انتقادی بر طراحي راهبردی جامعه ي اسلامي در ایران
1- جايگزيني هدايت بجاي مديريت:
از بررسي منابع شيعه و سنن پيامبر و ائمه بدست مي آيد كه از اولين روز بعثت رسول الله(ص) تاكنون، اصل در رهبري مسلمين و جامعه ي اسلامي توسط رهبران الهي بر هدايت بسوي مقصد بوده، نه بر مديريت و كنترل.
اين در حالي است كه امروزه در تمامي مراكز رسمي جمهوري اسلامي ايران، تكيه و تأكيد بر مديريت است و دانش مديريت بر اساس متدهاي دنياي مدرن اعمال، و يا در دانشگاهها و مراكز علمي -كه خود مديريت مي شوند- تدريس مي شود.
سنت الهی بر اینست که رشد و تعالی ماد ی ومعنوی نوع انسان بر اساس اراده و اختیار او تحقق یابد،لذا کنترل جبری انسان تاثیری بر رشد استعداد انسانی او ندارد .
2-تلاش برای تحقق جامعه هجری در برابر مدنيت (تمدن):
آنچه تا امروز در گوش ما خوانده اند، همه از تمدن بوده، كه متمدن بودن چنين است و چنان، تا جايي كه حتي جرأت تفكر در خلاف جهت آنرا نداريم. اما تمدن چيست و هجرت چه؟
تمدن؛ ايستادنِ - بشري و شايد شيطاني - براي رسيدن به خواستهاي دنيوي،و هجرت؛ حركتِ - الهي - براي نيل به آزادگي و خداگونگي است.
و لي ما همچنان به متمدن بودن خود مي نازيم و براي متمدن تر شدن برنامه ريزي ميكنيم.
شايد دليل اين موضوع عدم تبيين كامل چنين مسائلي باشد. تمدن را بنام پيشرفت به ما شناسانده اند و آنچه غير از تمدن است مفهوم ذهني بی فرهنگی و عقب ماندگی را برمي تابد.
نه! تمدن براي كسي كه پيرو ايدئولوژي الهي است پيشرفت نيست! وشايد سخن گزافي نباشد اگر بگوييم متمدن شدن براي چنين فردي به معني گرفتاري در دام شيطان است.
3- تحقق تعالي همه جانبه در برابر توسعه از نوع غربی:
توسعه، مفهوم حركت بطرف مدرنيته را برمي تابد. ولي تعالي، تكامل و پيشرفت حقيقي و تخلق به اخلاق الهي است. ناموسمندي نتيجه ي انتخاب تعالي است و بالعكس.
ناموس هر آن چيزي است كه ماوراء شخص و جان انساني تعريف مي شود، كه عبارتند از: زنان امت - ميهن- قرآن - ائمه - پيامبر - خدا
تذكر اين نكته لازم به نظر ميرسد كه از ديدگاه قرآن مال و جان وسيله ي جهاد در راه خدا شمرده شده اند:
( الذين آمنوا و هاجروا و جاهدوا في سبيل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجةً عند الله ) 20 - توبه
و خدا در اين آيه و آيات مشابه نه تنها نواميس را وسيله ي جهاد ندانسته، بلكه هدف جهاد را سبيل الله -تحقق خواستهاي الهي- بر مي شمرد (دفاع از نواميس). حال آنكه توسعه تحقق خواستهاي دنيوي و نفساني انسان است كه در بسياري موارد براي رسيدن به توسعه بايد بهاي آنرا با فدا كردن نواميس پرداخت.
4-تعريف كيفي امام:
در نماز جماعت به امامي اقتدا مي كنيم كه عادل باشد و اين مهمترين شرط امام است. در اين ميان نكته اي كه معمولا فراموش مي شود، عدالت است. اينكه امام بايد نمونه و الگو باشد نه فقط در صحت قرائت حمد و سوره، بلكه در ارائه ي روش زندگي براي امروز، امري است كه بطور معمول از آن غافليم. امام اجازه ندارد در هياهوي جامعه غرق شود و نداند.و نداند كه نداند.
حقيقت اينست كه نمازهاي جماعت ما حالتي فرماليته یافته اند و امام هاي جماعت غالباً بصورتي نه سنتي بلكه جاهلانه از ميان ملبسين عوامي انتخاب ميشوند كه غالباً سر بار جامعه اند و تقريباً هيچ نوع حركت سازنده اي ندارند. نه مولد فكرند و نه مال. و تنها و تنها مصرف كردن بلدند. چنين هايي لايق ماموم هايي چون خودند.
و عدالت اين نيست كه امامت با عبا و قبا تعريف شود. معدودند آناني كه لياقت امامت بر جماعت دارند، بهشتي ها، رجايي ها، شريعتي ها، چمران ها... هر چند در اندازه هاي كوچك. امام الگو است. اگر علي (ع) امام است، بهترين ِ زمان است. حسين(ع) هم همينطور.
اينان فقط اهل نماز و چند پارامتر ظاهري ديگر دين نيستند، همه ي دينند، دين ناطقند. در منتهاي تخصص هاي زمان خود قرار دارند، كه قسمت كوچكي از آن در زمان امام باقر و امام صادق (ع) با تربيت شاگرداني چون جابر بن حيان نمود پيدا كرد. از كار فرار نمي كنند، علي(ع) نخلستان آباد مي كند و چاه هاي آبي كه با دست خود حفر مي كند وقف مستمندان مي كند.
كوتاه سخن اينكه هر كس چنين باشد، لياقت امامت دارد. و اين تعريف كيفي امام است.
***
نكات جالبي از آيات و روايات فراواني كه در مورد امام بيان شده است، بدست مي آيد كه حاصل اندكي تأمل و توجه است.
- امامت اكمال دين و اتمام نعمت:
"اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام دينا" 3-مائده
- مزد غير منطقي (فرا تر از منطق):
"ما أسألكم عليه من أجر الا من شاء أن يتخذ الي ربه سبيلا" 57-فرقان
- امامت نور است:
امام كاظم عليه السلام در تبيين آيه "آمنوا بالله و رسوله والنور الذي انزلنا" فرمودند: النور هو الامام.
- تعبير نداشتن امام به جاهليت:
امام صادق (ع): من مات و ليس عليه امامٌ حيٌ ظاهرٌ مات ميتة جاهلية.
- زمين بدون حجت متصور نيست:
امام باقر (ع): لا تبقي الارض بغير امام ظاهر او باطن.
- هر امتي با امامش محشور مي شود:
-"يوم ندعوا كل اناس بإمامهم" اسراء ۷۱
- نكته مهم اينكه؛ بندگان خاص خدا كه با ذكر نشانه هاي الهي مورد استحمار قرار نمي گيرند، لياقت امامت بر متقين دارند:
"والذين اذا ذكروا بآيات ربهم لم يخرّوا عليها صماً و عمياناً والذين يقولون ربنا هب لنا من ازواجنا و ذرياتنا قرة اعينٍِِ وجعلنا للمتقين اماماً" 73 و 74 فرقان
-گستردگي محدوده ي اهل بيت:
امام باقر(ع): انما يعرف الله عز و جل و يعبده من عرف الله و عرف امامه منا اهل البيت.
- نوع عقل امام (نه عقل رواية كه عقل رعاية است.):
امام علي(ع): -في وصف الائمة- عقلوا الدين عقل وعايةٍ و رعاية ، لا عقل سماعٍ و رواية فانّ رواة العلم كثير و رعاته قليل.
- شرك در امامت مساوي شرك در توحيد:
از امام صادق (ع):من اشرك مع امامٍ امامتُهُ من عند الله مَن ليست امامتُهُ من الله كان مشركاً بالله.
- عدد اهل بدر ، ملاك قيام و قعود:
امام باقر (ع):اذا اجتمع للامام عدة اهل البدر ثلاثمائة و ثلاثة عشر وجب عليه القيام و التغيير.
- تمثيلي زيبا:
انا و اهل بيتي أمان لاهل الارض كما أن النجوم أمان لاهل السماء.
نوشته ای به مناسبت سالروز رحلت امام از بنده حقیر سراپا تقصیر.