اهداف انقلاب اسلامی ایران

همه ساله در ایام دهه ی فجرسازمان ها و ارگان های نظام جمهوری اسلامی آمار موفقیت ها و دستاوردهای خود را بوسیله ی رسانه های جمعی به اطلاع عموم می رسانند. شاید این عمل در نگاه اول بسیار پسندیده بنظر برسد، ولی با عنایت به نکاتی که ذکر می شود باعث بسی سرافکندگی برای مجریان نظام خواهد بود.

در اعلام این آمار و ارقام معمولاً مقایسه ای با دوره ی طاغوت صورت می گیرد که از دوجهت قابل نقد و بررسی است:

اولاً: این مقایسه باطل است و از نظر علم منطق مغالطه به شمار می رود. به این دلیل که هنگامی می توان دو مجموعه را باهم مقایسه کرد که هردو وجود داشته باشند و ناظر مقایسه کننده بدون غرض در صحنه ی قضاوت حاضر باشد. در این مقایسه، یک مجموعه وجود دارد و ناظر و منظر هر دو یکی است. انگار اسبی در میدان مسابقه است که بدون رقیب است و فقط با خود مسابقه می دهد. بدیهی است که هر قدم این اسب به طرف خط پایان، به معنی پیروزی و دستاورد نیست. امکانات امروزی قابل مقایسه با نیم قرن قبل نیست و دنیای امروز دنیای پنجاه سال قبل نیست. و اصولاً مقایسه ی کار دست با ماشین آلات، باطل است.

ثانیاً: مگر هدف انقلاب واگذاری چند میلیون خط تلفن ثابت و همراه یا جاده سازی و تکمیل خطوط لوله ی گاز و از این دست مسائل بود که ما امروزه خود را به آن مفتخر می دانیم؟

در این میانه سهم هرکس از انقلاب در هاله ای از ابهام است. عده ای خود را میراث دار انقلاب می دانند و پس گذشت سی سال آماده ی واگذاری این سنگر به نیروهای تازه نفس و جوان نیستند. فکر منجمد قشری که در اوان انقلاب برای آزادی مردم زحمت بسیار کشیده اند، مانع تعالی نظام است و هرچه توان داریم صرف توسعه ای می شود که در نهایت به وسترنیزاسیون خواهد انجامید. به عبارت دیگر؛ هدف انقلاب مبارزه با امریکا بود. اما امروز امریکایی شدن را هدف خود قرار داده ایم.

نکند اعلام این آمار و ارقام سرپوشی بر نا توانی ها و نا خواسته های مجریان نظام باشد؟