انسان ها بر دو دسته اند: آگاه و غافل.
یک انسان آگاه همیشه به داشته هایش شاد است و اندیشه هایش در افقِ چگونگی فتح آینده سیر می کند. لذا همیشه شاداب و پر انرژی است. اما یک فرد غافل همواره در غم نداشته هایش اندوهگین است و مشغول طرح چراهای منفی برای نداشته هایش. او در گذشته های خود بدنبال چیزهایی است که از دست شان داده است. تفاوت دو فرد آگاه و غافل به اندازه ای است که با ملاقات یک انسان آگاه شاد می شویم و با ملاقات یک انسان غافل فضای روانی مان تخریب می شود. پس هر باور مثبت نشانه ای از شادی و هر باور منفی نشانه ای از غم است.
مفهوم حیات از نظر انسان های غافل چیزی جز آنچه قسمت شان می شود نیست. لاکن انسان های هشیار چگونه های مثبت را از خود می پرسند و آینده ها را می سازند. از نظر اینان برای رسیدن به سهم و قسمت باید تلاش کرد. تمام تفاوت این دو دسته در نکته ای بسیار ظریف نهفته است و آن تفاوت در نظام تفکر آنها است.
باز سازی نظام تفکر و در نتیجه حضور در عالم شادی ها:
همه ی انسان ها بدنبال خوشبختی هستند. ولی از اینکه خوشبختی چیست معمولاً غافلند و تصور می کنند خوشبختی پول و اتومبیل و خانه و خانواده و از این دست عینیات است که یا در گذشته از دست داده اند و یا در آینده باید به آن برسند. درحالی که خوشبختی، احساسِ رضایتی است که در لحظه ی حال اتفاق می افتد. واین همان قضیه ی دیدنِ نیمه ی پر یا نیمه ی خالی لیوان است.
نگرش به آینده:
نقش اصلی در کیفیت زندگی هرکس را خودش ایفا می کند. و تا تصمیمی برای امروز گرفته نشود تغییری در آینده ایجاد نمی شود. هر باورِ ما به منزله ی نُتی برایِ زندگیمان است و هر نتی که امروز بوسیله ی تو نوشته می شود فردا بوسیله ی سمفونیِ هستی برای تو نواخته خواهد شد.
« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ عَلَيْكُمْ أَنفُسَكُمْ» (1)
« بیرون ز تو نیست آنچه در عالم هست از خود بطلب هرآنچه خواهی که تویی »
این تئوری در نگاه اجتماعی نیز تمامِ حرف است. و هرگاه افراد انسانی در یک اجتماع چنین باشند سرنوشت آن جامعه قطعاً به نحو دیگری رقم خواهد خورد. بعبارت دیگر؛ یک جامعه متشکل از میلیونها باور است و هرگاه باورهای مثبت در جامعه به اکثریت برسند، آن جامعه استحقاق رشد خواهد داشت. این مضمون در روایات نیز وارد است که: هر ملتی شایسته ی حکومتی است که بر آن حکم می راند.
شادی رهنمونی برای حیات طیبه:
به بیان قرآن؛ سرنوشت اخروی این دو دسته از هم اکنون کاملاً روشن است:
« إِنَّ ذَلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ » اين يک واقعيت است؛ گفتگوهاى خصمانه دوزخيان! (2)
« مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ » محمّد (ص) فرستاده خداست؛ و کسانى که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند. (3)
آری! آنان که در آتش جهنم با خصومت باهم رفتار می کنند، هم اکنون نیز اینگونه اند و هم نشینان بهشتی پیامبر، آنهایی هستند که امروز باهم مهربانند. فرق بین بهشت و جهنم خدا هم در حقیقت همین است.
به بیان استاد حسن زاده ی آملی هندسه ی هستی بر رحمت است. و هر کس چنین بیاندیشد همواره خود را شاد خواهد یافت.
خلاصه ی بحث:
همه ی کیفیت زندگی انسان ها به کیفیت نگاه آنها بستگی دارد.
« بُوَد خار و گُل باهم ای هوشمند چه در بند خاری تو گل دسته بند
گرت عیب جویی بود در سِرشت نبینی ز طــاووس جز پای زِشت»
----------------------------------------------------------------------------------
1- 10/مائده ۲- 64/ص ۳- 29/فتح
نوشته شده در چهارم شهریور 1387ساعت 13:29
......
|
|......