روحانیت اسم است یا صفت؟(شاید هم شغل یا ... ؟)
اگر روحانیت صفتی متافیزیکی است، نمی توان لباس ظاهری را ملاک آن دانست؛ «ولباس التقوی ذالک خیر» اعراف/26 لباس معنویت، اعمال و شیوه ی زندگی با محوریت خلیفه الهی انسان است، لاکن غالباً در زندگی روزمره مان «روحانیت» را صفتی ظاهری می یابیم که با تحصیل فقه بدست می آید. در چنین فرضی می توان اسم شخصی را که فقه خوانده «روحانی» نامید ولی نباید صفت «روحانیت» برای او قائل شد. (مانند کسی که اسمش جواد است ولی الزامی به بخشندگی و ذی جود بودنش نمی توان کرد و ممکن است صفت خسّت هم در وی موجود باشد.) لذا نمی توان به شناسایی این صفت در مورد این شخص و احترام خاص به این فرد، برای عموم الزام کرد.
مشکل اینجاست که مقیاس مشخصی برای اندازه گیری این صفت وجود ندارد و روحانیت یک صفت وجدانی است و برای سایرین الزام آور نیست.
چه کس داده به تو متری و سنگی که عمق و وزن ایمان را بسنجی؟
به این ترتیب هرکس خود بهتر می داند چقدر روحانی است.
نسبت گرایش های دنیا طلبانه برای یک شخصیت روحانی نسبت تبایُن است و برعکسِ آنچه مشهور است، بنز سواری و سکونت برخی از حضرات در کاخ های رنگین، باعث افول و شکستن شأن روحانیت است. فارغ از تعارف؛ استفاده از مقامی معنوی برای نیل به دنیا و خواهش ها و تمنیّات نفسانی، در حکم شیّادی و مایه ی تحقیر منسوبین به این جرگه است.
در بحث روحانیت بعنوان یک اسم، می توان یک نکته ی اساسی را مد نظر قرار داد و آن اینکه: ارج و قدر روحانیت در سال های نه چندان دور نسبت به آنچه امروز می بینیم بسیار متفاوت بود.
همه مان با ماجرای فتوای میرزای شیرازی آشناییِ کافی داریم. (الیوم استعمال توتون و تنباکو، بأیِّ نحوٍ کانًَُ در حکم محاربه با امام زمان (عج) است.) قدرت کلامِ میرزا تا اندازه ای است که قلیان ها را در حَرَم ناصر الدین شاه می شکند. اما امروز نه از آن میرزا ها خبری هست و نه از آن فتواها. چرا؟
علت این تفاوت به نگاه علمای آن روز به روحانیت برمی گردد که در راستای تطبیق حداکثریِ اسم و صفت تمام توان خود را به کار بسته بودند. اما امروز هیچ چیز مشخص نیست و حریم ها در هم و نا معلومند. مشخصاً مثل خیلی جاهای دیگر دچار نوعی تحریف شده ایم. واژه های طلبه، ملّا، آخوند و روحانی همه به یک معنی استعمال و به یک شخص اطلاق می شوند. البته ناگفته نماند که این نابسامانی و به هم ریختگیِ تعمّدی، فضایی با قابلیت سوء استفاده رقم زده است که هم اکنون شاهد آن هستیم.
نه هرکه کله کج نهاد و تند نشست کلاهداری و آیین سروری داند
نوشته شده در دوم تیر 1387ساعت 10:51
......
|
|......