معنى عدالت:
((خـدا بـه عدالت و احسان و بخشش به خويشاوندان فرمان مى دهد و از فحشا و زشتكارى و ستم نهى مى كند, باشد كه پذيراى پند شويد)).
ـ امـام عـلـى (ع ) درباره آيه ((خدا به عدالت و احسان فرمان مى دهد)), فرمود: مقصود ازعدالت, انصاف است و از احسان, بخشش و تفضل.
«ان الله یامر بالعدل ... .»

بی عدالتی خروج از امر الهی است و عدالت یعنی قرار دادن هرچیز سر جای خود.

شعبه هاى عدالت:

ـ امـام عـلـى (ع ): عـدالت چهار شعبه دارد: فهم دقيق , دانش عميق , حكمت شكوفا و بستان بردبارى.
ـ ايـمان بر چهار پايه استوار است : برصبر و يقين و عدالت و جهاد، عدالت نيزچهار شاخه دارد: فهم ژرفـ, دانـش عميق, حكمت شكوفا و بردبارى استوار, هركه فهيم باشد, از ژرفـاى دانـش آگـاه شـود و هـركـه از ژرفاى دانش آگاه شود, ازآبشخورهاى حكمت بـنوشد و هركه بردبار باشد, در كار خود كوتاهى نورزد و در ميان مردم خوشنام زندگى كند.

ارزش عدالت از دید روایات:

ـ امام على (ع ): عدالت, شالوده اى است كه جهان بر آن استوار است.
ـ عـدالـت, تـرازوى خـداى سبحان است كه آن را در ميان خلق خود نهاده و براى برپاداشتن حق نصب كرده است.
ـ خداوند پاك, عدالت را برپادارنده مردمان و مايه دورى از حق كشي ها وگناهان و وسيله آسانى و گشايش براى اسلام قرار داده است.
ـ عدالت, برپادارنده مردم و زيور حكمرانان است.
ـ امام صادق (ع ): عدالت , از آبى كه شخص تشنه به آن مى رسد گواراتر است.
ـ عدالت از عسل شيرين تر, از مسكه نرمتر و از مشك خوشبوتر است.
ـ امام على (ع ): عدالت, مطبوع است و هواى نفس , منحرف و ستمگر.
ـ فاطمه زهرا(س): خداوند عدالت رابراى آرامش دلها واجب فرمود.

گستردگى عدالت:
ـ حكيمى براى هفت جمله , هفتصد فرسنگ در پى حكيمى ديگر رفت، یک جمله اين بود كه از او پرسيد: فراختر از زمين چيست؟
آن حكيم پاسخ داد: عدالت, فراختر اززمين است.
ـ امـام عـلـى (ع ) دربـاره زمـيـنـهـايـى كـه عـثـمـان بـه تـيـول داده بود و برگرداندن آنها به مـسلمانان ,فرمود: به خدا سوگند, اگر زمينى را بيابم كه به كابين زنان رفته و كنيزان به وسيله آنـها خريدارى شده باشند, بيگمان آن را برمى گردانم, زيرا, عدالت فراخ است و هركه عدالت بر او تنگ آيد, بى عدالتى بر وى تنگ تر آيد.
ـ امـام بـاقـر(ع ): چـه گـسـتـرده اسـت دامـنـه عدالت! اگر در جامعه عدالت اجرا شود, مردم بى نيازمى شوند.

عدالت و سياست:

ـ پيامبر خدا(ص ): عدالت, سپرى نگهبان و بهشتى ماندگار است.
ـ امام على (ع ): عدالت برترين دوسياست است.

ـ عدالت, فضيلت فرمانروا (يا قدرت ) است.
ـ عدالت, سپر دولت هاست.
 ـ عدالت, نظام فرمانروايى است .
ـ عدالت پيشه كن, تا (همچنان )حكومت كنى .
ـ به عدالت رفتار كن, تا پادشاهى كنى .
ـ سياست دادگرى سه چيز است : نرمى توام با دورانديشى, سختگيرى در عدالت و احسان همراه با ميانه روى.
ـ هيچ چيز مانند عدالت, شهرها راآباد نكرده است.
ـ عدالت متضمن پيروى كردن ازسنت خدا و پايدارى دولت هاست.

ـ عدالت , مردم را اصلاح مى كند.
ـ عدالت, كسى را كه به آن عمل كند از افتادن مظالم و حقوق مردم به گردنش آسوده مى كند.
ـ با عدالت است, كه كار ملت اصلاح مى شود.
ـ به سبب عدالت, بركت ها دوچندان مى شود.
ـ عدالت فرمانروا, بهتر از فراخى و حاصلخيزى زمان است.
ـ پيامبر خدا(ص ): يك ساعت عدالت ,بهتر از شصت سال عبادت است كه شبش به عبادت و روزش بـه روزه دارى بـگـذرد و يك ساعت بى عدالتى در حكومت (يا داورى ) نزد خدا بدتر از شصت سال گناه است.

 

تأثیر عدالت در روابط حاکمیتی:

حكومت و روابط حاكميتي در كيفيت انسانها تأثير غيرقابل انكاري دارد. هرگاه كرامت انسان در جامعه بوسيله ي حكومت مراعات نگردد نمي توان از توده ي مردم انتظار غير معقول داشت. در كلام امير المومنين آمده است كه هرگاه فرومايگان بر جامعه مسلط شوند گرانمايگان ورافتند، يا، چون امور بدست اراذل افتد افاضل هلاك شوند.

و كرامت انساني جز به عدالت محقق نمي شود. عدالت لازمه ي تربيت است ؛در كلام اميرالمومنين(ع) به صراحت آمده است:

العدل حياة - بالعدل تصلح الرعية - ما عمرت البلاد بمثل العدل اص127

عدالت بهترين وسيله است تا بتوان مردمان را از آلودگيها پالود و به راستى و درستى سير داد، در سخنى ژرف از امير مؤمنان(ع ) آمده است: جعل الله سبحانه العدل قوام الانام، و تنزيها من المظالم و الاثام، و تسنية للاسلام
خداوند سبحان عدل را ستون زندگى مردم، و سبب پاكى از ستمكاريها و گناهان، و روشنى چشم اسلام قرار داده است.

سيره پيامبران بر اين بوده است كه با زدودن ستمها و برپا كردن عدالت، آدميان را به صفات و كمالات الهى متصف كنند.

در حكومت ظلم انسانها به خوارى كشيده مى شوند، گناه و معصيت مى كنند، و دست به تباهى مى زنند؛ اما در حكومت عدل استعدادها شكوفا مى شود، خردها به كمال مى رسد و حكمت و علم فراگير مى شود. شاخصه و نمونه اعلاى اين تربيت ، در حضور حجت حق، امام زمان (عج ) تحقق مى يابد؛ تا جايى كه در آن زمان فرخنده زنان در خانه ها باكتاب خدا و سنت پيامبر قضاوت مى كنند. از امام باقر(ع ) روايت شده است كه فرمود:توتون الحكمة فى زمانه حتى ان المراءة لتقضى فى بيتها بكتاب الله تعالى و سنة رسول الله(ص )

در دولت مهدى (ع ) به همه مردم علم و حكمت مى آموزند تا آنجا كه زنان در خانه ها با كتاب خدا و سنت پيامبر(ص ) قضاوت مى كنند.

امام باقر(ع ) درباره تحول تربيتى و اكمال عقول در آن دوره مى فرمايد:

چون قائم ما قيام كند، دست خود را روى سر بندگان مى گذارد و بدين ترتيب خردهاى مردمان را به كمال مى رساند و اخلاقشان را كامل مى كند.       بحارالانوار، ج 52، ص 336

آن حضرت به تاييد الهى، خردها را نورانى مى كند تا مردمان پيروى هوا و هوس نكنند و خلق و خويها را الهى مى كند تا به نيكى و درستى زندگى كنند. واينها همه در سايه ي تحقق عدل محقق مي شود.

روایاتی در مورد زمامدار بیدادگر:

ـ پـيـامـبـر خـدا(ص ): نـخستين كسى كه به دوزخ مى رود, زمامدارى است كه عدالت نورزيده و ثروتمندى كه حقوق مالش را نپرداخته است و تهيدست پرفخر.
ـ شفاعت من شامل حال قدرتمندبيدادگر ستمگر, نمى شود.
ـ پـيـامـبـر خدا(ص ) در آخرين خطبه اش در مدينه در پاسخ به پرسش على (ع ) از جايگاه زمامدار بـيـدادگـر, فرمود: او چهارمين نفر از چهار نفرى است كه روز قيامت سخت ترين عذاب را دارند: ابليس, فرعون, آدم كش وچهارمينشان زمامدار بيدادگر.
ـ كـسـى كه بر ده نفر فرمانروا شود و در ميانشان به عدالت رفتار نكند, روز قيامت در حالى آورده مى شود كه دستها و پاها و سرش در سوراخ تبرى جاى داده شده است.

ریشه ی درونی عدالت:

ـ امـام عـلـى (ع ): فضايل چهارگونه اند:اول حكمت است و جانمايه آن انديشه باشد, دوم عفت اسـت و جانمايه آن شهوت باشد, سوم شجاعت است و جانمايه آن غضب باشد,و چهارم عدالت است و جانمايه آن اعتدال قواى نفسانى باشد.

نسبت عدالت و ايمان:
«كـسـانـى كـه ايمان آوردند و ايمان خود را به هيچ ستمى نياميختند, ايمنى از آن ايشان است و ايشان رهيافتگانند».
ـ امام على (ع ): عدالت, زيور ايمان است.
ـ عدالت, سر ايمان و مجمع نيكي هاست.

نسبت عدالت و فضيلت:
ـ امـام عـلـى (ع ) در پـاسـخ بـه ايـن پـرسش كه : عدالت برتر است يا بخشندگى ؟
فرمود: عدالت هـرچـيـزى را در جـاى خـودش مـى گـذارد و بـخشندگى امور را از جهتشان خارج مى سازد, عـدالـت سـيـاستى فراگير است اما بخشندگى عارضه اى خصوصى است.

نسبت عدالت و زندگى:

ـ امام على (ع ): عدالت, زندگى است.
ـ عدالت, مايه حيات حكم هاست.
ـ امـام كـاظـم (ع ), دربـاره آيـه ((زمـيـن را بعد از مرگش زنده مى كند)), فرمود: منظور زنده كردن زمين با باران نيست, بلكه خداوند مردانى را مى فرستد كه عدالت را زنده مى كنند و با زنده شدن عدالت زمين نيز زنده مى شود.

نسبت مهدویت و عدالت:

ـ امام حسن عسكرى (ع ) به عمه خود حكيمه دخت محمدبن على بن موسى الرضا(ع ), فرمود: امشب نزد مـا بـمـان , زيـرا بـزودى فرزندى به دنيا خواهد آمد كه نزد خداى عزوجل گرامى است و خداوند عزوجل به وسيله او زمين را پس از مردنش زنده مى كند.
ـ امـام بـاقـر(ع ) درباره آيه ((بدانيد كه خدا زمين را بعد از مردنش زنده مى كند)), فرمود: خداى عزوجل زمين را بعد از آن كه مرد به وسيله قائم (ع ) زنده مى كند.
ـ امام صادق (ع ), در پاسخ به پرسش از همين آيه , فرمود: مقصود, عدالت بعد از ستم است.

نخستين گام عادل بودن:

ـ امـام على (ع ): از محبوبترين بندگان خدا نزد او, بنده اى است كه خداوند وى را در برابر نفسش يـارى رسانده, پس اندوه را زيرپوش خود كرده و ترس (از خدا) را بالاپوشش. چنين كسى از معادن دين خدا و اوتاد زمين اوست ,خويشتن را ملزم به عدالت كرده است و نخستين گام عادل بودن او دور كردن هوا و هوس ازخويش بوده است.

سفارش به رفتار عادلانه با دشمن و هنگام خشم:
«اى كـسـانـى كـه ايـمان آورده ايد براى خدا قيام كنيد وبه عدل گواهى دهيد و دشمنى با يك گروه وادارتان نكند كه عدالت نورزيد.»
ـ امـام عـلـى (ع ) در سـفـارش به فرزند بزرگوارش امام حسين (ع ), مى فرمايد: تو را سفارش مى كنم به تقوای الهی در روزگار توانگرى وتهيدستى و به رعايت عدالت با دوست و دشمن.
ـ امـام عـلـى (ع ), در سـفـارش بـه فـرزنـد بـزرگـوارش حـسـن (ع ), مـى فرمايد: فرزندم! تو را سفارش مى كنم به گزاردن نماز در وقتش و رعايت عدالت در هنگام خشنودى و خشم.

عادلترين مردم:

ـ پـيامبر خدا(ص ): عادلترين مردم كسى است كه بر مردم همان پسندد كه بر خود مى پسندد وبر آنان نپسندد آن چه را بر خود نمى پسندد.
ـ امام على (ع ): عادلترين مردم كسى است كه در عين داشتن قدرت, انصاف داشته باشد.
ـ عادلترين مردم كسى است كه با آن كه بر او ستم كرده به انصاف رفتار كند.
ـ عادلترين خلق , كسى است كه بيش از همه به حق داورى كند.
ـ شخصى به رسول خدا(ص ) عرض كرد: دوست دارم عادلترين مردم باشم، فرمود: آن چه براى خودت دوست دارى, براى مردم نيز دوست بدار تا عادلترين مردم باشى.
ـ امـام على (ع ): عادلانه ترين روش اين است كه با مردم آن گونه رفتار كنى كه دوست دارى باتو رفتار كنند.
ـ منتهاى عدالت , اين است كه آدمى با خودش به عدالت رفتار كند.
ـ هيچ عدالتى , برتر از رد مظالم نيست.

ياوران عدالت:

ـ امـام عـلـى (ع ): براى عدالت از حسن نيت داشتن درباره ملت و كم كردن طمع و پارسايى زياد, كمك بگير.
ـ هـرگـاه رعيت حق زمامدار را بگزارد و زمامدار حق رعيت را, حق در ميان آنان عزيز ونيرومند شود و راههاى دين هموار و نشانه هاى عدالت برپا و كارها در مجراى طبيعى خودپيش رود و بدين سان زمانه اصلاح شود و به ماندگارى دولت اميد رود و طمع دشمنان , به ياس مبدل گردد. در غیر اين صورت اتحاد و يكپارچگى به اختلاف گرايد و نشانه هاى ستم و انحراف آشكار شود.