حج حسینی
اول سلام
و سپاس از دوست عزیزم مسافر راهی که این مطلب را با اندکی تغییر از ایشان نقل می کنم:
اگر همراز كعبه شدن به جامه سفيدي است كه دوخت و دوزي در آن نباشد، چگونه حرمت كعبه به طواف بت پرستان حاجي نمايِ سفيد پوشي كه از حاميان انديشه ي ابوسفيان اند و چه بسا بر منبر رسول الله رفته و ردايي چون ايشان پوشيده اند، نشكسته است؟ به تاويل رويايشان كه، حيوانات درنده اي كه بر منبر ايشان آراميده اند. و آنكه در سال 60 هجري، پليدي پليدزاده، افسار ضلالت به نام هدايت به دست گرفته و دوزخ را به نام رضوان به مردمان بي عقل و انديشه اي چون خود نويدش مي دهد.حسين
ِ رسول الله(ص) را چگونه سزد كه هم دايره با مردماني شود كه از توحيد، به لقلقه اي بسنده كرده و شكمشان مد ضالّين را به ترتيل سر مي دهد و هنوز از نان و نام نبريده، هواي دلبري بس گران قيمت كرده اند؟ و براي رونق نفاقشان هم كه شده، عرق چين حج بر سر گذارده اند، قربتاً الي الشيطان!!!فرزند علي و زهرا
را چگونه سزد كه رجم ابليسِ لعين را به پرتابِ تكه اي سنگ بسنده كند و از همه هروله در پي معشوق و حيرت عشق، به فاصله اي چون صفا و مروه قناعت كند؟!!هجرت سرخت
به كربلا بايد علامت سوالي باشد براي همه قرباني هاي گوسفندي حاجّ، كه بيانديشند در وادي دلدادگي و عشق به عشق آفرين؛ كه كدامين گران بهاترينش را سر مي برند؟!!كاروانسالارا! امسال هم كه كاروان به راه مي اندازيد، كاش منِ مسلمان نامِ امام گم كرده را هم چون آن نصراني خوش وقت به حساب آوريد... .