در جامعه ای که زیاده خواهی تا سرحد خفگی، گلوی مستضعفین را می فشرد، چنانچه نشود در قالب مسئول و استاندار، در طبقه ی مستضعف قرار گرفت و با آنان هم لقمه شد، ناچار باید به آغوش مستکبرین پناه برد و با شعار «حمایت از اقشار آسیب پذیر» به چاپیدن آنها مشغول شد.
در این میانه می توان با توسل به قانون «هدف وسیله را توجیه می کند» به ترسیم آینده و استفاده از شانه های همین طبقه ی «آسیب پذیر» به عنوان پایه های پلِ ترقی و نیل به اهداف شایسته ی «من» پرداخت.
آنچه در چنین جامعه ی مسرف و زیاده خواه از یک سو و فاقد شعورِ اندیشه و اجتهاد از سوی دیگر، می تواند هدفی برای «منِ» استاندار باشد؛ «وزارت مسکن» یا «ریاست شیلات کشور» و شاید به اقتضای مدرک تحصیلی دیپلم، برنامه ریزی برای رسیدن به پست «وزارت علوم» باشد. لذا در این راستا آنچنان باید به این پست چسبید که حتی رئیس جمهور نتواند برکنارت کند. مگر اینکه پستی بالاتر برایت در نظر گرفته باشند.
آنچه مشخص است اینکه؛ عنایت به رعیت چیزی است که هرگز به آن مفتخر نخواهم بود. چراکه هیچگاه به طبقه ی رعیت باز نخواهم گشت.
نوشته شده در پنجم خرداد 1387ساعت 18:11
......
|
|......