِها النَبیون الذین اَسلَموا...

11- 84 یونس

و قال موسی یا قوم اِن کُنتُم آمَنتُم بِاللهِ فَعَلیهِ تَوَکَّلوا اِن کُنتُم مُسلِمین

12- 126 اعراف

13- 90 یونس

و جاوَزنا بِبَنی اسرائیل البَحرَ فَاَتبَعَهُم فرعونُ وَ جُنُودُهُ بَغیاً وَ عَدواً حتّی اِذا اَدرَکَهُ الغَرقُ قالَ آمَنتُ و...و اَنَا مِن المُسلِمین

14- 111 مائده

وَ اِذ اَوحَیتُ اِلی الحَواریینَ اَن آمِنوا بی وَ بِرَسولی قالوا آمنّا وَاشهَد بِاَننّا مُسلِمون

15- 19 آل عمران

إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَن يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللّهِ فَإِنَّ اللّهِ سَرِيعُ الْحِسَابِ

16- 102 بقره

وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّيْاطِينَ كَفَرُواْ يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُم بِضَآرِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُواْ لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْاْ بِهِ أَنفُسَهُمْ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ

17- پوریم به روایت استاد ناصر پور پیرار http://www.naria.blogfa.com/

18- 31 نمل

اَلّا تَعلوا عَلَیّ وَأتونی مُسلِمین

19- 44 نمل

قِيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ فَلَمَّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةً وَكَشَفَتْ عَن سَاقَيْهَا قَالَ إِنَّهُ صَرْحٌ مُّمَرَّدٌ مِّن قَوَارِيرَ قَالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمَانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 17:40

...... |     |......

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بگو يا الله... برخيز ديوارهارا بردار... و مرزها را در هم شكن اينجا بيكراني مقدس است و هر كراني ديده شود سراب است... سر خمها را بگشاييد... انگار انگور انتظار مي شده است! شايد شراب حضور سيرابمان كند.. اگر ادعاي دوستي با قرآن داريم، پس اثر اين دوستي كو؟!… انگار با خود تعارف داريم. اگر ميخواهيم آگاهانه، اصولي و شعورمند زندگي كنيم، لزوم هماهنگي در محوراصلي زندگي ضروري است. زندگي فعلي است كه صيغه ي آن در قرآن صرف مي شود غافل از اينكه (فعل انجام عمل است نه فقط صرف آن). دوران نظريه پردازي محض تمام شده است، بايد فعاليت عملي داشته باشيم. شناخت حق با درک عناصر زمان و مکان، شرایط و موقعیت‌ها، تعهد و مسئولیت‌ ما است. هدف هستی، تحقیق حقیقت است. محقق شدن حقیقت، جز با شناختن حق غیر ممکن است. حق دارای خاستگاه الهی است. و تقابل حق و باطل انکار ناپذیر است.