دکترین حبیب
هرکس به دنبال انجام وظیفه ی خود باشد.
حبیب پشت کامپیوتر شخصی خودش که به کارخانه برده بود، با برنامه ی سالید وورک مشغول طراحی یکی از قطعات خط تولید بود.
یکی از همکارانش وارد اتاق شد ورشته ی افکار او را پاره کرد و با دلسوزی گفت: «تو کاری به کار بزرگترا نداشته باش. هرچی گفتن قبول کن تا راه رو برا پیشرفتت هموار کنن.» سرش را بلند کرد و خیلی جدی ادامه داد: «اونا کلی پول گرفتن. تو باید کارشونو را بندازی والّا...!»
حبیب دست از کار کشید. سخنان همکارش را قطع کرد و اینطور جواب داد: «من اینجا یه کارگرم و رشوه خواری و فساد به من مربوط نیست. این حرف ها رو می تونی در حراست کارخونه بزنی. اگر راست بود و ثابت کردی، اجر دنیا و آخرتت رو می گیری وگرنه یادت میدن که آدم نباید دروغ بگه.»
***
شرح و بسط این چند سطر به طرح دکترینی در اداره ی اجتماع می انجامد که بعنوان دومین دکترین دانشگاه هجرت و در رشته ی علوم اجتماعی به ثبت رسید و افتخار شرح و دفاع آنرا طی همین وب نوشت به شخص ایشان واگذار می کنم.
***
اگر همه اینجور بودند و اینطور می اندیشیدند چی می شد؟
چند نفر در ایران 70 میلیونی ما از امکانات شخصی خود فقط در محل کارشان (آن هم از نوع دولتی) استفاده می کنند؟
و چند نفر در کشور امام زمان! اینطور می اندیشند که تکلیف من انجام وظیفه است و حاشیه ی کار به من مربوط نیست؟
***
کشوری که در آن همه چیز به همه کس مربوط است، همین است. و رسیدن به این باور که من باید کار خودم را به بهترین وجه انجام دهم، قدم اول در پیشرفت است.
***
حبیب آن روز نتوانست بدلیل عدم تعادل فکری کار خود را مانند بقیه ی روزها انجام دهد.
----------------------------------------------------------------------------------------
دکترین حبیب
در یک اجتماع سالم و پیشرفته هیچ کس در امور مربوط به دیگری دخالت نمی کند و هرکس وظیفه ی خود را انجام می دهد. ارگانی از دولت هم همه ی امور را در کنترل خود دارد که وظیفه اش تحقیق و تفحص و بدست آوردن اخبار است. (مثلاً سازمان یا وزارت اطلاعات یا استخبارات یا کانون حراست کشور)
همه ی اخبار و اطلاعات در کانونی بنام سازمان یا وزارت مذکور جمع می شود و مورد تجزیه و تحلیل قرارمی گیرد. و تمامی اشخاص و ارگان ها فقط به دنبال انجام وظایف محوله ی خود هستند. البته وظیفه ی سازمان مذکور هم همین استخبار و رسیدگی به انجام وظیفه ی دیگران است.
در این اجتماع، همه ی اخبار بایستی به اطلاع این کانون برسد و نشر هر گونه اخبارِ منفی اعم از صدق و کذب ممنوع، درحکم غیبت، تهمت و افترا تلقی شده و توسط همین ارگان مورد پی گرد قرارگرفته و منجر به اجرای حدود شرعی خواهد شد.
با لحاظ این دکترین، آیا بازهم کسی به همین راحتی می تواند با بیان چند جمله ی نامربوط، سازمان فکری کسی را که خود را برای کار و سازندگی مهیا کرده است به هم بریزد و موقعیتی برای سوء استفاده ی خود یا دیگران بوجود آورد؟