تبليغاتX
::: عالمی دیگر >> >>>>
   

صفحه نخست

پست الکترونیک

آرشیو وبلاگ

 

**********
آرشیو موضوعی

اشعار
حب دنیا
تاملی در بنیان خانواده
اسلام و مطالعات راهبردی (الگونامه ی زندگی)
شیعه شناسی و نهضت انتظار
نامه ها
شخصیت ها
امام شناسی
آیات منتخب
شیطان شناسی
یهود
الهی نامه
تعلیم و تربیت
سرویس خبر و اجتماع

**********
آرشیو نوشته های قبلی

خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
بهمن 1385
دی 1385
آبان 1385
شهریور 1385
خرداد 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384

**********

همراهان

 

درباره ی دکتر عباسی
سخنرانی های دکتر عباسی
وبلاگ دکتر عباسی
باشگاه
ابتدا
اندیشکده یقین
حیات طیبه
بت ها
داس و قلم
طب قرآني-تغذیه
درد دل اجتماع
صهيونيسم و جهان اسلام
tabrizblog
نقطه صفر
عصر ظهور
دولت قرآن
دانا
lord of love
بارانانه
آذر تیم-وبلاگ نویسی
نگاه نو
عطيلات حاج آقا و من
حاصل اوقات
کربلا
هجرت
ايپك/ باغ شمال
زورنا
حلقه
یک خبرگزاری زورکی
آذر پیام

.

.

.

.

.

web designer
برای درخشش دوباره اش
با همدیگر دعا میکنیم
..............

 

 

designer

.

.

.

.

 

گفتمان عدالت:

++++++++++++++++++++ اسلام و مطالعات راهبردی (الگونامه ی زندگی) +++++++++++++++++++++


معنى عدالت:
((خـدا بـه عدالت و احسان و بخشش به خويشاوندان فرمان مى دهد و از فحشا و زشتكارى و ستم نهى مى كند, باشد كه پذيراى پند شويد)).
ـ امـام عـلـى (ع ) درباره آيه ((خدا به عدالت و احسان فرمان مى دهد)), فرمود: مقصود ازعدالت, انصاف است و از احسان, بخشش و تفضل.
«ان الله یامر بالعدل ... .»

بی عدالتی خروج از امر الهی است و عدالت یعنی قرار دادن هرچیز سر جای خود.

شعبه هاى عدالت:

ـ امـام عـلـى (ع ): عـدالت چهار شعبه دارد: فهم دقيق , دانش عميق , حكمت شكوفا و بستان بردبارى.
ـ ايـمان بر چهار پايه استوار است : برصبر و يقين و عدالت و جهاد، عدالت نيزچهار شاخه دارد: فهم ژرفـ, دانـش عميق, حكمت شكوفا و بردبارى استوار, هركه فهيم باشد, از ژرفـاى دانـش آگـاه شـود و هـركـه از ژرفاى دانش آگاه شود, ازآبشخورهاى حكمت بـنوشد و هركه بردبار باشد, در كار خود كوتاهى نورزد و در ميان مردم خوشنام زندگى كند.

ارزش عدالت از دید روایات:

ـ امام على (ع ): عدالت, شالوده اى است كه جهان بر آن استوار است.
ـ عـدالـت, تـرازوى خـداى سبحان است كه آن را در ميان خلق خود نهاده و براى برپاداشتن حق نصب كرده است.
ـ خداوند پاك, عدالت را برپادارنده مردمان و مايه دورى از حق كشي ها وگناهان و وسيله آسانى و گشايش براى اسلام قرار داده است.
ـ عدالت, برپادارنده مردم و زيور حكمرانان است.
ـ امام صادق (ع ): عدالت , از آبى كه شخص تشنه به آن مى رسد گواراتر است.
ـ عدالت از عسل شيرين تر, از مسكه نرمتر و از مشك خوشبوتر است.
ـ امام على (ع ): عدالت, مطبوع است و هواى نفس , منحرف و ستمگر.
ـ فاطمه زهرا(س): خداوند عدالت رابراى آرامش دلها واجب فرمود.

گستردگى عدالت:
ـ حكيمى براى هفت جمله , هفتصد فرسنگ در پى حكيمى ديگر رفت، یک جمله اين بود كه از او پرسيد: فراختر از زمين چيست؟
آن حكيم پاسخ داد: عدالت, فراختر اززمين است.
ـ امـام عـلـى (ع ) دربـاره زمـيـنـهـايـى كـه عـثـمـان بـه تـيـول داده بود و برگرداندن آنها به مـسلمانان ,فرمود: به خدا سوگند, اگر زمينى را بيابم كه به كابين زنان رفته و كنيزان به وسيله آنـها خريدارى شده باشند, بيگمان آن را برمى گردانم, زيرا, عدالت فراخ است و هركه عدالت بر او تنگ آيد, بى عدالتى بر وى تنگ تر آيد.
ـ امـام بـاقـر(ع ): چـه گـسـتـرده اسـت دامـنـه عدالت! اگر در جامعه عدالت اجرا شود, مردم بى نيازمى شوند.

عدالت و سياست:

ـ پيامبر خدا(ص ): عدالت, سپرى نگهبان و بهشتى ماندگار است.
ـ امام على (ع ): عدالت برترين دوسياست است.

ـ عدالت, فضيلت فرمانروا (يا قدرت ) است.
ـ عدالت, سپر دولت هاست.
 ـ عدالت, نظام فرمانروايى است .
ـ عدالت پيشه كن, تا (همچنان )حكومت كنى .
ـ به عدالت رفتار كن, تا پادشاهى كنى .
ـ سياست دادگرى سه چيز است : نرمى توام با دورانديشى, سختگيرى در عدالت و احسان همراه با ميانه روى.
ـ هيچ چيز مانند عدالت, شهرها راآباد نكرده است.
ـ عدالت متضمن پيروى كردن ازسنت خدا و پايدارى دولت هاست.

ـ عدالت , مردم را اصلاح مى كند.
ـ عدالت, كسى را كه به آن عمل كند از افتادن مظالم و حقوق مردم به گردنش آسوده مى كند.
ـ با عدالت است, كه كار ملت اصلاح مى شود.
ـ به سبب عدالت, بركت ها دوچندان مى شود.
ـ عدالت فرمانروا, بهتر از فراخى و حاصلخيزى زمان است.
ـ پيامبر خدا(ص ): يك ساعت عدالت ,بهتر از شصت سال عبادت است كه شبش به عبادت و روزش بـه روزه دارى بـگـذرد و يك ساعت بى عدالتى در حكومت (يا داورى ) نزد خدا بدتر از شصت سال گناه است.

 

تأثیر عدالت در روابط حاکمیتی:

حكومت و روابط حاكميتي در كيفيت انسانها تأثير غيرقابل انكاري دارد. هرگاه كرامت انسان در جامعه بوسيله ي حكومت مراعات نگردد نمي توان از توده ي مردم انتظار غير معقول داشت. در كلام امير المومنين آمده است كه هرگاه فرومايگان بر جامعه مسلط شوند گرانمايگان ورافتند، يا، چون امور بدست اراذل افتد افاضل هلاك شوند.

و كرامت انساني جز به عدالت محقق نمي شود. عدالت لازمه ي تربيت است ؛در كلام اميرالمومنين(ع) به صراحت آمده است:

العدل حياة - بالعدل تصلح الرعية - ما عمرت البلاد بمثل العدل اص127

عدالت بهترين وسيله است تا بتوان مردمان را از آلودگيها پالود و به راستى و درستى سير داد، در سخنى ژرف از امير مؤمنان(ع ) آمده است: جعل الله سبحانه العدل قوام الانام، و تنزيها من المظالم و الاثام، و تسنية للاسلام
خداوند سبحان عدل را ستون زندگى مردم، و سبب پاكى از ستمكاريها و گناهان، و روشنى چشم اسلام قرار داده است.

سيره پيامبران بر اين بوده است كه با زدودن ستمها و برپا كردن عدالت، آدميان را به صفات و كمالات الهى متصف كنند.

در حكومت ظلم انسانها به خوارى كشيده مى شوند، گناه و معصيت مى كنند، و دست به تباهى مى زنند؛ اما در حكومت عدل استعدادها شكوفا مى شود، خردها به كمال مى رسد و حكمت و علم فراگير مى شود. شاخصه و نمونه اعلاى اين تربيت ، در حضور حجت حق، امام زمان (عج ) تحقق مى يابد؛ تا جايى كه در آن زمان فرخنده زنان در خانه ها باكتاب خدا و سنت پيامبر قضاوت مى كنند. از امام باقر(ع ) روايت شده است كه فرمود:توتون الحكمة فى زمانه حتى ان المراءة لتقضى فى بيتها بكتاب الله تعالى و سنة رسول الله(ص )

در دولت مهدى (ع ) به همه مردم علم و حكمت مى آموزند تا آنجا كه زنان در خانه ها با كتاب خدا و سنت پيامبر(ص ) قضاوت مى كنند.

امام باقر(ع ) درباره تحول تربيتى و اكمال عقول در آن دوره مى فرمايد:

چون قائم ما قيام كند، دست خود را روى سر بندگان مى گذارد و بدين ترتيب خردهاى مردمان را به كمال مى رساند و اخلاقشان را كامل مى كند.       بحارالانوار، ج 52، ص 336

آن حضرت به تاييد الهى، خردها را نورانى مى كند تا مردمان پيروى هوا و هوس نكنند و خلق و خويها را الهى مى كند تا به نيكى و درستى زندگى كنند. واينها همه در سايه ي تحقق عدل محقق مي شود.

روایاتی در مورد زمامدار بیدادگر:

ـ پـيـامـبـر خـدا(ص ): نـخستين كسى كه به دوزخ مى رود, زمامدارى است كه عدالت نورزيده و ثروتمندى كه حقوق مالش را نپرداخته است و تهيدست پرفخر.
ـ شفاعت من شامل حال قدرتمندبيدادگر ستمگر, نمى شود.
ـ پـيـامـبـر خدا(ص ) در آخرين خطبه اش در مدينه در پاسخ به پرسش على (ع ) از جايگاه زمامدار بـيـدادگـر, فرمود: او چهارمين نفر از چهار نفرى است كه روز قيامت سخت ترين عذاب را دارند: ابليس, فرعون, آدم كش وچهارمينشان زمامدار بيدادگر.
ـ كـسـى كه بر ده نفر فرمانروا شود و در ميانشان به عدالت رفتار نكند, روز قيامت در حالى آورده مى شود كه دستها و پاها و سرش در سوراخ تبرى جاى داده شده است.

ریشه ی درونی عدالت:

ـ امـام عـلـى (ع ): فضايل چهارگونه اند:اول حكمت است و جانمايه آن انديشه باشد, دوم عفت اسـت و جانمايه آن شهوت باشد, سوم شجاعت است و جانمايه آن غضب باشد,و چهارم عدالت است و جانمايه آن اعتدال قواى نفسانى باشد.

نسبت عدالت و ايمان:
«كـسـانـى كـه ايمان آوردند و ايمان خود را به هيچ ستمى نياميختند, ايمنى از آن ايشان است و ايشان رهيافتگانند».
ـ امام على (ع ): عدالت, زيور ايمان است.
ـ عدالت, سر ايمان و مجمع نيكي هاست.

نسبت عدالت و فضيلت:
ـ امـام عـلـى (ع ) در پـاسـخ بـه ايـن پـرسش كه : عدالت برتر است يا بخشندگى ؟
فرمود: عدالت هـرچـيـزى را در جـاى خـودش مـى گـذارد و بـخشندگى امور را از جهتشان خارج مى سازد, عـدالـت سـيـاستى فراگير است اما بخشندگى عارضه اى خصوصى است.

نسبت عدالت و زندگى:

ـ امام على (ع ): عدالت, زندگى است.
ـ عدالت, مايه حيات حكم هاست.
ـ امـام كـاظـم (ع ), دربـاره آيـه ((زمـيـن را بعد از مرگش زنده مى كند)), فرمود: منظور زنده كردن زمين با باران نيست, بلكه خداوند مردانى را مى فرستد كه عدالت را زنده مى كنند و با زنده شدن عدالت زمين نيز زنده مى شود.

نسبت مهدویت و عدالت:

ـ امام حسن عسكرى (ع ) به عمه خود حكيمه دخت محمدبن على بن موسى الرضا(ع ), فرمود: امشب نزد مـا بـمـان , زيـرا بـزودى فرزندى به دنيا خواهد آمد كه نزد خداى عزوجل گرامى است و خداوند عزوجل به وسيله او زمين را پس از مردنش زنده مى كند.
ـ امـام بـاقـر(ع ) درباره آيه ((بدانيد كه خدا زمين را بعد از مردنش زنده مى كند)), فرمود: خداى عزوجل زمين را بعد از آن كه مرد به وسيله قائم (ع ) زنده مى كند.
ـ امام صادق (ع ), در پاسخ به پرسش از همين آيه , فرمود: مقصود, عدالت بعد از ستم است.

نخستين گام عادل بودن:

ـ امـام على (ع ): از محبوبترين بندگان خدا نزد او, بنده اى است كه خداوند وى را در برابر نفسش يـارى رسانده, پس اندوه را زيرپوش خود كرده و ترس (از خدا) را بالاپوشش. چنين كسى از معادن دين خدا و اوتاد زمين اوست ,خويشتن را ملزم به عدالت كرده است و نخستين گام عادل بودن او دور كردن هوا و هوس ازخويش بوده است.

سفارش به رفتار عادلانه با دشمن و هنگام خشم:
«اى كـسـانـى كـه ايـمان آورده ايد براى خدا قيام كنيد وبه عدل گواهى دهيد و دشمنى با يك گروه وادارتان نكند كه عدالت نورزيد.»
ـ امـام عـلـى (ع ) در سـفـارش به فرزند بزرگوارش امام حسين (ع ), مى فرمايد: تو را سفارش مى كنم به تقوای الهی در روزگار توانگرى وتهيدستى و به رعايت عدالت با دوست و دشمن.
ـ امـام عـلـى (ع ), در سـفـارش بـه فـرزنـد بـزرگـوارش حـسـن (ع ), مـى فرمايد: فرزندم! تو را سفارش مى كنم به گزاردن نماز در وقتش و رعايت عدالت در هنگام خشنودى و خشم.

عادلترين مردم:

ـ پـيامبر خدا(ص ): عادلترين مردم كسى است كه بر مردم همان پسندد كه بر خود مى پسندد وبر آنان نپسندد آن چه را بر خود نمى پسندد.
ـ امام على (ع ): عادلترين مردم كسى است كه در عين داشتن قدرت, انصاف داشته باشد.
ـ عادلترين مردم كسى است كه با آن كه بر او ستم كرده به انصاف رفتار كند.
ـ عادلترين خلق , كسى است كه بيش از همه به حق داورى كند.
ـ شخصى به رسول خدا(ص ) عرض كرد: دوست دارم عادلترين مردم باشم، فرمود: آن چه براى خودت دوست دارى, براى مردم نيز دوست بدار تا عادلترين مردم باشى.
ـ امـام على (ع ): عادلانه ترين روش اين است كه با مردم آن گونه رفتار كنى كه دوست دارى باتو رفتار كنند.
ـ منتهاى عدالت , اين است كه آدمى با خودش به عدالت رفتار كند.
ـ هيچ عدالتى , برتر از رد مظالم نيست.

ياوران عدالت:

ـ امـام عـلـى (ع ): براى عدالت از حسن نيت داشتن درباره ملت و كم كردن طمع و پارسايى زياد, كمك بگير.
ـ هـرگـاه رعيت حق زمامدار را بگزارد و زمامدار حق رعيت را, حق در ميان آنان عزيز ونيرومند شود و راههاى دين هموار و نشانه هاى عدالت برپا و كارها در مجراى طبيعى خودپيش رود و بدين سان زمانه اصلاح شود و به ماندگارى دولت اميد رود و طمع دشمنان , به ياس مبدل گردد. در غیر اين صورت اتحاد و يكپارچگى به اختلاف گرايد و نشانه هاى ستم و انحراف آشكار شود.

  نوشته شده در  بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 18:25

...... |     |......

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بگو يا الله... برخيز ديوارهارا بردار... و مرزها را در هم شكن اينجا بيكراني مقدس است و هر كراني ديده شود سراب است... سر خمها را بگشاييد... انگار انگور انتظار مي شده است! شايد شراب حضور سيرابمان كند.. اگر ادعاي دوستي با قرآن داريم، پس اثر اين دوستي كو؟!… انگار با خود تعارف داريم. اگر ميخواهيم آگاهانه، اصولي و شعورمند زندگي كنيم، لزوم هماهنگي در محوراصلي زندگي ضروري است. زندگي فعلي است كه صيغه ي آن در قرآن صرف مي شود غافل از اينكه (فعل انجام عمل است نه فقط صرف آن). دوران نظريه پردازي محض تمام شده است، بايد فعاليت عملي داشته باشيم. شناخت حق با درک عناصر زمان و مکان، شرایط و موقعیت‌ها، تعهد و مسئولیت‌ ما است. هدف هستی، تحقیق حقیقت است. محقق شدن حقیقت، جز با شناختن حق غیر ممکن است. حق دارای خاستگاه الهی است. و تقابل حق و باطل انکار ناپذیر است.