شب آرزو ها

بسم الله

ليلة الرغائب

شب آرزوها

شب عشق بازي ها

خدا سر ِ سر به سر گذاشتن دارد انگار!

ده سال است به فكر اين معني ام

مي خواهم با شعري از ميلاد به عالم اين شب وارد شوم؛

"مزرعه اي خواهم خريد

خشخاش خواهم كاشت

وصداي خش خش خشكي خشخاش ها مرا بوصالش اميدوار خواهد كرد

روشني احساس من گم شده است و من در پي هيچ هنوز مي گردم

شايد آينه ي قلبم تركي برداشته است

از غربت ، از فراق ، از عشق؛

من غريبم و غريب خواهم زيست و غريب خواهم رفت

در روز رفتن من، هيچ كبوتري عاشقانه نخواهد گريست،

هيچ نرگسي پژمرده نخواهد شد

و حتي سكوت خلوت يك كاسه آب هم نخواهد شكست."

"روزي من هم به دريا خواهم پيوست

و

در آن روز :

سوار بر زورق سعادت

خاطره هاي تلخم را پارو خواهم زد

و شعر خواهم سرود."

دکتر چمران

بسم الله الرحمان الرحيم

31 خرداد سالروز شهادت دكتر مصطفي چمران است.

انسان بزرگي بود كه روزگار كمتر چون او سراغ دارد.

نكته ي مهم اينكه او كيست؟ و مهمتر اينكه او چطور چمران شد؟!

چمران حقيقتي اسطوره اي است كه اندك مطالعه در شخصيت او آدمي را مبهوت مي كند. عظمتي كه در وجود اين فرد نهفته است نشاني خدايي دارد. او الگوي مبارزه با تمام پليدي ها است كه با وجود او حجت بر همگان تمام است.

اما روش او براي رسيدن به مقام چمران، حركت بطرف خواسته ها نيست، بلكه ترك خواسته ها است.

سخن گفتن درباره او بسيار مشكل است. خود او در مرثيه اي كه هنگام دفن دكتر شريعتي بر او خواند، متذكر ميشود كه انتظار داشت دكتر شريعتي بر او چنين مرثيه اي مي خواند.

حال چه به چون مني رسد كه درباره چون اويي سخن گويم ... پس از زبان غاده همسر شهيد مي گويم:

- غاده همسر شهيد چمران اعتراف مي كند كه تا ماهها بعد از ازدواج با او متوجه طاسي سر او نشده بوده تا اينكه يكي از دوستانش به او كنايه مي زند كه مثلاً مرد قحطي بود رفتي زن يك مرد طاس شدي؟!... و آنروز ظهر غاده براي اولين بار چمران را طاس مي بيند.

اين امر نشانگر قدرت شخصيت و جذبه ي بي همتاي اوست.