ماه میهمانی خدا؟!
صحبت از این ماه آنچنان هم که بنظر می رسد آسان نیست و نگاهی باریک بین به اطراف واکناف جامعه و جوانب ابن ماه پر خیر و برکت! می طلبد. رمضان ماه میهمانی خداست ولی بدلیل اینکه اصول این میهمانی برایمان مکشوف نیست آنرا به عادت تبدیل کرده ایم و به اصطلاح مانند بسیاری از امور وارداتی بومی کرده ایم. از نگاه عده ای هم بهتر است این ماه شامل رسوم سرگرم کننده ای باشد تا رشد و تعالیی در آن صورت نگیرد و بهتر آنکه اهل رمضان! با تصور تعالی و رشد معنوی در این ماه خوش باشند. شاید هم بتوان با سرگرم شدن به چنین رسومی از فشار گرسنگی و تشنگی رهید.
میهمانی هایی در این ماه مبارک! که تحت عنوان افطاری داده می شود، از رسوم واجب این ماه، قرار داده شده است. مردم به اقتضای اندیشه ی بلندشان! مقدمات این سورها را هفته ها قبل از رمضان فراهم می کنند، و عملاً به پیشواز آن رفته و خود را مهیا می کنند.
در نتیجه ی این عملکرد، کالاهای اساسی کم یاب می شود، حداقل گران می شود، بازار خورد و خوراک داغ می شود و سود جویان وارد گود می شوند. دولت هم برنامه های کنترلی خود را اعلام می کند و با گرانفروشان برخورد می کند!!! غافل از اینکه بجای برخورد با معلول بایستی به فکر هدایت علت این جریان باشد.
بله! این نوع سرگرمی و به پیشواز رفتن، بهترین راه مقابله با فرهنگ رمضان است. و این در صورتی است که اولین و سهل الفهم ترین دستور خدا برای این ماه، دوری از خوردن و آشامیدن است.
زندگی در این ماه باید از کیفیت بالاتری برخوردار باشد، زیرا این ماه بایستی، ماه خود سازی و تولد دوباره مان باشد. لاکن چون الگوی روزه توسط اجتماع، فیزیکی و جسمی ترسیم می شود، بیش از پیش به کمیت روی می آوریم و عادت به فدا کردن کیفیت در برابر کمیت می کنیم.
در این ماه همه جا پر از نشانه های ایمان می شود، نه ایمان.
در طول این ماه قرآن برای ثواب آن خوانده می شود نه برای فهمیدن، برنامه های ختم قرآن اجرا می شود. و قرآن در حصار کمیّت گرفتار می شود.
برخی تارک الصلاة ها هم نماز می خوانند! و پس از رمضان دوباره نمازشان را ترک می کنند.
میهمانی هایی با قوانین ویژه برگزار می شود. چشم و هم چشمی ها و تشریفات لوکس و پرهزینه که جای خود دارد، کسی به افطاری دعوت می شود که بتواند به نوعی از عهده ی شرمندگی میزبان بدرآید. و عموماً نیازمندان سرِ این سفره ها جایگاهی ندارند. حتی گاهی این هزینه ها قربتاً الی الله شامل قمار هم می شود. و هزینه های هنگفتی که صرف این سورها می گردد، علی رغم نظر میزبان به جیب او برنمی گردد.
عده ای از صاحب منصبان هم تمام این ماه را بجای اینکه مهمان خدا باشند مهمان سفره های مردمی که بی شباهت به سفره های بهشتی نیست، هستند. نیمه ی پنهان این مهمانی ها هم جای خود دارد... !
مردم اهل عبادت و مسجد می شوند و تصور نزدیکی به خدا دارند، ولی عید فطر که فرا می رسد گویی مردم در مبارزه (نه با نفس خویش که با خدا) پیروز شده اند! همه به مصلّی هجوم می آورند.(1) از فردا دیگر کاری به کار خدا ندارند و بجای آنکه تأثیری از رمضان گرفته باشند، تسلیم خدا شوند، و در اندیشه ی خدمت به اجتماع و خلق خدا باشند، عبادت و مسجد را فراموش می کنند به دروغ ها و نیرنگ ها ی قبلی باز می گردند و با خلق الله همان می کنند که می کردند. فطر در این فرهنگ، عید روزه خوارانی می شود که یک ماه برای همرنگی با محیط روزه گرفته یا بهتر بگویم گرسنه مانده اند و اکنون خوشحالند که می توانند بخورند. هرچند که در ماه رمضان نیز آنقدر خورده اند که یحتمل اضافه وزن هم پیدا کرده اند.
عالی ترین فرهنگ فطر به بیان حافظ علیه الرحمة افسوس خوردن به اتمام رمضان است:
عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت
محدودیت ناپسند است و هرگاه در ابعاد مادی باشد ناپسند تر. و بدا به حال آنان که روزه داری خویش را با محدود کردن خود در بخور و نخور های مادی فقط به خود ثابت می کنند. این انسانی است که مورد پسند شیطان است. زیرا خدا می خواهد انسانی بنده ی او باشد که محصور درحصار ماده نیست.
------------------------------------------------------------------------------------------------------
1- مطابق احکام شرعی نماز عیدین در غیر حضور امام(ع) مستحب است.
نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 15:7
......
|
|......