دكتر علي شريعتي
سالگرد رحلت شهادت گونه دكتر علي شريعتي:
شريعتي، روشنفكري متعهد و انديشمندي مومن است كه موفق شد طي دهه قبل از انقلاب، شوري توأم با شعور بيافريند و به اين ترتيب توانست در به ثمر رسيدن اين انقلاب نقش مهمي بر جا بگذارد.
بر خلاف ديدگاه عده اي كه او را آنچنان تقديس مي كنند كه قابل نقد نباشد و آنان كه مهر تكفير بر پيشاني او مي زنند، ديدگاه سومي قابل ملاحظه است كه خارج از افراط و تفريط با بيان واقعيات و بررسي شرايط زماني دكتر شريعتي، حق قضاوت را به مخاطب مي دهد تا بر اساس واقعيت، چهره حقيقي او را شناخته و از مزاياي اين روشنفكر فرزانه بهره مند گردد.
دكتر شريعتي توانست با نگاهي نو به مسائل و معضلات كهنه ي جامعه، و ارائه ي روش هاي اصلاح طلبانه و تجدد مآبانه كه در اندرون مخاطبش مي يافت، تا حدود زيادي اوضاع نابسامان نسل جوان آن روز را به سامان آورد.
بديهي است، ديدگاه هاي الهام گرفته از انديشه هاي او مي تواند راه حلي براي رهايي از بسياري معضلات امروز جامعه اسلامي نيز باشد.
متن زير از آثار اوست:
و اكنون تو ابراهيمي، اسماعيل تو كيست؟
اسماعيل تو كيست؟ چيست؟ مقامت؟ آبرويت؟ شغلت؟ پولت؟ خانهات؟ باغت؟
اتومبيلت؟ خانوادهات؟ علمت؟ درجهات؟ هنرت؟ روحانيتت؟ لباست؟ نامت؟
نشانت؟ جانت؟ جوانيت؟ زيباييات؟ و .... من چه ميدانم؟ اين را بايد
... خود بداني و خدايت. من فقط ميتوانم نشانيهايش را به تو بدهم
و اكنون، ابراهيمي، و اسماعيلت را به قربانگاه آوردهاي. اسماعيل
توكيست؟ چيست؟ مقامت؟ آبرويت؟ شغلت؟ پولت؟ خانهات؟ باغت؟ اتومبيلت؟
خانوادهات؟ علمت؟ درجهات؟ هنرت؟ روحانيتت؟ لباست؟ نامت؟ نشانت؟ جانت؟
جوانيت؟ زيباييات؟ و .... من چه ميدانم؟ اين را بايد خود بداني و
خدايت. من فقط ميتوانم نشانيهايش را به تو بدهم، آنچه تو را در راه
ايمان ضعيف ميكند، آنچه تو را در راه مسئوليت به ترديد مي افكند،آنچه
دلبستگياش نميگذارد تا پيام حق را بشنوي و حقيقت را اعتراف كني، آنچه
تو را به توجيه و تاويلهاي مصلحتجويانه و ... به فرار ميكشاند و عشق
به او كور و كرت ميكند و بالاخره آنچه براي از دست ندادنش، همه
دستاوردهاي ابراهيم وارت را از دست مي دهي، او اسماعيل تو است! اسماعيل
تو ممكن است يك شخص باشد يا يك شيئي، يا حالت، يا يك وضع، و يا حتي يك
نقطه ضعف! تو خود آن را هر كه هست و هر چه هست بايد به مني آوري و براي
قرباني انتخاب كني. چه: ذبح گوسفند به جاي اسماعيل قرباني است، و ذبح
گوسفند به جاي گوسفند قصابي!!!
اي حاج، اكنون به كجا ميروي؟ به خانه؟ به زندگي؟ دنيا؟ رفتن از حج،
آنچنان كه آمده بودي؟ هرگز. اي كه نقش ابراهيم را در اين صحنه ايفا
كردي! هنرمند خوب در شخصيتي كه نقش او را بازي ميكند حل ميشود و اگر
خوب بازي كرده باشد، كار صحنه پايان ميگيرد و كار او پايان نميگيرد.
هنرمنداني بودهاند كه از نقشي كه ايفا كردهاند ديگر بيرون نيامدهاند
و بر آن مردهاند. و تو اي كه نقش ابراهيم را بر عهده داشتي، نه به
بازي كه به عبادت، به عشق، از نقش ابراهيم به نقش خويش رجعت مكن، خانه
مردم را ترك مكن و دوباره پا در گليم خويش مكش. اي كه در مقام ابراهيم
ايستادهاي و بر پاي ابراهيم به پا خاستهاي و به دست خداي ابراهيم دست
بيعت دادهاي، و به سرزمين ايمان و بر فرش خدا به مهماني پا نهادهاي و
در گرداب عشق فرو رفتي و خود را در خلق طائف نفي كردي و در كوهستانهاي
حيرت و آتش به جستجوي آب تلاش كردي و آنگاه از مكه، يكسره در عرفات
كردي و از آنجا، منزل به منزل به سوي خدا رجعت كردي و با «آگاهي»
(در پرتو روشني آفتاب عرفات)، و «خودآگاهي» (به روشني پاك شعور حرام)
به جمع سلاح پرداختي، و هماهنگ زمان و همگام با جمع از مرز مني گذشتي و
سرزمين عشق و ايمان را از حكومت ابليسها رها كردي، و در پايان كار
گوسفندي را ذبح كردي! ابراهيموار زندگي كن و در عصر خويش معمار كعبه
ايمان باش، قوم خويش را به حركتآر، جهت بخش، به حجخوان، به طواف آر.
و تو ! اي هم پيمان با خدا، اي همگام با ابراهيم اي كه از طواف ميآيي
و كار حج را با طواف نساء به پايان آوردهاي و در جاي معمار كعبه ،باني
مدينه حرم و مسجدالحرام ايستادهاي و روي در روي همپيمان خويش (خدا)
داري، سرزمين خويش را منطقه حرم كن، كه در مسجدالحرامي، عصر خويش را
زمان حرام كن، كه در زمان حرامي، و زمين را مسجدالحرام كن، كه در
مسجدالحرامي، كه: زمين مسجد خداوند است و ميبينيكه : نيست!
*دکتر علی شریعتی