زن و جامعه:

دیدگاه اسلام نسبت به روابط زن و مرد چیست؟

و دلایل محدودیت در روابط زن و مرد کدام است؟

ایراد اینجاست که بجای توجه به اصول و بنیاد های مشکلات موجود، سعی می کنیم با ارائه ی ویرایش جدیدی از روشِ گذشته و یا با ارائه ی چیدمانِ جدیدی از پارامترهای موجود، به حل معضل بپردازیم، ناگاه در برابر مشکلاتی چند برابر قرارمی گیریم!

اسلام بعنوان یک مکتب جامع می خواهد مردان و زنان مسلمان با روحی آرام و جسمی سالم بتوانند قله های انسانیت و فلاح را فتح کنند و این امر جز با توجه به نیازهای غریزی و فطری امکان ندارد.

اولین قدم حرکت به طرف تعالی، چه برای زن، چه برای مرد و چه برای جامعه توجه رهبران جامعه به تربیت زن است.  شنیده ایم که از دامن زن مرد به معراج رود. مطمئناً جامعه ی فردا در دست زنانِ امروز است. زن بعنوان محور و کانون خانواده اساسی ترین نقش را در تربیت نسل آتی به عهده دارد و چنانچه این نقش توسط هر عاملی (حتی برنامه های دولتی) تضعیف گردد، صدمات جبران ناپذیری به جامعه ی آینده وارد خواهد شد.

امنیت حریم خانوادگی و روابط اجتماعی، مهمترین تأثیر را در تربیت صحیح زن دارد که باید مورد توجه خاص قرار گیرند. و این امنیت جز با کنترل روابط زن و مرد امکان ندارد.

در این بحث دو کلمه ی امنیت و کنترل نیاز به توضیح دارند:

امنیت:

 روابط زن و مرد در بیرون خانه باید به گونه ای تنظیم شود که:

1- امنیتِ حریم خانواده را تهدید نکند.

2- هرگاه یک زن تنها در میان مردان یا یک مرد نتها در میان زنان قرار گیرد، مطمئن باشد که به هیچ وجه در معرضِ خطری قرار ندارد.  

کنترل:

إعمال ِکنترل توسط نیروی قهریه حکومتی در بلند مدت تأثیر معکوس خواهد داد. لذا برای موفقیت در امر تربیت جنسی اجتماع، باید به شدت از طراحی و مهندسی برخوردهای اجتماعی پرهیز کرد و به روش های دیگری چون مهندسی برخوردهای درونی روی آورد و از طرف وجدان بیدار شخص خاطی، با او به مقابله برخاست. وجدان به عنوان پلیس درونی کارایی بیشتری خواهد داشت. همچنین کنترل های لطیفی که بوسیله ی خانواده اعمال می شود را نیز نباید از نظر دور داشت.

حجاب دروغین عده ای از زنان در جامعه ی امروز ما حاصل همین نوع برخورد ها و تلقیِ اجباری بودن حجاب است.    

- اسلام سخن گفتن دو نامحرم را (هر گاه نیاز ایجاب کند) جایز می داند. چنانچه در قرآن آمده، حضرت یوسف(ع) با زلیخا سخن گفت.

- نگاه کردن زن و مرد به همدیگر دارای احکام خاصی است که در رساله های توضیح المسائل آمده است و مطلقاً حرام نیست.

- آشنایی زن و مرد هم با همدیگر نیز به شرط برقراری امنیت از نظر اسلام جایز است.

(وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ)

مردان و زنان باايمان، ولىّ (دوست) يکديگرند؛ امر به معروف، و نهى از منکر مى‏کنند؛ نماز را برپا مى‏دارند؛ و زکات را مى‏پردازند؛ و خدا و رسولش را اطاعت مى‏کنند؛ بزودى خدا آنان را مورد رحمت خويش قرارمى‏دهد؛ خداوند توانا و حکيم است!

زن و مرد برای هم آفریده شده اند، لذا در جامعه ی سالم و بدون خصومت و عقده های خرافی، باهم ارتباطی سازنده و مشروع دارند و دوستانه در صدد برطرف کردن کاستی های هم خواهند بود و این امر عروج الی الله و منتهای رحمت الهی است.

زنانگی زن استعدادی خدایی برای گرما دادن و صمیمیت بخشیدن به محیط خانواده و تولید و تربیت نسل سازنده ای برای آینده است. اگر این استعداد در مسیر نادرست صرف شود نتیجه از هم اکنون مشخص است: نسلی بی هویت و بی تربیت برای آینده.

 

یکی از دوستان اینچنین نظر دادند:

بسم حق و سلام به شما برادر گرامی.در رابطه با بحث حضرت آدم و ابوالبشر و ادامه نسل مطالبی میدانم که دقیقا با گفته های شما متناقض می باشد.اما برای بعد امتحانات می گذارم.و اما دو مطلب تازه:نوشته اید که:- آشنایی زن و مرد هم با همدیگر نیز به شرط برقراری امنیت از نظر اسلام جایز است.اصولا چون مخاطب یک فرد عامی است پس باید کلمه آشنایی را در این بحث کنکاش کرد.اگر از دید ازدواج به آشنایی بنگریم.از نظر اسلام صحبت دو نامحرم بدون اجازه والدین و اطلاع آنان برای ازدواج جایز نیست.(فانکحوهن باذن اهلهن و...نسا).

دوست عزیز سلام

آماده ی شنیدن بحث حضرت آدم و ابوالبشر بودن او و ادامه نسل او، چنانچه به حرامزاده بودن نوع بشر نیانجامد هستم.

*- کنکاشِ کلمه «آشنایی» مشکلی ندارد. من و شما نیز بنوعی با هم آشنا هستیم. به نظر ایرادی ندارد.

*- از دید ازدواج هم، اگر از نظر اسلام صحبت دو نامحرم بدون اجازه والدین و اطلاع آنان برای ازدواج جایز نیست، برای امور جزئی تری چون علم آموزی و ...(مانند آشنایی من و شما) چطور جایز می شود؟ (فقط بعنوان یک سئوال به ذهنم رسید!  نظر خودم را ننوشتم.)

*- (فانکحوهن باذن اهلهن و...) این آیه هم ناظر به نکاح به اذن والد است نه آشنایی. که البته بسیاری از حضرات آیات استثناهایی برای این آیه قائلند که دایره ی شمول فراوانی دارد. مثلاً عده ای برای دوشیزه ی رشیده اذن پدر را ضروری نمی دانند ولی استحباب تشریفاتی می دهند.