تبليغاتX
::: عالمی دیگر >> >>>>
   

صفحه نخست

پست الکترونیک

آرشیو وبلاگ

 

**********
آرشیو موضوعی

سلامت سرا
اشعار
حب دنیا
تاملی در بنیان خانواده
اسلام و مطالعات راهبردی (الگونامه ی زندگی)
شیعه شناسی و نهضت انتظار
نامه ها
شخصیت ها
امام شناسی
آیات منتخب
شیطان شناسی
یهود
الهی نامه
تعلیم و تربیت
سرویس خبر و اجتماع

**********
آرشیو نوشته های قبلی

دی 1388
آذر 1388
مهر 1388
شهریور 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
بهمن 1385
دی 1385
آبان 1385
شهریور 1385
خرداد 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384

**********

همراهان

 

درباره ی دکتر عباسی
سخنرانی های دکتر عباسی
وبلاگ دکتر عباسی
باشگاه
ابتدا
اندیشکده یقین
حیات طیبه
بت ها
داس و قلم
طب قرآني-تغذیه
درد دل اجتماع
صهيونيسم و جهان اسلام
tabrizblog
نقطه صفر
عصر ظهور
دولت قرآن
دانا
lord of love
بارانانه
آذر تیم-وبلاگ نویسی
نگاه نو
عطيلات حاج آقا و من
حاصل اوقات
کربلا
هجرت
ايپك/ باغ شمال
زورنا
حلقه
یک خبرگزاری زورکی
آذر پیام
نسل آسمان
چشمه ی پنهان
سفیر 313
گروه زیتون

.

.

.

.

.

web designer
برای درخشش دوباره اش
با همدیگر دعا میکنیم
..............

 

 

designer

.

.

.

.

 

معمای قدر:

++++++++++++++++++++ اسلام و مطالعات راهبردی (الگونامه ی زندگی) +++++++++++++++++++++


معمای قدر:

اگر تقدیر یک سال هرکس در شب قدرش رقم می خورد، شب قدر را چه باید کرد؟!

در دعا وارد است که «الهی عاملنا بفضلک و لا تعاملنا بعدلک». با این دیدگاه، تصور معامله و انتظار مزد برای هر عملی که باشد، توهینی به ساحت الهی و بی ادبی در محضر پروردگار است واگر فردی با اعمال یک شبه ی خود در یک معامله ی به ظاهر عادلانه قصد فریب خدا را داشته و نیّت خرید متاع یک سال را داشته باشد باید بداند که «والله خیر الماکرین» و اگر خدا را در ازای اعمال یک شبه ی خود بدهکارِ یک سال همراهی فرض کند، زهی خیال باطل.

شب قدر، شب حیات است نه شب ممات(إحیاء). شب تولد است نه شب مرگ. شبی برای زنده شدن است نه شبی برای خود را به موش مردگی زدن. شبِ تفکر است نه شب تقدس. زیرا یک انسان آنگونه که می اندیشد، زندگی می کند. و این شب فرصتی برای ساماندهی اندیشه ها برای یک سال زندگیِ با خدا و بندگان اوست.

نکته ی قابل توجه در این مقال تلاش برای وارونه کردن مفهوم قدر و إحیاء در فرهنگ عرفی ماست. همان تلاشی که در ماه میهمانی خدا!! ملاحظه کردیم. فرار از بیداریِ درونی یا فکری (متافیزیکی) و بسنده کردن به بیداری جسمی (فیزیکی) آفت شبهای إحیاء است. و هرکس به طریقی اقدام به این فرار می کند.

یکی با تعمیر گیرنده ی ماهواره اش ازچند روز قبل وسیله ی غفلتش را فراهم می کند و یک سال دیگر برنامه ی ابتذال برای خود دارد.

آن دیگری که روزه ی رمضان گرفته و نماز ادا کرده، سر بر بالین خود فریبی می نهد و تمایلش را برای -خود را به خواب زدن- در یک سال آینده نشان می دهد.

عده ای هم جمع می شوند و قرآن برسر می نهند و بک یا الله هم می خوانند ولی فقط می خوانند و در پایان با احساسی سرشار از بخشودگی از محفل قدرشان خارج می شوند. در این محفل هرچند گناه یک ساله ی اینان بخشوده نشده است ولی عقده های روانی شان تخلیه شده است. و از فردا می توانند با احساس تقدس بیشتری به چاپیدن بر جان و مال و ناموس مردم مشغول شوند!

آنچه خدا از بنده اش می خواهد چیست؟

و این شب چطور می تواند رهنمونی بر دربافت روش مردان خدا برای زندگی باشد؟

***

آنچه مهم است اینکه: این شب، اولین شب از بقیة عمر است، و اگر خود را برای آینده آماده نسازیم، بزودی متوجه خواهیم شد كه متعلق به گذشته هستیم.

  نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 11:50

...... |     |......

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بگو يا الله... برخيز ديوارهارا بردار... و مرزها را در هم شكن اينجا بيكراني مقدس است و هر كراني ديده شود سراب است... سر خمها را بگشاييد... انگار انگور انتظار مي شده است! شايد شراب حضور سيرابمان كند.. اگر ادعاي دوستي با قرآن داريم، پس اثر اين دوستي كو؟!… انگار با خود تعارف داريم. اگر ميخواهيم آگاهانه، اصولي و شعورمند زندگي كنيم، لزوم هماهنگي در محوراصلي زندگي ضروري است. زندگي فعلي است كه صيغه ي آن در قرآن صرف مي شود غافل از اينكه (فعل انجام عمل است نه فقط صرف آن). دوران نظريه پردازي محض تمام شده است، بايد فعاليت عملي داشته باشيم. شناخت حق با درک عناصر زمان و مکان، شرایط و موقعیت‌ها، تعهد و مسئولیت‌ ما است. هدف هستی، تحقیق حقیقت است. محقق شدن حقیقت، جز با شناختن حق غیر ممکن است. حق دارای خاستگاه الهی است. و تقابل حق و باطل انکار ناپذیر است.