قانون جاذبه
به من بگو به چه می اندیشی تا به تو بگویم خدا سرنوشت تو را چگونه رقم خواهد زد.
هرکس مرکز جهان خویشتن است. اعتقاد به اینکه ما پدید آورندگان شرایط هستیم نه پدیده ای برآمده از شرایط نقطه ی آغاز این موضوع است. ما تصویر و شمایلی از خدا هستیم. ما راه دیگری هستیم برای جهان هستی تا خود را درک کند.
انسان به شکل منبع آفرینش خلق شده است. پس انسان قدرت خداگونه ای برای عینیت بخشیدن به خواسته هایش دارد. چه از آن استفاده کند یا نکند. قدرت تماماً از درون ماست و به همین دلیل است که تحت کنترل ماست.
اگر تفکر بصورت آگاهانه صورت بگیرد و افکار بصورت هدفمند هدایت شود، آفرینشی نو در زندگی اتفاق می افتد. زیرا شما مدیر افکار و در نتیجه مدیر زندگی خود هستید.
«چه فکر کنید که می توانید و چه نمی توانید در هرصورت حق با شماست.»(هنری فورد)
ماموریت انسان در زندگی به او گوشزد نشده است. هرکس خود باید نقشه ی خدا برای خلق خویش را کشف کند. ماموریت و مقصد انسان در زندگی آن چیزی است که خود برای خویش انتخاب می کند.
شادی درونی جوهره ی موفقیت است. خودتان را همراه آن چیزی که آرزو دارید تصور کنید. تصمیم بگیرید چه چیزی می خواهید و روی آن تمرکز کنید، تا آن را جذب کنید. یادتان نرود که انسان موجودی نامحدود است.